• 200 عکس پروفایل
  • بلاگرز

    تمامی اطلاعات, خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت های فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و بلاگرز هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد .
    تولبار و نحوه استفاده از آن

    تبلیغات

    ***

    خیریه مهربانه

    خیریه مهربانه

    پست ثابت

    همت 110

    تبلیغات

    همت 110
    

    الکساندر کنیازف : «دوستُم» به دنبال جذب کمک‌های «تاشکند»

    :: الکساندر کنیازف : «دوستُم» به دنبال جذب کمک‌های «تاشکند»

    الکساندر کنیازف : 

    «دوستُم» به دنبال جذب کمک‌های «تاشکند»

    کارشناس سیاسی روس با اشاره به حوادث اخیر افغانستان و کاهش کمک‌های داخلی به ژنرال «دوستم» گفت: سفر این مقام افغانستانی به «تاشکند» با هدف جلب حمایت‌های ازبکستان صورت گرفته است.

    ۹۵/۰۸/۱۵ :: ۰۸:۴۱

    «الکساندر کنیازف» کارشناس سیاسی روس در یادداشتی اختصاصی که در اختیار خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه قرار داد به بررسی اهداف سفر ژنرال «عبدالرشید دوستم» معاون اول رئیس جمهور افغانستان به ازبکستان پرداخت.

    در این یادداشت آمده است: موضوع سفر دوستم به ازبکستان زمانی مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت که «ابومسلم» روزنامه نگار شناخته شده افغانستانی در این خصوص در شبکه های اجتماعی اطلاعاتی را بیان کرد.

    البته هیچ یک از اطرافیان ژنرال نیز این خبر را تکذیب نکردند و فراتر از آن حتی شبکه اطلاع رسانی افغانستان از آن گزارش داد که دوستم در حالی اقدام به سفر به ازبکستان کرد که یک هیئت متشکل از اعضای دولت و افراد متنفذ قومی وارد «جوزجان» شدند تا با وی دیدار کنند ولی از سوی رئیس دفتر دوستم به حضور پذیرفته نشدند.

    از چندین سال به این طرف دختر دوستم در تاشکند به سر می‌برد و اگر در افکار عمومی تصور کلیشه ای «روابط سیستمیک» ژنرال با رهبری تاشکند وجود نداشت، می شد توجیه به اصطلاح خانوادگی این سفر را به راحتی پذیرفت.

    واقعیت امر این است که سیاست تاشکند به صورت قابل توجهی عمل گرایانه بوده و نگاهی به حوادث سالهای گذشته از جمله در دهه 1990 ارتباط دوستم با ترکیه موجب شک و تردیدها و حتی سوء ظن برای مقامات عالی ازبکستان بوجود آورد.

    موقعی که در ماه می سال 1997 دوستم بار اول از ترس طالبان به ترکیه فرار می‌کرد، مرزبانان ازبکستان وی را به عنوان یک نفر «درخواست کننده» به صورت طولانی در گذرگاه مرزی «حیرتان-ترمذ» نگاه داشتند و بعدا امکان عزیمت به وی را به استانبول دادند.

    پس از سال 2002 موقعی که در پی رقابت‌های شدید بین دوستم و «عطا محمد نور» کنترل «مزار شریف» در اختیار جمعیت اسلامی قرار گرفت، تاشکند مصمم به همکاری با والی واقعی «بلخ» شد. در تمام این مدت تعلق قومی دوستم برای رهبری ازبکستان در درجه دوم مورد اهمیت بود.

    به خصوص موقعی که عطا محمد نور توانایی خود برای تبدیل بلخ به با ثبات ترین منطقه افغانستان را به نمایش گذاشت.

    با این وجود نمی‌توان سفر دوستم به تاشکند و محتوای احتمالی سیاسی آن را نادیده گرفت. در همان روزی که سفر دوستم در شبکه های اجتماعی مطرح شد (3 نوامبر)، «عبدالله عبدالله» رئیس اجرایی دولت کابل در حاشیه اجلاس نخست وزیران سازمان همکاری های شانگهای در بیشکک با «رستم عنایت اف» معاون اول نخست وزیر ازبکستان ملاقات کرد.

    در محافل نزدیک به عبدالله در رابطه به توسعه روابط اقتصادی با ازبکستان انتظارات بالایی وجود دارد.

    این نکته نیز قابل یادآوری است که نخستین فرد از سیاسمتداران افغان، عطا محمد نور بود که بر خلاف مقررات رسمی جلوتر از «اشرف غنی» رئیس جمهور افغانستان مراتب درگذشت «اسلام کریم‌اف» را تسلیت گفت.

    با توجه به تحولات اخیر افغانستان و از دست دادن همه متحدان بالقوه سیاسی از سوی دوستم، سفر وی به تاشکند می‌تواند هدف جلب حمایت‌های خارجی داشته باشد.

    توافقات صورت گرفته بین عبدالله و غنی برای رفع بحران قدرت، سهیم کردن حزب اسلامی «گلبدین حکمتیار» در سیاست داخلی افغانستان، روابط پیچیده دوستم با سیاست گذاران کلیدی در عرصه مسائل نظامی (حنیف اتمر، معصوم استانکزی و دیگران)... این همه به طور چشمگیری اهمیت دوستم نه تنها در کشور بلکه حتی در منطقه خودش «جوزجان» را نیز (که بعد از شکست فاجعه آمیز اقدامات نظامی علیه طالبان در «فاریاب» به این جا برگشت) پائین آورده است. تغییر و تحولات مربوط به چشم انداز سیاسی افغانستان می‌تواند نقش دوستم در این کشور را در مجموع تا نقطه صفر پائین آورد.

    دوستم در تاشکند در تلاش هست تا روی تضادها و منافع خصوصی سیاستمداران ازبک مانور دهد. چنانچه دوستم با مقامات تاشکند دیدار کرده باشد، پس بالاترین سطح ممکن پذیرش وی از سوی «شهرت غلام اف» معاون اول سازمان امنیت ملی ازبکستان خواهد بود که مسائل مربوط به امنیت مرزی کشور و از جمله با افغانستان را زیر نظر دارد.

    این مقام ازبک رابطه نسبتا پیچیده‌ای با «شوکت میرضیایف» رئیس جمهور موقت و «رستم عظیم اف» معاون نخست‌وزیر ازبکستان داشته و حمایت از دوستم ممکن است برایش جذاب به نظر رسد.

    قابل یادآوری است که این حرکت دوستم برای بار اول نیست که به علت عدم پشتیبانی داخلی به دنبال حمایت‌های خارجی بر می‌آید. وی در بهار سال 2014 نیز سفرهای مشابهی به «تاشکند»، «آستانه» و «دهلی نو»  و در سال 2015 به «گروزنی» و «مسکو» انجام داده بود.

    دوستم برای بسیاری از سیاستمداران و مقامات نظامی کشورهای شوروی سابق بر خلاف رهبران جمعیت اسلامی (که علیه شوروی می جنگیدند) و یا سیاستمداران پشتون به صراحت غرب گرا (مانند اشرف غنی)، هنوز هم از مهره‌های نسبتا قابل اعتماد می‌باشد.

    اما در حال حاضر غنی با واگذاری حوزه‌های نظامی و امنیتی به آن عده از پشتون‌های که در گذشته با نظامیان شوروی ارتباط داشتند (مانند اتمر و ستانکزی)، در این زمینه نیز محیط را برای دوستم تنگ تر می‌کند.

    در هر صورت بعید است که رهبران آسیای مرکزی ضمن در نظر گرفتن منطقه حائل مرزی با افغانستان به صورت جدی روی دوستم حساب باز کنند. هر گونه تماس و ارتباط با وی با هدف اقدامات واقعی نبوده بلکه فقط می‌تواند موضوع بازی‌های سیاسی باشد.

    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950814000779

    منبع : آسیا نیوز |الکساندر کنیازف : «دوستُم» به دنبال جذب کمک‌های «تاشکند»
    برچسب ها : دوستم ,ازبتان ,افغانستان ,تاشکند ,سیاسی ,صورت ,دوستم برای ,رئیس جمهور ,جمعیت اسلامی ,کمک‌های «تاشکند» ,قابل یادآوری ,رئیس جمهور افغانستان

    پنج هزار زن امسال به نیروی پلیس افغانستان پیوستند

    :: پنج هزار زن امسال به نیروی پلیس افغانستان پیوستند

    پنج هزار زن امسال به نیروی پلیس افغانستان پیوستند

    هرات - ایرنا - سخنگوی فرمانده پلیس هرات افغانستان با بیان اینکه امسال 200 زن جذب نیروی پلیس این استان شده اند و مشغول فراگیری آموزش های نظامی هستند ،‌گفت: در مدت یاد شده در سراسر این کشور در مجموع پنج هزار زن به کادر پلیس پیوسته اند.

    تاریخ خبر: 15/08/1395 | ساعت: 16:21

    «عبدالروف احمدی»، روز شنبه در حاشیه همایش پلیس زن در هرات به خبرنگار ایرنا گفت که امسال در سراسر کشور بیش از پنج هزار زن به نیروی پلیس افغانستان پیوسته اند و شماری از آنان نیز آموزش های نظامی حرفه ای خود را در ترکیه گذرانده اند.
    اغلب نیروهای پلیس زن افغانستان برای کسب آموزش های حرفه ای به کشور ترکیه اعزام می شوند و امسال حدود 500 تن از زنان افغان، پس از گذراندن دوره های آموزشی به کشور خود بازگشته اند.
    سخنگوی فرمانده پلیس هرات افزود که زنان مانند مردان توانائی های خوبی در مبارزه با دشمنان دارند و به عنوان نیمی از پیکره جامعه افغانستان، دوشادوش مردان می توانند با تروریست ها مقابله کنند.
    احمدی گفت که روند جذب پلیس زن ، هر سال نسبت به سال ماقبل در هرات و سراسر افغانستان رو به رشد بوده است.
    انجام اصلاحات به ویژه در حوزه زنان و حضور آنان در عرصه های سیاسی و فعالیت های اجتماعی و اقتصادی، یکی از شرائط جامعه جهانی برای ادامه کمک ها به افغانستان اعلام شده است.
    «فاضله رسولی» یک زن پلیس در هرات و از شرکت کنندگان این همایش که دوره های آموزشی خود را در ترکیه گذرانده است، گفت که به رغم سختی ها و ممانعت هائی که برای وی وجود داشته، توانسته با علاقه خود برای پوشیدن لباس پلیس در افغانستان، جامه عمل بپوشاند.
    وی که با کسب مدارج عالی نظامی، اینک به عنوان افسر حقوق بشر کودکان در شهرستان «شیندند» هرات، مشغول خدمت است، افزود: قصد دارد سایر زنان هرات را نیز برای پیوستن به صفوف پلیس ترغیب کند و به آنان بگوید که در صورت علاقه و پشتکار باوجود برخی مخالفت ها، می توانند به خواسته های خود دست یابند.
    کمتر از یک دهه قبل، مردم هرات به دختران خانواده خود اجازه نمی دادند تا به آسانی در نیروهای نظامی مشغول به کار شوند و آن را ناپسند می دانستند و به همین خاطر در ابتدا حرفه های غیرنظامی را در نیروی پلیس، اختیار کردند و رفته رفته مسئولیت های نظامی را عهده دار شدند.

    http://www.irna.ir/fa/News/82295595/

    منبع : آسیا نیوز | پنج هزار زن امسال به نیروی پلیس افغانستان پیوستند
    برچسب ها : پلیس ,هرات ,افغانستان ,امسال ,نیروی ,نظامی ,نیروی پلیس ,پلیس افغانستان ,پلیس هرات ,ترکیه گذرانده ,سخنگوی فرمانده ,پلیس افغانستان پیوستند

    ائتلاف اکثریت پارلمان قرقیزستان تشکیل شد

    :: ائتلاف اکثریت پارلمان قرقیزستان تشکیل شد

    ائتلاف اکثریت پارلمان قرقیزستان تشکیل شد

    پس از هفته‌ها کش و قوس سرانجام با پیوستن احزاب سوسیال دموکرات و «بیر-بال» ائتلاف جدید پارلمان قرقیزستان تشکیل شد.

    ۹۵/۰۸/۱۴ :: ۱۱:۱۴

    به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در بیشکک، ساعاتی پیش «عیسی عمرکولف» رهبر حزب سوسیال دموکرات در جلسه پارلمان این کشور بیانیه تشکیل ائتلاف اکثریت پارلمانی را قرائت کرد.

    بر اساس این گزارش، در نتیجه نشست اعضای پارلمان قرقیزستان توافق تشکیل ائتلاف پارلمان اکثریت با الحاق حزب سوسیال دموکرات قرقیزستان و بیر-بول توسط 68 نماینده امضا شد.

    در ادامه، «عیسی عمرکولف» رهبر حزب سوسیال دموکرات قرقیزستان، به عنوان رئیس ائتلاف اکثریت پارلمانی انتخاب شد.

    عمر کولف همچنین تأکید کرد: ائتلاف اکثریت مجلس، «ساآران‌بای ژن‌بیک‌اوف» را برای سمت نخست‌وزیری قرقیزستان انتخاب کردند.

    در بیانیه تشکیل ائتلاف اکثریت پارلمانی آمده است: «مطابق با دستور ریاست جمهوری قرقیزستان حزب سوسیال دموکرات قرقیزستان برای تشکیل ائتلاف اکثریت پارلمانی قرقیزستان از 26 اکتبر سال 2016 مأمور شد تا فرآیند تشکیل ائتلاف جدید اکثریت مجلس این کشور را با توجه به وظایف اصلی تمام شاخه‌های دولتی بر عهده بگیرد.

    بندهای مورد توجه رئیس جمهور عبارتند از تقویت نهادهای دولتی و دموکراتیک، تأمین وحدت مردم و امنیت کشور، توسعه اقتصاد و خدمات اجتماعی، فرهنگ و هنر و توسعه پایدار جمهوری قرقیزستان از سال 2013 تا 2017 و همچنین توسعه، تأیید و اجرای استراتژی جدید جمهوری قرقیزستان در دراز مدت.

    فعالیت‌های ائتلاف اکثریت مجلس همچنین در جهت رسیدن به تعامل مؤثر بین ائتلافی حزب اکثریت پارلمانی با دولت جمهوری قرقیزستان، اعلام شده است.»

    مطابق با بخش سوم ماده 70 قانون اساسی جمهوری قرقیزستان، وضعیت رسمی ائتلاف پس از اعلام تشکیل آن در جلسه پارلمانی قرقیزستان آغاز می‌شود.

    همچنین مطابق با بخش یکم و هفتم ماده 14 قانون جمهوری قرقیزستان در مقررات پارلمان قرقیزستان، در نتیجه مذاکرات توافق ایجاد ائتلاف اکثریت مجلس متشکل از حزب سوسیال دموکرات قرقیزستان و حزب سیاسی «بیر-بال» توسط 68 نماینده به امضا رسید.

    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950814000054

    منبع : آسیا نیوز |ائتلاف اکثریت پارلمان قرقیزستان تشکیل شد
    برچسب ها : قرقیزستان ,ائتلاف ,اکثریت ,تشکیل ,پارلمان ,جمهوری ,ائتلاف اکثریت ,سوسیال دموکرات ,اکثریت پارلمانی ,تشکیل ائتلاف ,پارلمان قرقیزستان ,ائتلاف اک

    عبدالله عبدالله : عملیات در وزیرستان پاکستان داعش را به افغانستان انتقال داده است

    :: عبدالله عبدالله : عملیات در وزیرستان پاکستان داعش را به افغانستان انتقال داده است
     عبدالله در دیدار با نخست‌وزیر قزاقستان:

    عملیات در وزیرستان پاکستان داعش را به افغانستان انتقال داده است

    رئیس اجرایی افغانستان در دیدار با نخست‌وزیر قزاقستان در حاشیه اجلاس سازمان همکاری‌ شانگهای گفت که عملیات‌های نظامی پاکستان در وزیرستان، افراد وابسته به داعش را به سوی افغانستان گسیل داشته است...

    منبع : آسیا نیوز | عبدالله عبدالله : عملیات در وزیرستان پاکستان داعش را به افغانستان انتقال داده است
    برچسب ها : افغانستان ,داعش ,پاتان ,انتقال داده ,افغانستان انتقال ,پاتان داعش ,وزیرستان پاتان ,نخست‌وزیر قزاقستان

    تسنیم : ادامه واکنش‌ها به حزب «تحریک انصاف» برای لغو تحصن ضد دولتی در پاکستان

    :: تسنیم : ادامه واکنش‌ها به حزب «تحریک انصاف» برای لغو تحصن ضد دولتی در پاکستان

     خبرنگار تسنیم از پاکستان گزارش می‌دهد

    ادامه واکنش‌ها به حزب «تحریک انصاف» برای لغو تحصن ضد دولتی در پاکستان

    پس از اعلام عمران خان رهبر حزب تحریک انصاف مبنی بر عدم تحصن در پایتخت اسلام آباد بسیاری از رجال سیاسی پاکستان اعلام نظر کردند.

    ۱۳ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۷

    به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم، پس از گذشت دو روز از تصمیم عمران خان رهبر حزب تحریک انصاف مبنی بر عدم تحصن در پایتخت اسلام آباد، بسیاری از موافقان و مخالفان مصاحبه کرده و نظرات خویش را اعلام کردند.

    به نظر می‌رسد اکثر چهره‌های سیاسی همراه با عمران خان از این تصمیم او ناراضی هستند و در عوض دولتمردان پاکستان که تحصن را تهدیدی جدی برای بقای قدرت خود می‌دیدند از این تصمیم خوشحال شده‌اند.

    اکسپرس نیوز در این رابطه نوشته که «سعد رفیق» وزیر راه آهن پاکستان نخستین دولتمردی بود که آشکارا عمران خان را تحقیر کرد.وی اعلام کرد: عمران خان شکست سنگینی متحمل شد ولی (معلوم نیست به چه دلیلی) روز شکرگذاری اعلام کرد!

    سعد رفیق ادامه داد که قرار بود یک میلیون نفر در مراسم شکرگذاری عمران خان شرکت کنند ولی تنها 6 هزار صندلی در محل مراسم چیده شده بود! این از معجزات عمران خان است که می‌تواند یک میلیون نفر انسان را روی 6 هزار صندلی جای دهد.

    وزیر راه آهن پاکستان، «پرویز ختک» سر وزیر ایالت خیبر پختونخوا و یار و حامی عمران خان را نیز مورد لطف قرار داده و گفت: اگر پرویز ختک از قدرت کناره گیری نکند به زودی قدرت از او کناره گیری خواهد کرد.

    دیلی پاکستان نیز درباره واکنش «خورشید شاه» رهبر اپوزیسیون در پارلمان پاکستان و دیگر مخالف عمران خان نوشته است: عمران خان همیشه باعث سرافکندگی دوستان خویش می‌شود. او با شعار براندازی حکومت نواز شریف اعتراضش را آغاز می‌کند ولی در پایان باعث تحکیم قدرت و استمرار حکومت نواز شریف می‌شود.وی افزود: همه جا رسم براین است که رهبر جلو دار باشد و طرفداران پشت سر وی حرکت کنند ولی در مورد عمران خان این اتفاق عکس شد. او در کانتین ضد گلوله خود نشست و طرفدارانش در میدان درگیری حاضر شدند.

    از سوی دیگر، واکنش عمران خان رهبر حزب تحریک انصاف به تمامی این فشارها بسیار جالب است. وی به روزنامه «اوصاف» با خونسردی گفت که از پرویز ختک به خاطر همکاری فراوان و همت بلندش کمال تشکر را دارم. او معتقد است دومینوی فروپاشی حکومت نواز شریف شروع شده است و قبول شکایت وی از طرف دادگاه عالی پاکستان بر خلاف فساد مالی نواز شریف نقطه عطفی در تاریخ پاکستان خواهد بود.

    عمران خان به زبان طنز تک تک سیاستمداران مخالف خویش را به سخره گرفت و موجب خنده فراوان جمعیت حاضر شد.رهبر حزب تحریک انصاف در پایان تصریح کرد: بزودی خواهید فهمید که پیروز میدان چه کسی بوده است.

    قرار بود دوم نوامبر تحصن حزب تحریک انصاف در پایتخت اسلام آباد آغاز شود. در این راستا بسیاری از طرفداران این حزب و احزاب موافق آن راهی پایتخت پاکستان شدند. ولی تنها چند ساعت مانده به شروع تحصن تصمیم عمران خان تغییر کرد.

    وی با اعلام اینکه دادگاه پاکستان شکایت حزب تحریک انصاف مبنی بر بررسی فساد مالی دولت نواز شریف را پذیرفته است، اظهارداشت که به جای تحصن روز شکرگذاری برگزار خواهد شد.

    http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/08/13/1229976/

    منبع : آسیا نیوز |تسنیم : ادامه واکنش‌ها به حزب «تحریک انصاف» برای لغو تحصن ضد دولتی در پاکستان
    برچسب ها : عمران ,پاتان ,تحصن ,تحریک ,انصاف ,رهبر ,تحریک انصاف ,نواز شریف ,انصاف مبنی ,حکومت نواز ,پایتخت اسلام

    روزنامه افغانستان : طالبان از شیوه های جدید در جنگ استفاده می کنند

    :: روزنامه افغانستان : طالبان از شیوه های جدید در جنگ استفاده می کنند

     طالبان از شیوه های جدید در جنگ استفاده می کنند

    پنج شنبه 13 عقرب 1395 

    روزنامه افغانستان / تر جمه: جانعلی شکرعلیزاده

    جنگجويان طالب کمره بدست در حالي سر و صورت هايشان را مي پوشانند از ميدان نبردشان فيلم مي گيرند و پيروزيشان رادر صفحات شبکه هاي اجتماعي جشن مي گيرند چنانچه در همين ماه در کندز در ميدان اصلي شهر کندز تلفن هاي هوشمند شان را در آوردند و از شادي شان فيلم گرفتند و به جهانيان نشان دادند. همين فيلم برداري مستقيم از ميدان جنگ تناقض گويي هاي سخنگوي نظاميان امريکا و افغان را آشکار کرد که وعده داده بودند ديگر شهر کندز سقوط نخواهد کرد و امنيت شهر را بطور کامل گرفتند و مردم از اين بابت نگراني نداشته باشند. پس از وارد شدن جنگجويان طالب در شهر پخش زنده  اي را از حضورشان در مرکز شهر توييت کردند و شبکه اجتماعي پر از ويديوهايي شد که بلافاصله آپلود مي کردند اين فيلم ها را خود جنگجويان در حال جنگ از صحنه نبرد مي گيرند تا صحنه ها واقعي باشند و تاثير بيشتري از پيروزشان را نشان دهند، اين صحنه ها براي خودشان احساس پيروزي مي دهد براي طرف مقابل ترس و نا اميدي بيشتر ايجاد  مي کند. اينها تنها يک مورد نيست که از صحنه هاي نبردشان فيلم مي گيرند. وقتي که دولت اعلام کرد که شورشيان طالب از جنوب ولايت لشکرگاه خيلي فاصله دارند بلافاصله يک طالب ويديويي را پخش کرد که در نزديکي مرکز شهر سوار بر يک هاموي جنگي که از دولت به غنيمت گرفته نشان داد در حالي که با يک دست هاموي را مي راند در دست ديگر کمره فيلم برداري در دست داشت. طالبان پنهان کاري را براي حکومت سخت ساخته است.

    طالبان بطور فزاينده اي از اين امکانات و تکنولوژي بهره مي جويند طالباني که در زمان حکومت شان  تلويزيون را بر مردم ممنوع کردند و دارندگان تلويزيون را مجازات و تلويزيون هايشان را مي شکستند و مردم را به خاطر عکس برداري به زندان مي انداختند حالا از خط مقدم شان فيلم برداري مي کنند، آنها فقط جهت اينکه مناطق بيشتري را تحت کنترل خويش بگيرند يا سربازان را وادار به تسليم  کنند اين کار را نمي کنند بلکه براي ثبت عملياتشان و شريک ساختن آنها با مردم و ايجاد رعب و وحشت اينکار را مي کنند و سپس ميدان را با خرابي هايي که به بار مي آورند ترک مي کنند. ظاهرا آنها از اين استراتيژي براي ايجاد امارت اسلامي شان استفاده مي جويند در گذشته طالبان ويديوهايي از عمليات انتحاري شان را  مي گرفتند و بعد از دست کاري ماهرانه آنها را بعد از گذشت زماني پخش مي کردند و کيفيت آنها هم زياد خوب  نبود ويديوها از فاصله زياد گرفته ميشدند. حالا در اين زمينه خيلي اپديت هستند فيلم هايي که مي گيرند کيفيت بالايي دارند، در نحوه فيلم برداري هايشان هم مهارت زياد کسب کردند. در همين اواخر از حمله انتحاري با موتر در منطقه ناوه هلمند با استفاده از هواپيماي بي سرنشين فيلم گرفتند و در انترنت پخش کردند که همه را متعجب ساختند.

    در کشوري که رسانه ها جز از زندگي مردم شده، شورشيان طالبان از اين فضاي باز رسانه اي بخصوص شبکه هاي اجتماعي به نفع شان استفاده مي برند و دولت را در حالت تدافعي قرار داده است، در حالي که دولت هم در ميدان جنگ حالت تدافعي دارد هم در سطح سياسي به مشکل مشروعيت روبرو است و اختلافات سياسي در بالاترين سطح خود از گذشته تا بحال رسيده است. طالبان کوشش مي کنند که مردم را از حکومت نا اميد سازند. در جايي مانند هلمند که جنگها بدليل نفوذ بيشتر طالبان بزودي تشديد خواهد شد طالبان به نيروهاي شان دستور داده تا سيگنال هاي  پايه هاي مبايل را در هنگام درگيري قطع کنند دولت به سختي مي تواند با اين ولايت در تماس باشد  و به ادارات و سربازان دستورات لازم را بدهد.

    ذبيح الله مجاهد سخنگوي طالبان مي گويد ما به پايه ها دست نمي زنيم فقط به آنها مي گوييم سيگنال هايي که در نزديکي ميدان جنگ هستند را قطع کنند در ميدان نبرد براي ارتباط بين جنگجويان از افراد استفاده مي کنيم.  اگر چه طالبان نمي توانند محل ثابت يا پايگاه فيزيکي مشخصي در افغانستان داشته باشند آنها محدويت هايي دارند، آنها گاهي سرک هاي اصلي را مي بندند به کاروان هاي دولتي حمله مي کنند  و يا راه مردم را گرفته و دست به گروگان گيري مي زنند در واقع آنها مي خواهند به دولت نشان دهند که چقدر دولت در برابر طالبان آسيب پذير هست. در اوايل جنگ شعار سربازان اين بود که حتي در ميدان جنگ طوري وارد شد که به فکر و قلب طرف مقابل نفوذ کنند و آنها انگيزه اي براي جنگيدن عليه شما نداشته باشد اما در اين 15 سال جنگ  کمتر کسي به فکر قلب و فکر مردم بوده است. هم نيروهاي افغان و نيروهاي خارجي هر دو طرف مردم را آسيب زده اند. حکومتي که قرار بود حامي و پشتيبان مردم باشد، با فساد و خشونتي که عليه مردم روا مي دارد مردم را نا اميد ساخته است آنها فقط مي کوشند مراکز شهر را نگه دارند و به فکر آباداني و افراد فقير در دور دست ها نيستند.

    اما طالبان با اين همه کوشش شان که از تکنولوژي استفاده کنند تا در ميدان نبرد موفق جلوه کنند چندان موثر نيست يک چيز ناکامي آنها را بدنبال دارد آن هم اعتقاد و باور هست. صديق صديقي مي گويد پروپاگنداهاي آنها براي سربازان خودشان هست آنها در پيروزي شان غلو مي کنند تا به سربازان شان روحيه بدهند تا بيشتر ايجاد ترس و وحشت کنند، آنها با اين پروپاگنداها  بر مردم نمي توانند مسلط شوند.

    هنوز در بيشتر جاها حضور دولت پر طمطراق به نظر مي رسد و با وعده هايي شوکت شان را نشان ميدهند اما در عمل با واقعيت زندگي مردم افغانستان خيلي فاصله دارد. طالبان با داشتن اين ابزارها و اطلاع رساني لحظه به لحظه مي خواهد اين پيام را گسترش بدهد که دولت در حالت دفاعي است و توان حمله و مقابله با ما را ندارد مردم را بيشتر متقاعد کنند که به سمت آنها متمايل گردد.اما دوره سياه طالبان ساليان سال در اذهان مردم باقي است حتي تصور بازگشت طالبان وحشتناک هست مردم بين دولت ضعيف و طالبان گير کرده اند.

    http://www.dailyafghanistan.com/opinion_detail.php?post_id=137848

    منبع : آسیا نیوز | روزنامه افغانستان : طالبان از شیوه های جدید در جنگ استفاده می کنند
    برچسب ها : مردم ,طالبان ,فيلم ,دولت ,ميدان ,استفاده ,فيلم برداري ,زندگي مردم ,حالت تدافعي ,ميدان نبرد ,کنند، آنها

    یاسر میری : روسیه در برابر داعش؛ نبرد از نوعی دیگر

    :: یاسر میری : روسیه در برابر داعش؛ نبرد از نوعی دیگر

    روسیه در برابر داعش ؛ نبرد از نوعی دیگر

    اما در خصوص ترکیب مذهبی در روسیه باید به این نکته نیز توجه داشت که کاهش نرخ زاد و ولد، دنیاگرایی، رواج گسترده الکلیسم و موارد اینچنینی سبب شده تا جمعیت مسیحیان روسیه در برابر مسلمانان رو به کاهش بگذارد و اگرچه نمی­‌توان انتظار داشت که این کشور به کشوری مسلمان تبدیل شود، ولی در عین این روند نگرانی‌های دلواپسان ملی- مذهبی روسیه را به دنبال داشته است. روسیه در زمان حاکمیت کمونیست‌ها تنها 500 مسجد فعال داشت که این آمار، امروزه ده برابر شده است و حتی مسلمانان منطقه چچن پا را فراتر گذاشته و در درصدد ساخت بزرگترین مسجد اروپا در شهر گروزنی پایتخت این جمهوری برآمده­‌اند.

     شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۲۰
     
    نویسنده: یاسر میری / کارشناس مسایل منطقه ای

    دیدبان روسیه: اگرچه سوریه و عراق صحنه نبرد مستقیم پیکارجویان تکفیری است، ولی به طور غیرمستقیم عمده مناطق جهان به ویژه مناطق مسلمان­‌نشین آبستن رویدادهای تروریستی وابسته به این شبه نظامیان است. آسیای مرکزی و قفقاز، به لحاظ شرایط خاص جغرافیایی، تاریخی، مذهبی و ...، نگاه ویژه­‌ای را از سوی رهبران تکفیری به خود جلب کرده است. این رهبران در پی استقرار خلافت اسلامی در این مناطق هستند که نگرانی امنیتی رهبران آن و از جمله روسیه را برانگیخته است. این احساس خطر روسیه را برانگیخته تا برای رهایی از آن به طور مستقیم وارد درگیری نظامی در جبهه نبرد سوریه شود، اما این پایان داستان نیست.
     
    ► اسلام در روسیه: از خفا تا خلافت

    پیشینه سکونت مسلمانان در قلمرو روسیه به قرن 14 میلادی بر می‌گردد و نخستین مسلمانان این کشور را داغستانی­‌ها تشکیل می­‌دهند. رفته رفته با گسترش قلمرو روسیه در مناطق مسلمان‌نشین در آسیای مرکزی و قفقاز، بر تعداد مسلمانان این کشور افزوده شد. امروزه جمعیت مسلمانان روسیه را رقمی نزدیک به 25 میلیون نفر برآورد می‌شود که عمدتا از اقوام تاتارها، باشقیرها، چچنی­‌ها و اینگوشی­‌ها و مهاجران دیگر جمهوری­‌ها هستند. مسکو اکنون نزدیک به 1.5 میلیون مسلمان دارد که یک دهم آن را چچنی‌ها تشکیل می دهند.

    اما در خصوص ترکیب مذهبی در روسیه باید به این نکته نیز توجه داشت که کاهش نرخ زاد و ولد، دنیاگرایی، رواج گسترده الکلیسم و موارد اینچنینی سبب شده تا جمعیت مسیحیان روسیه در برابر مسلمانان رو به کاهش بگذارد و اگرچه نمی­‌توان انتظار داشت که این کشور به کشوری مسلمان تبدیل شود، ولی در عین این روند نگرانی‌های دلواپسان ملی- مذهبی روسیه را به دنبال داشته است. روسیه در زمان حاکمیت کمونیست‌ها تنها 500 مسجد فعال داشت که این آمار، امروزه ده برابر شده است و حتی مسلمانان منطقه چچن پا را فراتر گذاشته و در درصدد ساخت بزرگترین مسجد اروپا در شهر گروزنی پایتخت این جمهوری برآمده­‌اند.

    علی­رغم چنین وضعیتی، مسلمانان در دوران زمامداری کمونیست‌ها به شدت زیر فشار و سرکوب بودند و نمی­‌توانستند آزادانه به فعالیت­‌های مذهبی خویش بپردازند. در نیتجه مردم مسلمان منطقه پس از فروپاشی، کمتر آشنایی با سنت­‌ها و رسوم مذهبی خود داشتند و همچنین رسمیت نداشتن فعالیت­‌های مذهبی چه به صورت رعایت آداب و چه انجام پژوهش در حوزه مسائل دینی سبب نوعی گسست و رخوت مذهبی در میان آن­ها شده بود. در نتیجه پویایی و بالندگی در معرفی اسلام به عنوان دینی اجتماعی و امروزی از جامعه آن دوران رخت بسته بود. چنین شرایطی زمینه را برای فعالیت و ترویج دین اسلام به صورت زیرزمینی و مخفیانه توسط گروه‌های افراطی­ای فراهم کرد که پدران نسل کنونی گروه‌های تکفیری به شمار می­روند.

    در دوران پس از فروپاشی نیز خبر چندانی از رشد و شکوفایی مذهبی گروه‌های اسلامی و معرفی نسلی نوین و امروزی از رهبران مذهبی نبود که بتوانند پاسخگوی نیازهای دنیای امروز مردم مسلمان این منطقه باشد. اما در عین حال، گسترش ارتباطات جهانی، اشغال افغانستان و به دنبال آن حضور جهادی­‌های عرب در این کشور و برقراری پیوند میان آنها و اسلام‌گرایان افراطی در آسیای مرکزی، خلاء قدرت ناشی از فروپاشی شوروی و نگاه به غرب زمامداران روسی، رقابت کشورهای اسلامی برای گسترش سیاست­‌های مذهبی خود در منطقه، وقوع جنبش­‌های اسلامی در سرزمین­‌های مختلف اسلامی و ... سبب بیداری و بازیابی هویت دینی در مسلمانان این منطقه شده بود که در نتیجه زمامداران کمونیست منطقه دیگر نتوانستند همچون گذشته مانع خیزش اسلام گرایی و تلاش برای بازیابی هویت دینی­ شوند.

    اما در این میان همانگونه که اشاره شده، نبود ساماندهی و پرورش نیافتن نسل نو و و میانه­‌رو در معرفی اسلام ناب و حقیقی، راه را برای گسترش فعالیت گروه‌های افراطی- تکفیری همچون «مجمع جهانی جوانان مسلمان»، «الحرمین»، «موسسه خیریه ابراهیم الابراهیم»، «حزب التحریر اسلامی»، «اتحادیه جهاد اسلامی»، «جنبش اسلامی ترکستان»، «جنبش اکرمیه»، «جندالخلافه»، «انصارالله» و ... که به لحاظ مالی و عقیدتی نزدیکی و وابستگی شدیدی به عربستان و القاعده داشتند، هموار کرد. حضور چهره­‌هایی چون اسامه بن لادن، ایمن الظواهری، ابومصقب زرقاوی و عبدالله العزام از رهبران برجسته اسلام گرایان افراطی در افغانستان در دوران زمامداری طالبان سبب شد که در دو دهه اخیر، شاهد رشد و تکامل افراط گرایی اسلامی در آسیای مرکزی و قفقاز و تربیت فرماندهانی همچون شامیل باسایف، رهبر مبارزان چچنی در جریان جنگ­‌های استقلال چچن باشیم. این مراودات که هم جنبه عقیدتی و هم عملیاتی داشت، منجر شد که رفته رفته گرایش­‌های وهابی­‌گری و حرکت به سمت تاسیس «امارت اسلامی قفقاز» درمیان جدایی طلبان این منطقه در سال‌های اخیر گسترش بیشتری پیدا کند. این روند کار را به آنجا رساند که اکنون بخش قابل توجهی از پیکارجویان تکفیری در سوریه و عراق را مبارزان چچنی تشکیل می­‌دهند که به فرماندهی ابوعمر چچنی، دست بیعت به سوی خلافت ابوبکر بغدادی دراز کردند. او که نام واقعی­‌اش ترخان باتیراشویلی و به عمر الشیشانی نیز مشهور است، تا پیش از پیوستن به داعش، رهبری گروه «جیش المهاجرین و الانصار» که اعضای آن پیکارجویان قفقاز شمالی بودند را برعهده داشت. او سرانجام در جریان نبردی در نزدیکی شهر موصل عراق کشته شد. اهمیت نقش عمر چچنی در جبهه داعش تا به آنجا بود که جایزه 5 میلیون دلاری برای اطلاعاتی که منجر به دستگیری او شود، از سوی وزارت خارجه آمریکا تعیین شد.

    نزدیکی به کشور جنگ­‌زده افغانستان عاملی دیگری در رشد تکفیری­‌ها در آسیای میانه و قفقاز است. اشاره شد که «جهاد» عرب­‌های افغانی در افغانستان علیه اشغالگری ارتش روسیه سبب تقویت مناسبات میان اینها با پیکارجویان اسلام گرای آسیای مرکزی و قفقاز شده بود. تدام ناامنی­‌ها و جنگ داخلی افغانستان، این کشور را به محفلی امن برای پرورش هسته‌های خشونت و پیکارگری گروه­‌های مافیای ترور و مواد مخدر تبدیل کرده است. از آنجایی که مرزهای مشترک این کشور با تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان در اختیار گروه­‌های شبه نظامی طالبان است، این موضوع سبب شده تا شبه‌نظامیان تکفیری گروه­‌هایی چون جنبش اسلامی ترکستان، امارت اسلامی قفقاز و ... دوره­‌های آموزشی و عقیدتی خود را در افغانستان گذرانده و از طریق این کشورها به مناطق آسیای مرکزی و قفقاز رفت و آمد ­کنند. دره فرغانه نیز که میان سه کشور ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان قرار گرفته به لحاظ موقعیت جغرافیایی و فقر گسترده ساکنان آن از دیرباز محلی برای فعالیت اسلام­گرایان افراطی است. این گروه­‌ها از طریق دریای خزر به نقل و انتقال مواد مخدر، تسلیحات، شبه نظامیان به منطقه قفقاز شمالی در غرب این دریا و از آنجا به دیگر مناطق می­‌پردازند. در همین رابطه می­‌توان به بازداشت هفت تن از اعضا و هواداران حزب غیرقانونی اعلام شده التحریر- که بیشتر در آسیای میانه فعال است و در فهرست سیاه مسکو نیز قرار دارد- در قازان پایتخت جمهوری تاتارستان در منطقه ولگا در مهرماه گذشته اشاره داشت.

    عامل دیگر در رشد تکفیری­‌ها، پایین بودن سطح رفاه و اشتغال، فقر در میان مردم مسلمان منطقه به شمار می­‌رود. چه در زمان زمامداری کمونیست­‌ها و چه بعد از آن، چندان مجالی برای عرض­‌اندام اقتصادی مسلمانان فراهم نبود. وضعیت نابسامان اقتصادی در منطقه، سبب روانه شدن نیروی کار این کشورها به روسیه جهت یافتن کار شده است. این جمعیت مهاجر و فقیر در کنار مسلمانان ساکن در روسیه که از وضعیت معیشت چندان مناسبی نیز برخوردار نیستند در معرض تبلیغات گسترده مبلغان مذهبی وهابی قرار گرفته و اسیر توهماتی می­‌شوند که از دنیایی مالامال عدالت، رفاه و رعایت شعایر اسلامی در نظام ایده­‌آل خلافت اسلامی برای آن­ها ترسیم شده است.

    در این میان، بهره­‌مندی تکفیری­‌ها از فن­آوری­‌های نوین ارتباطی در شبکه­‌های اجتماعی در جذب نیروهای جدید موضوع اهمیت‌برانگیزی است که سبب شده تا این گروه‌ها با گستردگی بیشتری بتوانند به جذب، آموزش، ساماندهی و اعزام نیروها به مناطق عملیاتی عراق و سوریه اقدام کنند. این امر تا به آنجا است که امروزه اصطلاحی با نام «امام اینترنتی» در میان شبه نظامیان رایج شده است.
     
    ► واکنش روسیه در برابر تکفیری‌ها

    رهبران روسیه به خوبی آگاه هستند که حضور شبه­‌نظامیان تکفیری اصالتا قفقازی و آسیای مرکزی در مناطق عملیاتی سوریه و عراق که نزدیک به پنج هزار نفر می­‌رسند، سبب پختگی و آمادگی هرچه بیشتر آنها شده و بازگشت آن­ها به زادگاهشان خطرات ناگواری را به بار خواهد داشت. در تابستان گذشته، ویدئویی توسط  داعش در اینترنت منتشر شد که در آن مرد نقابداری ضمن تهدید رهبران مسکو ، از افراد خود خواست تا «جهاد» را به خاک روسیه بکشانند. این مسأله رهبران روسیه را واداشته تا به گونه­‌های مختلف به مقابله با این تهدیدات نوپیدا برخیزند.

    از جنبه سخت­‌افزاری اما عملیات گسترده هوایی نیروهای ارتش روسیه در سوریه، سبب شده تا ارتش این کشور پیشرویی‌های چشمگیری در جبهه­‌های درگیری داشته باشد. افزون بر این، روسیه با استقرار سامانه S-300  در پایگاه هوایی خود در بندر طرطوس سوریه در دریای مدیترانه، آسمان آن را برای عملیات هواپیماهای نظامی خود ایمن­‌تر کرده است.

    همچنین تقویت پیمان امنیت دسته جمعی در این منطقه از دیگر اولویت­‌های امنیتی رهبران مسکو به شمار می‌رود. این پیمان اگرچه در سال­‌های نخست پس از استقلال این جمهوری­‌ها بسته شد، اما بنا به دلایلی نتوانسته بود آنگونه که انتظار می­‌رفت نگرانی­‌های امنیتی اعضا را برآورده کند. اما اکنون تقویت این پیمان از توجه خاصی برخوردار شده است. «ولادیمیر پوتین»، رئیس جمهور روسیه در سخنانی در نشست سران کشورهای مشترک المنافع در «آستانه» پایتخت قزاقستان در پاییز 1394 ضمن ارائه گزارشی از موفقیت‌های عملیات نظامی در سوریه، خاطر نشان کرد: "روسیه به امنیت همه همسایگان خود فکر می‌کند."

    در سطح ملی نیز روسیه در سال‌های اخیر عملیات­‌های اطلاعاتی و امنیتی گوناگونی را علیه شبه نظامیان به راه انداخته است. "یوری چایکا" دادستان کل روسیه در اردیبهشت گذشته و در گزارش سالانه خود به سنای این کشور عنوان داشت که سازمان­‌های امنیتی روسیه سال گذشته میلادی بیش از 150 عضو گروه­‌های مسلح غیرقانونی از جمله 20 سرکرده این گروه­‌ها را که از داعش پیروی می‌کردند به هلاکت رسانده­‌اند. وی همچنین از افزایش 36.3 درصدی چنین جرایمی در سال گذشته خبر داد که به بیش از 1500 مورد رسیده است.

    در حوزه اقدامات نرم­‌افزاری نیز مسکو در تلاش برآمده هم در سطح داخلی و هم خارجی بتواند به مبارزه با تروریسم تکفیری برخیزد. تقویت گروه­‌های اسلام­گرای میانه­‌رو داخلی عاملی مهمی در آگاه­‌سازی طبقات مختلف اجتماعی و همچنین پیشگیری از گسترش افراطی‌گری در این کشور است. جامعه مسلمانان روسیه افزون بر محکومیت تروریسم تکفیری، وهابیت را مذهبی غیررسمی، نامشروع و تروریسم­‌پرور می­‌دانند.  در این میان  نقش «شورای مفتی­‌های مسلمانان روسیه» و دیگر گروه‌های اسلامی میانه­‌رو این کشور در برگزاری همایش­‌ها و کنفرانس­‌های مشترک بین­‌المللی همچون «کنفراس مشترک روسیه- جهان اسلام» در 25 تا 27 می 2016، و همچنین نشست بین المللی علمای اسلامی از بیش از 100 کشور در شهریور گذشته بیشتر به چشم می خورد. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور در پیامی به مناسبت برگزاری کنفرانس بین­‌المللی علمی و کاربردی «دین علیه تروریسم» در مهرماه گذشته، به نقش علمای دین و نخبگان جوامع در ترویج فرهنگ صلح و مبارزه با افراط گرائی تاکید داشت و خواستار گفتگو و همکاری میان ادیان شد.

    عضویت ناظر روسیه در سازمان همکاری­‌های اسلامی نیز دیگر اقدامی است که این کشور کوشیده تا در دوران پس از 11 سپتامبر 2001 برخلاف چهره دشمنان‌ه­ای که ایالات متحده در جهان اسلامی پیدا کرده، هم پیوند جمعیت مسلمان خود با دیگر کشورهای اسلامی را قوی­‌تر کند و هم حضوری پررنگ­‌تر در مجامع اسلامی داشته باشد. پوتین در اکتبر 2013 در نشست مشترک با رهبران گروه‌های اسلامی در شهر «یوفا» جمهوری «باشکورتوستان» این کشور عنوان داشت که «صدای رهبران مسلمان روسیه در جهان اسلام باید بهتر شنیده شود. چه در گذشته و چه در زمان حال، همواره روسیه در پی این بوده که از این اقدام در جهت تحکیم وحدت ملی خود و حل و فصل اختلافات داخلی بهره برد.»

    در سطح بین­‌المللی نیز روسیه کوشیده تا همراه با دیگر کشورها نسبت به تشکیل جبهه متحد علیه داعش اقدام کند. محکومیت داعش در بیانیه پایانی نشست جی 20 آنتالیای ترکیه در آبان پارسال، پیشنهاد و یا همراهی در صدور قطعنامه­‌های مختلف شورای امنیت علیه داعش در سال‌های اخیر همچون قطعنامه­‌های 2268/ بهمن 1395، 2199/بهمن 1394، 2178/ شهریور 1393، 2170/ مرداد 1393، 2169/ مرداد 1393 از جمله این اقدامات است. همچنین پوتین، پس از علیات تروریستی در فرانسه در تیرماه گذشته، در دیدار با دیوید کامرون نخست وزیر پیشین انگلستان عنوان داشت که رویدادهای دهشتناک اخیر در فرانسه به ما نشان داد که ما باید به تلاش مشترک در پیشگیری از تروریسم همت گماریم.
     
    ► پایان سخن

    اشاره شد که تروریسم- تکفیری تهدید نوینی است که امنیت عمده کشورهای دنیا و از جمله روسیه را به خطر انداخته است. فعالیت گسترده تکفیری­‌ها و تهدیدات آنها علیه روسیه به ویژه پس از درگیری مستقیم این کشور در جنگ داخلی سوریه بیشتر شده است. در واقع تروریست­‌ها در پی آن هستند که با کشاندن میدان مبارزه به خاک روسیه، درصدد انتقام‌گیری و واداشتن آن به خروج از سوریه و سرانجام استقرار خلافت اسلامی در منطقه قفقاز و آسیای مرکزی برآیند. در مقابل اما رهبران روسیه این جنگ را صحنه­‌ای نه تنها تعیین کننده برای معادلات سیاست بین‌الملل که نقشی سرنوشت­‌ساز در امنیت داخلی خود می‌داند.

    اما پایان جنگ فرسایشی سوریه و پیروزی احتمالی روسیه به معنای پایان کار داعش نخواهد بود. چراکه ویرانه­‌های به جای مانده از جنگ، سیل آوارگان و اقتصاد ورشکسته سوریه محفلی برای رشد هسته­‌های تکفیری خواهد شد که اثرات و پیامدهای آن به مرزهای این کشور محدود نخواهد بود. بالطبع، بازگشت پیکارجویان تکفیری به آسیای میانه و قفقاز و جذب نیروهای جدید، شاهد رشد فزاینده کانون­‌های جدید تهدیداتی در مناطق مسلمان نشین روسیه در قفقاز شمالی و از جمله چچن خواهیم بود که برخلاف دفعات قبل روسیه به راحتی نخواهد توانست آنها را شکست دهد.
     
    http://www.russiaviewer.com/fa/doc/report/1925/

    منبع : آسیا نیوز |یاسر میری : روسیه در برابر داعش؛ نبرد از نوعی دیگر
    برچسب ها : روسیه ,اسلامی ,کشور ,مذهبی ,مسلمانان ,منطقه ,آسیای مرکزی ,آسیای میانه ,رهبران روسیه ,مردم مسلمان ,قفقاز شمالی ,زمان حاکمیت کمونیست‌ها ,استقرار

    سفیر ایران تماس با گروه طالبان را تایید کرد

    :: سفیر ایران تماس با گروه طالبان را تایید کرد

    سفیر ایران تماس با گروه طالبان را تایید کرد

     ۱۹ قوس ۱۳۹۵

    اطلاعات روز: پس از آن‌که سفیر روسیه در کابل اعلام کرد که کشورش به هدف حفاظت از شهروندان و دفاتر این کشور در افغانستان با گروه طالبان ارتباط دارد، اکنون سفیر ایران در کابل نیز رسماً تایید کرده که کشورش با گروه طالبان «تماس» دارد.

    محمد رضا بهرامی، سفیر ایران در کابل هدف از تماس تهران با طالبان را «کنترل و اشراف اطلاعاتی» خوانده است.آقای بهرامی گفته است که: «ما با طالبان تماس داریم اما رابطه نداریم تماس ما با طالبان به هدف کنترل و اشراف اطلاعاتی است.»

    بهرامی همچنان به آریانا نیوز گفته است که ایران آماده‌ی همکاری در روند صلح حکومت افغانستان با گروه طالبان است.او افزوده: «ما علاقمند هستیم و تلاش می‌کنیم زمینه‌ی مذاکرات میان دولت افغانستان و طالبان را فراهم کنیم

    اظهارات سفیر ایران پس از آن مطرح می‌شود که اخیراً گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر این‌که ایران و روسیه با گروه طالبان تماس و ارتباط دارد و حتا ادعاهایی وجود داشت که این دو کشور به گروه طالبان کمک تسلیحاتی می‌کنند.

    ماه گذشته رحمت‌الله نبیل، رییس پیشین امنیت ملی و والی فراه در غرب کشور ایران را متهم کردند که از گروه طالبان حمایت مالی و تسلیحاتی می‌کند و خانواده‌های شماری از رهبران این گروه هم‌اکنون در ایران زندگی می‌کنند.

    هفته‌ی گذشته جنرال جان نیکولسن، فرمانده عمومی نیروهای ناتو و امریکایی در افغانستان گفت که ایران، روسیه و پاکستان گروه‌های شورشی را در داخل افغانستان توانا ساخته‌اند یا مشروعیت داده‌اند. نیکولسن گفته بود که روسیه و ایران به گونه‌ی آشکار از طالبان در افغانستان حمایت می‌کنند.به باور این جنرال امریکایی، روسیه و ایران با این هدف از طالبان حمایت می‌کنند تا افزون بر مشروعیت‌بخشی به طالبان، نفوذ خود را در افغانستان بیشتر کرده و نیروهای ناتو و دولت مرکزی این کشور را ضعیف کنند.

    روز پنج‌شنبه سفیر روسیه در کابل رسماً داشتن اتباط کشورش با گروه طالبان را رسماً تایید کرد.

    اما ریاست‌جمهوری افغانستان از تماس‌های ایران و روسیه با گروه طالبان ابراز نگرانی کرده است. هارون چخانسوری، سخن‌گوی رییس‌جمهور گفته است: «ما برای قطع این این تماس‌ها نگرانی خود را از طریق شورای امنیت ملی با دولت‌های ایران و روسیه رسانیده‌ایم.»

    پیش از این پاکستان بزرگترین حامی گروه طالبان خوانده می‌شد، اما اکنون معلوم می‌شود که کشورهای متعدد با این گروه تماس دارد و در تلاش برقراری رابطه است، در گروه طالبان در حال جنگ با دولت افغانستان است.

    http://www.etilaatroz.com/43839

    منبع : آسیا نیوز |سفیر ایران تماس با گروه طالبان را تایید کرد
    برچسب ها : طالبان ,گروه ,افغانستان ,روسیه ,سفیر ,گفته ,گروه طالبان ,سفیر ایران ,طالبان حمایت ,نیروهای ناتو ,دولت افغانستان

    میخائیل کروتیکوف : نبرد گازپروم با اروپا

    :: میخائیل کروتیکوف : نبرد گازپروم با اروپا

    نبرد گازپروم با اروپا

    چرا گازپروم گاز را به اروپایی‌ها زیر قیمت می‌فروشد؟ به طوری که اگر شرکت‌های ایالات متحده و کشورهای دیگر هم همین کار را انجام دهند، جنگ قیمت‌ها رخ می‌دهد و در نهایت شکست در انتظار همگان است. "میخائیل کروتیکوف" از اعضای آژانس مشاوره‌ای مستقل روس‌انرژی طی یادداشت پیش رو به تبیین سیاست‌های گازبروم می پردازد و می‌نویسد: "خط لوله‌ای که گاز را از روسیه به چین می‌رساند گنجایش میزان گازی که روسیه می‌تواند از طریق خط لوله روسیه-اروپا صادر کند را ندارد."

    سه شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۵۷

    دیدبان روسیه: چرا گازپروم گاز را به اروپایی‌ها زیر قیمت می‌فروشد؟ به طوری که اگر شرکت‌های ایالات متحده و کشورهای دیگر هم همین کار را انجام دهند، جنگ قیمت‌ها رخ می‌دهد و در نهایت شکست در انتظار همگان است. مقامات روسیه بی وقفه درباره برنامه‌های خود برای فروش گاز طبیعی به چین صحبت می‌کنند و می‌گویند که همان حجم از گاز را که سابقاً به اروپا می‌فروخته‌اند به چین خواهند فروخت. امّا، واقعیت این است که گازپروم هیج آینده‌ای بدون بازار صادرات گاز به اروپا ندارد.

    مهم اینکه، بازار صادراتی اروپا برای روسیه و گازپروم مزایایی دارد که کشورهای آسیایی از این مزایا برخوردار نیستند، مثلاً ظرفیت خط لوله انتقال گاز به اروپا دو برابر توان صادراتی گازپروم است. از سویی دیگر، اروپا یک بازار متنوع برای گاز روسیه است و گازپروم در این قاره تنها با یک یا دو مصرف‌کننده روبرو نیست و این مسائل مزایایی مهم برای روسیه محسوب می‌شوند.

    امّا چین مزایایی که در بالا گفته شد را برای مسکو به ارمغان نمی‌آورد. مثلاً خط لوله‌ای که گاز را از روسیه به چین می‌رساند گنجایش میزان گازی که روسیه می‌تواند از طریق خط لوله روسیه-اروپا صادر کند را ندارد. از سویی دیگر، احداث خط لوله‌ای با گنجایش بیشتر میان روسیه و چین نیز هزینه‌های گزافی را برای دو طرف به وجود می‌آورد.

    علاوه بر آنچه در بالا گفته شد، باید خاطرنشان کرد که روسیه کشوری فاقد میدان‌های گازی آماده تولید است و زیرساخت‌های لازم را برای صادرات گاز به اندازه‌ زیاد را ندارد و از سویی دیگر، هیچ کس مطمئن نیست که آیا چین در واقع به تمام مقدار گازی که گازپروم می‌خواهد به فروش برساند، نیاز دارد یا خیر. واقعیت این است که  پکن همواره از تامین مالی پروژه گاز روسیه شانه خالی کرده است.

    از سویی دیگر و مهمتر از همه اینکه، به نظر نمی‌رسد که قیمت گاز در بازارهای آسیایی در آینده نزدیک افزایش یابد، تا حدی که بتواند هزینه‌های استخراج و حمل و نقل گاز روسیه را برای حداقل پنج تا ده سال آینده توجیه کند. مهم اینکه، گازپروم با تعدادی از چالش‌های مهم در اروپا رو به رو است. اول اینکه، مصرف گاز اتحادیه اروپا به صورت قابل توجهی کمتر از آن چیزی که گازپروم در پروژه‌هایش پیش‌بینی و مدیریت کرده، رشد کرده است. به این ترتیب، اگرچه تولید گاز در اروپا طی سال‌های اخیر سیر نزولی داشته، امّا واردات گاز کشورهای اروپایی با سرعتی بیشتر و در حد 20 درصد کاهش یافته است.

    گفتنی است؛ واردات خالص گاز اروپا از 299 میلیارد متر مکعب در سال 2010 به 219  میلیارد متر مکعب در سال 2014 رسیده است که کاهش قابل توجهی را نشان می‌دهد. با وجود این واقعیت‌ها، مقامات گازپروم با استفاده از آمار و ارقام سه ماهه آخر سال 2014، از افزایش تقاضا برای گاز طبیعی روسیه خبر داده‌اند که البته آمارها نشان دهنده دروغین بودن این ادعا است. از سویی دیگر، کارشناسان شرکت استات اویل (Statoil) پیش‌بینی کرده‌اند که تقاضا برای گاز طبیعی در اتحادیه اروپا تا سال 2040 سالانه به میزان 0.4 تا 1.6 کاهش خواهد یافت.

    همچنین، اگرچه پیش‌بینی می‌شود که محموله‌های جدید گاز به اتحادیه اروپا تا سال 2035 از 40 میلیارد به 70  میلیارد متر مکعب به صورت کلی برسد، امّا اصلاً مشخص نیست که چه میزان از این گاز طبیعی مایع (LNG) از دیگر کشورها وارد خواهد شد و چه میزان در داخل اروپا تولید خواهد شد. از سویی دیگر، مشخص نیست که چه میزان از گاز وارداتی اروپا از شرکت گازپروم روسیه خریداری شود.

    مسکو در حال درک این موضوع است که حداقل تا 10 سال آینده قیمت گاز مایع طبیعی در جهان با قیمت گاز روسیه می‌تواند رقابت کند و روسیه قادر نیست که قیمت گاز خود را کاهش دهد، به اندازه‌ای که دیگر کشورها نتوانند با آن رقابت کنند. در گذشته شرکت گازپروم از ابزارهای بیشتری برخوردار بود و با دیگر کشورها درباره مزایای انحصاری رقابتی خودش به مذاکره می‌پرداخت، امّا، در شرایط فعلی این شرکت ابزارهایش را از دست داده است.

    در اینجا بررسی برخی واقعیت‌ها خالی از لطف نیست. مثلاً؛  در ماه اوت، متوسط قیمت گاز طبیعی که گازپروم به اروپا می‌فروشد در قراردادهای بلند مدت ثابت به قیمت 150 دلار در هر 1000 متر مکعب رسید، این درحالی است که معاملات بازار حتی ارزان‌تر از این نیز بود. از هر منظری که به موضوع نگاه کنیم متوجه می‌شویم که شرکت گازپروم در حال از دست دادن پول حاصل از انتقال گاز به اروپا است و در طرف مقابل گاز شیل ایالات متحده به بازار ضربات سختی وارد کرده است. تنها امیدواری شرکت گازپروم این است که ایالات متحده و کشورهای دیگر گاز طبیعی مایع خود را زیر قیمت به فروش می‌رسانند و به همین دلیل امکان شکست خوردن آنها وجود دارد. به عبارت دیگر گازپروم منتظر است تا ایالات متحده و دیگر تولیدکنندگان گاز طبیعی مایع در جنگ قیمت‌ها شکست بخورند.

    شواهد موجود نشان می‌دهد که وقوع یک جنگ قیمت در زمینه گاز طبیعی مایع قریب الوقوع است. یکی از این واقعیات این است که عرضه جهانی گاز طبیعی مایع بین سال‌های 2014 تا 2020، 50 درصد افزایش خواهد یافت. مهم اینکه، همزمان با افزایش قیمت گاز طبیعی مایع در دوره‌های زمانی قبلی برخی از پروژه‌ها شروع و اغلب به لحاظ مالی نیز تأمین شدند، اکنون این پروژه‌ها در حال تکمیل شدن هستندو طی سال‌های آتی به بهره‌برداری می‌رسند. تکمیل پروژه‌های مورد بحث در درازمدت به افزایش تولید گاز و کاهش شدید قیمت‌ها و چه بسا یک جنگ قیمت منجر می‌شود.

    در حال حاضر ما شاهد افزایش سریع تولی گاز ایالات متحده با قیمت‌هایی بسیار پایین هستیم که حتی به شرکت‌ها اجازه نمی‌دهد که هزینه‌های مربوط به تولید، مایع‌سازی، حمل و نقل و گازسازی مجدد را جبران کنند. به طوریکه هزینه تولید گاز حدود 6 حتی 7 دلار در هر 1000 BTU است، امّا، این گاز به قیمت 5.50 دلار و حتی ارزان‌تر در جنوب آمریکا و به پرتغال و انگلیس فروخته می‌شود.

    هدف این است که در نهایت امکان جبران حداقل بخشی از هزینه‌های مایع‌سازی وجود داشته باشد و کشورهای صادرکننده گاز بتوانند سهمی از بازار را در اختیار داشته باشند که در صورت بالا رفتن قیمت در آینده نیز این سهم از بازار حفظ شود. فهم این موضوع که شرایط فعلی در بازار فروش گاز طبیعی مایع به نفع چه کسی است، امری دشوار به شمار می‌رود. در حال حاضر، شرکت گازپروم با مازاد عظیم عرضه در بازار گاز طبیعی مایع در جهان مواجه است، اتحادیه اروپا مقرراتی را در زمینه تنوع بخشیدن به منابع تهیه گاز در دستور کار قرار داده و تمامی این مسائل به ضرر شرکت مورد بحث است. واقعیت مهم دیگر اینکه، به عقیده بسیاری از کارشناسان، سیاستمداران و کشورها شرکت گازپروم به عنوان یک ابزار سیاسی توسط کرملین مورد استفاده قرار می‌گیرد.

    از سوی دیگر، سرمایه‌گذاری شرکت گازپروم در زمینه صادرات گاز به کشورهایی غیر از اتحادیه اروپا به میزان تقاضا برای محصولات گازپروم بستگی دارد. تلاش گازپروم برای صادرا گاز به مقاصدی به جز اروپا در حالی صورت می‌گیرد که زیرساخت‌های لازم برای صادرات گاز به اروپا وجود دارد و در حال حاضر شرکت مورد بحث تنها از نصف ظرفیت خود در این زمینه استفاده می‌کند.

    موضوعی که باید در پایان به آن اشاره کرد این است که رهبری سیاسی روسیه هرگز گازپروم را به حال خود رها نخواهد کرد، به طوریکه گاهی اوقات از آن شرکت به عنوان یک گنج ملی یاد می‌شود. به این ترتیب، امکان دارد که مسکو برخی معافیت‌های مالیاتی را برای گازپروم در نظر بگیرد تا این شرکت در برابر دیگر رقبا از مزایایی بهره‌مند شود و بتواند به رقابت بپردازد.

    نویسنده: میخائیل کروتیکوف، از اعضای آژانس مشاوره‌ای مستقل روس‌انرژی(RusEnergy) / برگردان: شهربانو جمعه‌پور، کارشناس ارشد روابط بین الملل از دانشگاه شهید بهشتی و عضو تحریریه دیدبان روسیه؛ / منبع: کارنگی

    http://www.russiaviewer.com/fa/doc/report/1926

    منبع : آسیا نیوز |میخائیل کروتیکوف : نبرد گازپروم با اروپا
    برچسب ها : گازپروم ,اروپا ,روسیه ,قیمت ,شرکت ,طبیعی ,طبیعی مایع ,شرکت گازپروم ,ایالات متحده ,سویی دیگر، ,اتحادیه اروپا ,می‌رساند گنجایش میزان ,لوله روسیه

    محمد غنی عمار : درایت کمتر، رسوایی بیشتر؛ در بام سیاست افغانستان

    :: محمد غنی عمار : درایت کمتر، رسوایی بیشتر؛ در بام سیاست افغانستان

    درایت کمتر، رسوایی بیشتر؛ در بام سیاست افغانستان

     October 31, 2016

    محمد غنی عمار / استاد دانشگاه

    سیاست حرف‌های کوچه‌ای و کنش‌های سلیقه‌ای و زیکزاکی نیست؛ بل سیاست حلقه زدن بر گردونه‌ی قدرت سیاسی در راستای منافع ملی، جهت اِحقاق همه حقوق شهروندی از سوی نخبه‌گان و شخصیت‌های سیاسی است.مفاهیم قدرت سیاسی، منافع ملی، حقوق شهروندی و شخصیت‌های سیاسی در ادبیات علوم سیاسی با علم، هنر و فن، درایت و تفکر و اراده‌ی سیاسی پیوند عمیق و ناگُسستنی دارند و در عدم آن سیاست‌بازی جز حرف میان‌تهی و افُتادن تشت‌های رسوایی نیست.

    مفاهیم قدرت سیاسی، منافع ملی، حقوق شهروندی و شخصیت‌های سیاسی در ادبیات علوم سیاسی با علم، هنر و فن، درایت و تفکر و اراده‌ی سیاسی پیوند عمیق و ناگُسستنی دارند و در عدم آن سیاست‌بازی جز حرف میان‌تهی و افُتادن تشت‌های رسوایی نیست.

    حداقل با ورق خوردن تاریخ معاصر کشور در مراحل گوناگون زندگی سیاسی مملکت، پهلوها و ساختارهای سیاسی، حقوقی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی کشور بر قاعده‌ی تیوری‌های قومی و قبیله‌گرایی جا افُتاده و از همه مردم به شمول اقوام، که داعیه‌ی سیاست‌مداران کم درایت قرارگرفته اند، قربانی گرفت و جبهه بندی‌های غلط فکری بر دایره‌ی منافع شخصی و فردی شان، روی بستر نو پای دموکراسی کشور رقم خورد.

    از جهت دیگر تقسیم قدرت سیاسی، بر اساس معاهده‌ی( بُن اول) ریشه‌های تفکر قومی و قبیلوی را در درون جامعه‌ی سنتی و دولت نو ظهور با خط و مشی دموکراسی بیش‌تر از پیش چاق کرد و سه بار واژگونی دموکراسی در کشور، زمینه های رشد همگرای فکری و وحدت ملی را آسیب زد و اداره‌ی افغانستان با ساختار مدیریتی آسیب پذیر، در همه‌ی تشکیلات سیاسی و اقتصادی روبرو گردید.

    در مکتب سیاسی کشور، افُت و خیزهای تحرکات سیاسی و فکری، تطبیق پروژه‌های کلان اقتصادی و اجتماعی، نصب و عزل ماموران اداری و نظامی_امنیتی به شمول اهدای رتبه‌های جنرالی و جفت و تاق شدن احزاب و شخصیت‌های سیاسی، در محوریت درایت و ظرفیت‌های سیاسی و منافع ملی نمو و رشد نکردند؛ چون ملاک و معیار، منافع قومی و گروهی است.

    پیامد ها:
    1. نبود بسترهای مناسب برای تربیت نبوغ فکری و پختگی بام سیاسی دولت_ملت؛ در پی عمده ترین تبعات خام سیاست و نبود سیاست‌مداران حرفه‌ای، بی‌ثباتی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در ماورای جنگ‌های به اصطلاح “زرگری” حاکمان قدرت و تاخت و اندازهای گروه‌ها و مراکز قدرت علیه هم‌دیگر، گستره‌ی بیش‌تر پیدا می‌کند و شکننده‌گی سیاسی و اجتماعی مستدام می‌گردد.

    2. پهن شدن دامنه‌ی داعیه‌های قومی و قبیله‌گرایی و لمیدن رهبران قبیلوی بر اریکه‌ی قدرت؛ در پای‌گاه‌های تصمیم‌گیری سیاسی کشور، خاطرهای قومی و قبیلوی حرف اول را دارند و تعلُق‌های قومی و پیوندهای خونی در بطن جامعه به شدت متزلزل گردیده و جزیره‌های تعصب و بدبینی رنگ می‌خورند.

    3. نقض ارزش‌های ملی و عدم انتوکراسی اداری؛ ارزش‌های دینی، فرهنگی و باورهای ملی مردم شدیداٌ زیر پا می‌شوند و در تمامی لایه‌های حکومت‌داری مؤثر، به عوض تخصص‌گرایی و ظرفیت‌های تخنیکی، روابط حاکمیت دارد و بروکراسی اداری فربیه‌تر می‌شود.

    4. ضعف و عدم مشروعیت نظام حاکم و نبود اجماع نظر؛ فاصله بین ساختارهای سیاسی و اداری و مردم عام جامعه رنگ باخته و نبود حمایت‌های گسترده‌ی مردمی از نظام، گراف مشروعیت و قانونیت دولت را در سطح ملی و بین المللی زیر سؤال قرار می‌دهد و در کل توافق نظر بر سر مسایل کلان کشوری و تعریف منافع ملی رقم نمی‌خورد.

    5. با توجه به همه پیامدهای عمده‌ی فوق، راه برای مداخله‌ی بیش‌تر قدرت‌های بیرونی در داخل نظام و جامعه گشوده می‌شود.

    در جوامع پیش‌رفته و دموکراتیک جهان علرغم تنوع فکری و قومی، درایت و ظرفیت‌های سیاسی بیش‌تر و رسوایی‌های سیاسی و اداری کمتر، ملت را به قله‌های پیروزی رسانیده و در تمامی زمینه‌ها و بازی‌های قدرت سیاسی، یک سر و گردن بالاتر حرکت می‌کنند و برای تأمین منافع ملی خود حرف و حدیث‌های منطقی و سیاسی دارند.

    برای پخته کردن بام سیاست و محقق شدن تمامی مؤلفه‌های دموکراسی در افغانستان، نیاز به حضور سیاست‌مداران حرفه‌ای و با درایت و نخبه‌گان و روشن‌فکران سیاسی در مجمع‌های تصمیم‌گیری است، جوانه زدن و قرار گرفتن نسل دوم و سوم سیاسیون از قماش نسل اول با طرز و فکر پدرانه، به معنای جمع کردن بیش‌تر قدرت و خلق کردن حوادث دیگر، پشت درهای بسته است.

    پشنهادات:
    نخست؛ برای جلوگیری از رفتن کشور از این بیش به سوی لبه‌ی پرت‌گاه؛ تیم‌های قدرت مخصوصاً مربع ارگ نشین ریسمان انحصار قدرت و خودخواهی‌های درون ارگی را شُل کنند و در تطبیق مواد توافق نامه‌ی سیاسی حکومت وحدت ملی با شرکای قدرت همکاری جدی نمایند، تا زمینه برای تحقق فرضیه‌های دیگر مساعد گردد.

    دوم؛ گذشت و تسامح در برابر منافع ملی کشور، پرهیز از چنگ زدن به تربیون رسانه‌ها و وارد ساختن اتهامات جدی علیه هم‌دیگر، برای شکل گیری اجماع نظر در مورد همه قضایای سیاسی مملکت بخصوص صلح و جنگ.

    سوم؛ تقویت اصل مشارکت گروه‌ها و اقشار مختلف در مبحث حکومت‌داری و حفظ دست آورد‌ها و موقف افغانستان در جامعه‌ی بین المللی.

    چهارم؛ شکل گیری اجماع بزرگ، متشکل از شخصیت‌های سیاسی و ایجاد اتاق ” فکر سیاسی” از جمع نخبه‌گان و روشن‌فکران سیاسی کشور در بدنه‌ی نظام، جهت تقویت موقف حکومت وحدت ملی و روشن شدن سرنوشت شرکای قدرت.

    http://www.eslahonline.net/?p=64450

    منبع : آسیا نیوز |محمد غنی عمار : درایت کمتر، رسوایی بیشتر؛ در بام سیاست افغانستان
    برچسب ها : سیاسی ,قدرت ,منافع ,درایت ,سیاسی، ,قومی ,شخصیت‌های سیاسی ,قدرت سیاسی، ,حقوق شهروندی ,منافع ملی، ,ناگُسستنی دارند ,افُتادن تشت‌های رسوایی ,اراد

    جنگنده‌های «سوخو 25» روسیه از قرقیزستان به تاجیکستان منتقل شدند

    :: جنگنده‌های «سوخو 25» روسیه از قرقیزستان به تاجیکستان منتقل شدند

    جنگنده‌های «سوخو 25» روسیه از قرقیزستان به تاجیکستان منتقل شدند

    هواپیماهای «سوخو 25» متعلق به پایگاه نظامی «کانت» روسیه در قرقیزستان به منظور شرکت در تمرینات ضدتروریستی مشترک مسکو- دوشنبه به فرودگاه «عینی» تاجیکستان منتقل شدند.

    ۹۵/۰۹/۱۹ :: ۱۲:۰۷

    به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در بیشکک و به نقل از «ریانوستی»، معاون فرمانده نیروهای نظامی مرکزی روسیه اعلام کرد: هواپیماهای سوخو -25 متعلق به پایگاه نظامی «کانت» روسیه در قرقیزستان به منظور شرکت در تمرینات ضدتروریستی مشترک مسکو - دوشنبه به فرودگاه «عینی» تاجیکستان منتقل شدند.

    وی افزود: این هواپیماها بعد از انجام تمرینات جهت خنثی‌سازی گروه‌های شبه‌نظامی، نابود کردن پایگاه‌های نظامی، انبارها و اردوگاه‌های دوباره به قرقیزستان باز خواهند گشت.

    پایگاه نظامی روسیه در شهر کانت قرقیزستان، یکی از پایگاه‌های نظامی سازمان پیمان امنیت جمعی است و در تأمین امنیت حریم هوایی کشورهای عضو این سازمان مشارکت می‌کند.

    این پایگاه نظامی واقع در خاک قرقیزستان در اختیار  هواپیما‌های جنگنده سوخو -25 و بالگردهای می -8 روسی قرار دارد.

    سوخو -25 یک جت جنگنده تک‌سرنشین 2 موتوره است که در اتحاد جماهیر شوروی طراحی و ماموریت اصلی این هواپیما، پشتیبانی نزدیک از نیروهای زمینی است.

    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950919000139

    منبع : آسیا نیوز |جنگنده‌های «سوخو 25» روسیه از قرقیزستان به تاجیکستان منتقل شدند
    برچسب ها : نظامی ,قرقیزستان ,روسیه ,پایگاه ,منتقل ,تاجیتان ,منتقل شدند ,پایگاه نظامی ,تاجیتان منتقل ,مشترک مسکو ,مسکو دوشنبه ,«عینی» تاجیتان منتقل ,فرودگا

    ادوارد هانتر کریستی : آیا روسیه برای جاه‌طلبی‌های نظامی‌اش پول دارد؟

    :: ادوارد هانتر کریستی : آیا روسیه برای جاه‌طلبی‌های نظامی‌اش پول دارد؟

     با توجه به افت شدید قیمت نفت و کاهش رشد اقتصادی ؛

    آیا روسیه برای جاه‌طلبی‌های نظامی‌اش پول دارد؟

    براساس برنامه طی سال های 2011 تا 2020 میلادی، روسیه بخش نظامی و ارتش خود را به حجم عظیمی از سیستم های تسلیحاتی جدید و پیشرفته و دیگر سخت افزارهای نظامی مجهز می‌کند. هزینه کل این برنامه دفاعی 647 میلیارد دلار یا 19 تریلیون روبل پیش بینی شد.
     
    تاریخ انتشار:پنجشنبه 13 آبان 1395      9:0

    نویسنده: ادوارد هانتر کریستی / متخصص اقتصادی دفاعی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)

    دیپلماسی ایرانی: چالش های اقتصادی اخیر روسیه بسیاری از ناظران را به این پرسش واداشته که آیا روسیه توانایی تأمین منابع مالی مورد نیاز برای اهداف نظامی و دفاعی این کشور را داراست؟ جدیدترین پیش بینی های انجام شده در مورد اقتصاد کلان روسیه نشان از چشم اندازهای جدی و تأمل برانگیزی در این زمینه دارد.

    روسیه تقریباٌ در اواسط برنامه ده ساله دفاعی خود قرار دارد. براساس این برنامه این کشور طی سال های 2011 تا 2020 میلادی، بخش نظامی و ارتش خود را به حجم عظیمی از سیستم های تسلیحاتی جدید و پیشرفته و دیگر سخت افزارهای نظامی مجهز می کند. هزینه کل این برنامه دفاعی بر اساس میانگین نرخ تبادل ارز دلار در سال 2011 میلادی، 647 میلیارد دلار یا 19 تریلیون روبل پیش بینی شد و هزینه مورد نیاز برای این برنامه دفاعی نیز جدا از هزینه هایی است که صرف پرسنل، مانورها و عملیات ارتش می شود. اما آیا روسیه قادر است منابع مالی موردنیاز برای این تعهدات را تأمین کند؟

    تحولات رخ داده از سال 2014 میلادی تاکنون، چندان بر وفق مراد روسیه نبوده است. از آنجا که اقتصاد روسیه به شدت به درآمدهای حاصل از فروش نفت و گاز این کشور وابسته است، پس از سقوط شدید قیمت نفت در اواخر سال 2014، پول ملی، تولید ناخالص داخلی (GDP) و نیز استانداردهای زندگی در این کشور به شدت تحت تأثیر این امر قرار گرفت. در پی سقوط بهای نفت، تولید ناخالص داخلی روسیه در شرایط واقعیِ سال 2015 میلادی حدود 7.3 درصد کاهش یافت و بر اساس پیش بینی صندوق بین المللی پول (IMF) در اکتبر سال 2016، پیش بینی می شود که میزان تولید ناخالص داخلی این کشور در سال جاری مجدداً در حدود 8.0 درصد کاهش یابد.

    پیش بینی ها حاکی از آن است که رشد اقتصادی روسیه در سال 2017 میلادی احیا خواهد شد. چنانچه قیمت نفت در این سال با افزایش قابل توجهی روبرو نشود، احیای اقتصادی روسیه متوسط و ناچیز خواهد بود اما اگر بهای نفت روند صعودی به خود بگیرد، احیای اقتصادی این کشور چشمگیر خواهد بود. غرب نیز برای آن که به روسیه نشان دهد با اقدامات متجاوزانه این کشور در اوکراین مخالف است، همچنان به اعمال تحریم های اقتصادی خود علیه روسیه ادامه خواهد داد؛ تحریم هایی که تاکنون اثرات نامطلوبی بر فضای کسب و کار و سرمایه گذاری در این کشور داشته است....

    منبع : آسیا نیوز |ادوارد هانتر کریستی : آیا روسیه برای جاه‌طلبی‌های نظامی‌اش پول دارد؟
    برچسب ها : روسیه ,کشور ,اقتصادی ,بینی ,دفاعی ,برنامه ,برنامه دفاعی ,ناخالص داخلی ,تولید ناخالص ,احیای اقتصادی ,مورد نیاز ,تولید ناخالص داخلی ,ادوارد هانتر

    وحید مژده : روایتی از روند نافرجام صلح

    :: وحید مژده : روایتی از روند نافرجام صلح

    روایتی از روند نافرجام صلح

     ۱۴، عقرب، ۱۳۹۵

    وحید مژده

    سید محمد طیب آغا رئیس سابق کمیسیون سیاسی طالبان در قطر در این اواخر مصاحبه ای با روزنامۀ نیویارک تایمز انجام داده و در مورد برنامۀ صلح طالبان بعد از سال ۲۰۰۹ به حقایق مهمی اشاره کرده است. از آنجا که طیب آغا در سال ۲۰۱۰ شخص اول مذاکره کننده با امریکائی ها بود که به قبول آدرسی برای طالبان در قطر منجر شد، این مصاحبه مهم است.

    سید محمد طیب آغا رئیس سابق دفتر سیاسی طالبان در قطر در سال ۱۹۷۶م در قریهء جلاهور ولسوالی ارغنداب قندهار بدنیا آمد. پدرش مولوی سدوزی آغا از علمای مشهور قندهار است. طیب آغا تحصیلات خود را در کویته  مرکز بلوچستان پاکستان و در مکتب عصری به پایان رسانیده و علوم دینی را در مدرسه فرا گرفته است. طیب آغا به زبانهای دری، پشتو، انگلیسی، عربی، اردو و بلوچی تکلم نموده می تواند.

    سادات در افغانستان مورد احترام مردم اند و به خصوص مردم قندهار ارادت خاصی به این گروه دارند. برادر بزرگ وی ملاملنگ از فرماندهان نامدار جهاد در قندهار علیه تجاوز اتحاد شوروی بود که در جهاد به شهات رسید. مولوی سدوزی آغا پدر طیب آغا گذشته از این که یک عالم جید است، در جهاد علیه اتحاد شوروی از مجاهدین فعال ضد شوروی بود. او بیش از یک سال قبل و بدنبال فشار هائی که دولت پاکستان به خانوادۀ طیب آغا وارد آورد، مجبور به ترک پاکستان گردید و به قطر رفت.

    طیب آغا در آغاز تحریک طالبان ابتدا در ریاست خارجه در هرات به کار آغاز نمود که قبل از رسیدن طالبان به کابل حیثیت وزارت خارجهء طالبان را داشت. سپس در سفارت امارت اسلامی در اسلام آباد مشغول کار شد و سپس از آنجا بحیث رئیس دفتر رهبر طالبان مقرر شد و تا سقوط امارت طالبان به همین سمت مشغول کار بود. در سال ۲۰۱۰ نام وی بعنوان رئیس هیئت طالبان برده شد که با وساطت آلمانها با امریکائی ها مذاکره کردند. در این مذاکرات روی یک سلسله مسایل توافق صورت گرفت.

    در مقام مذاکره کنندۀ ارشد طالبان

    طیب آغا در مصاحبه با نیویارک تایمز گفته است که «برای نخستین بار ملا محمد عمر رهبر طالبان در سال ۲۰۰۹ فیصله نمود تا مذاکرات صلح با کابل یا واشنگتن آغاز گردد. وی گفته است که در سال ۲۰۰۹ که برای نخستین بار ملاقات های دفتر سیاسی طالبان با آلمانی ها آغاز شد و خواست آلمان ها این بود که مذاکرات صلح با دولت افغانستان صورت گیرد. بعد از چند دور مذاکرات، ما با آنها توافق نمودیم که به جای دولت کابل با امریکائی ها مذاکره صورت گیرد».

    اگر به گذشته بنگریم، در اواخر سال ۲۰۰۹ طالبان به این باور رسیدند که امریکا در رسیدن به اهدافی که بخاطرش به افغانستان لشکر کشیدند، ناکام شده است. به همین دلیل بود که ملا عبدالغنی برادر معاون ملامحمد عمر به رهبر طالبان پیشنهاد نمود تا در صورتی که امریکائی ها تقاضا نمایند، مذاکرات به منظور پایان اشغال افغانستان با آنها آغاز گردد.

    تا آن زمان جامعهء جهانی به این باور بود که طالبان برنامه ای جز جنگ ندارند اما زمانیکه تمایل امریکا برای حل مشکل افغانستان از راه مذاکره ظاهر شد، رهبر طالبان هم اجازه داد تا این مذاکرات از طرف یک هیئت از طرف طالبان که در این کار تجربه داشته باشند، به پیش برده شود.

    برای این کار لازم بود تا افراد مورد نظر انتخاب گردند. ملامحمد عمر دستور داد تا کمیتهء سیاسی امارت اسلامی که تا آن زمان فعالیت زیادی نداشت، به دفتر سیاسی تغییر نماید و بجای ملاآغا جان معتصم که رئیس کمیتهء سیاسی بود، ملاطیب آغا بحیث رئیس دفتر سیاسی مقرر گردید. در این زمان تماس هائی با کای آیده نمایندهء خاص سازمان ملل متحد در افغانستان برقرار شد که پاکستانی ها هم در جریان قرار داشتند.

    در ماه دسمبر ۲۰۰۹ طیب آغا در مصاحبه با روزنامهء عربی زبان الحیات چاپ لندن، برای مذاکره با امریکائی ها ابراز آمادگی نمود و تصریح کرد اگر امریکائی ها بخواهند آنها حاضر به مذاکرات رویاروی اند.

    حتی قبل از نشر این مصاحبه نیز پاکستان متوجه شده بود که طالبان در صدد اند تا بدون اجازهء آنان به مذاکره با امریکا بپردازند و مبتکر این حرکت ملا عبدالغنی برادر است. آی اس آی از طریق یک مولوی وابسته به آی اس آی که با ملابرادر هم رابطهء خوب داشت، از وی خواست تا به کراچی بیاید. در ماه فبروری ۲۰۱۰ زمانیکه ملابرادر به کراچی رفت، پاکستانی ها همراه با امریکائی ها به این مدرسه رفتند و ملابرادر را دستگیر کردند. هدف پاکستانی ها از شریک ساختن امریکائی ها در این عملیات این بود که میان طالبان و امریکا دیواری از بی اعتمادی به وجود آوردند تا مانع از مذاکرات مستقیم میان آنان گردند.

    چگونگی رابطۀ طالبان با آلمان

    سید طیب آغا در زمان امارت طالبان مدتی در سفارت افغانستان در اسلام آباد ایفای وظیفه کرد و در همان زمان با  بعضی از دیپلمات های آلمانی از جمله (Rüdiger König) در اسلام آباد آشنا شد که در سال ۲۰۰۹ نیز تماس های ابتدایی نیز از طریق همین شخص با آلمان آغاز گردید. تلاش های این دیپلومات که در سالهای (۱۹۹۷-۱۹۹۸) دیپلومات کشور آلمان در اسلام آباد بود و بعد سفیر آلمان در کابل شد، موجب تقویت این روند و ایجاد فضای اعتماد گردید و چند ملاقات صورت گرفت. نماینده های آلمان (Bernd Mützelburg و Michael Steiner) نیز در این رابطه کوشیدند. از آن ببعد، طالبان کشور قطر را به این دلیل که یک کشور اسلامی است شامل این روند ساختند. آلمانی ها تقاضا داشتند تا آلمان بعنوان کشور میانجی شناخته شود اما طالبان با پذیرفتن این اصل که مذاکره با امریکا نیاز به یک کشور میانجی دارد، تا طالبان در آنجا مرکزیت داشته باشند ومذاکرات در آنجا صورت گیرد، به آلمانها گفتند که شما به این دلیل نمی توانید میانجی باشید که در این قضیه طرف هستید و در افغانستان نیروی نظامی دارید.

    ملامحمد عمر برای کشوری که باید نقش میزبان این مذاکرات را بعهده داشته باشد، چهار شرط را مشخص نمود:

    • کشور اسلامی باشد.
    • کشور همسایه نباشد.
    • به افغانستان نیروی نظامی نفرستاده باشد.
    • با طالبان بعد از سال ۲۰۰۱ دشمنی نکرده باشد.

    کشور هائی چون ترکیه، امارات و اردن نمی توانند میزبان این مذاکرات باشند و عربستان سعودی هم که تعدادی از رهبران طالبان در آنجا بعد از سال ۲۰۰۱ زندانی شدند، به دلیل این دشمنی با طالبان نمی تواند میزبان مذاکرات صلح باشد. بنابراین طالبان قطر را بعنوان محل مذاکرات با امریکا پذیرفتند.

    مذاکرات با امریکا و تلاش در جهت باز شدن دفتر قطر

    طالبان نخستین دور مذاکرات با امریکا را در آلمان انجام دادند که هدف از آن تقویت روحیۀ اعتماد به همدیگر بود تا مذاکرات ادامه یابد. برای این کار طالبان سه خواست را مطرح نمودند.

    • آزادی زندنیان از گوانتانامو
    • حذف نام رهبران طالبان از لیست سیاه
    • باز شدن دفتر قطر به عنوان محل مذاکرات صلح

    به گفتۀ طیب آغا قرار بود در دور دوم مذاکرات، نمایندگان دولت افغانستان هم شامل این گفتگو ها گردند اما دولت حامد کرزی مانع اصلی روند صلح بود. وی می گوید که سال ۲۰۱۰ زمان بسیار مناسب برای گفتگو های صلح بود اما زمانیکه ما با امریکائی ها به این توافق رسیدیم که دفتر سیاسی ما در سال ۲۰۱۱ باز گردیده و زندانیان ما از گوانتانامو به دوحه منتقل گردند، حکومت افغانستان به رهبری حامد کرزی با این کار مخالفت نمود و سفیر خود را از دوحه فرا خواند.

    طیب آغا می گوید که «در سال ۲۰۱۳ قرار شد تا دفتر باز شود و ما با دولت قطر به این توافق رسیده بودیم که این دفتر بروی همه افغانها به شمول نمایندگان دولت کابل باز خواهد بود و با آنها گفتگو خواهد شد».

    در سال ۲۰۱۳ دفتر برای مدت کوتاهی باز شد که جریان آن مراسم از طریق تلویزیون الجزیره به صورت مستقیم پخش گردید اما دولت افغانستان با نام امارت اسلامی و بیرق سفید طالبان که در این دفتر برافراشته شده بود، مخالفت نمود و مانع بازشدن دفتر گردید. طیب آغا می گوید که در این مورد بین دولت قطر و امریکائی ها بصورت شفاهی توافق شده بود.

    طیب آغا می گوید که «ما هرگز این شرط را مطرح نکرده بودیم که باید اول نیروهای خارجی افغانستان را ترک کنند و سپس ما با دولت کابل مذاکره می کنیم. اگر مذاکرات با امریکایی ها به پیش می رفت، ما خواهان یک تاریخ برای خروج نیروهای خارجی از کشور می شدیم که این حق ما و یک خواست معقول بود».

    نویسنده سالها بعد از این جریان از حامدکرزی در مورد دلایلش در مورد مخالفت با باز شدن دفتر قطر پرسیدم. وی در جواب گفت که «ما در آن زمان گمان کردیم که امریکائی ها قصد دارند با قبول امارت اسلامی طالبان، یک دولت موازی در افغانستان به میان آورند و من به همین دلیل با بازشدن دفتر قطر به شدت مخالفت کردم».

    طیب آغا بعد از کناره گیری از دفتر قطر

    طیب آغا بعد از افشای خبر مرگ ملا محمد عمر در ماه جولای ۲۰۱۵ از ریاست دفتر قطر استعفا داد. در دیداری که نویسنده بعد از استعفایش با وی داشتم، او گفت که پنهان نگهداشتن خبر مرگ ملا محمد عمر برای یک مدت طولانی، سوالاتی را در ذهن من به میان آورده که نیاز به تحقیق دارد. وی گفت که تا زمانی که ملا محمد عمر زنده بود، من اطمینان داشتم که رهبر طالبان هرگز اجازه نمی دهد تا طالبان تحت کنترول پاکستان باشند اما بعد از افشای خبر مرگ ملا محمد عمر، مسئلۀ بیعت با منصور صاحب در داخل خاک پاکستان برای من پرسش برانگیز است.

    من نمی خواهم علم مخالفت با منصور را بلند کنم و موقف من در این باره موقف خانوادۀ ملا محمد عمر است. من یک سال منتظر می مانم تا ببینم که منصور صاحب چگونه این تحریک را رهبری می کند. پنهان نگهداشتن خبر مرگ رهبر طالبان برای مدت دونیم سال از من به عنوان کسی که مذاکرات با خارجی ها را به پیش می بردم، برای من قابل قبول نیست.

    نامۀ طیب آغا به رهبر جدید طالبان

    هرچند خانوادۀ ملا محمد عمر بعدا با اختر محمد منصور بیعت کردند اما طیب آغا از آنان تبیعت نکرد و به دفتر قطر باز نگشت. بعد از کشته شدن اختر محمد منصور، طیب آغا نامه ای به مولوی هبت الله رهبر جدید طالبان نوشت. در این نامه طیب آغا از رهبر جدید خواست تا بعد از این طالبان نام امارت اسلامی را در مورد تحریک طالبان به کار نبرند. وی همچنان عنوان امیرالمؤمنین برای رهبر طالبان را زیر سوال برد و پیشنهاد نمود تا به جای امیرالمؤمنین، عنوان امیر تحریک طالبان بکار گرفته شود.

    پیشنهاد های طیب آغا با موقفی که نمایندگان دفتر سیاسی طالبان در کنفرانس ها و نشست های متعدد مطرح کرده اند همخوانی دارد. به عنوان مثال در آخرین نشستی که به ابتکار پگواش در قطر دایر شده بود، طالبان تصریح نمودند که تجربۀ انحصار قدرت توسط یک گروه در افغانستان تجربۀ ناموفق است و آنها دیگر قصد انحصار قدرت را ندارند. بنابراین اگر طالبان قصد داشته باشند تا در یک نظام اسلامی مورد قبول همه جهت ها در افغانستان شامل گردند، باید از خواست امارت اسلامی که یادآور دوران انحصار قدرت توسط آنهاست، دست بردارند. اینکه طالبان هنوز هم خود را امارت اسلامی می خوانند از جانب سایر جهت های سیاسی در افغانستان تلاش مجدد برای انحصار قدرت از جانب طالبان تلقی می شود و مانعی در راه تفاهم با این گروه هاست.

    پیشنهاد تغییر عنوان امیرالمؤمنین برای رهبر فعلی طالبان به امیر تحریک اسلامی طالبان شاید به این دلیل باشد که ملامحمد عمر در یک محیط امن و تحت کنترول خود طالبان، توسط هزاران تن از علما که شامل افراد و گروه هائی از کشور های دیگر اسلامی نیز بودند در داخل افغانستان در یک بیعت معلن به عنوان امیرالمؤمنین انتخاب گردید. از آنجا که امروز شرایط لازم برای انتخاب به شیوه ای که نخستین رهبر طالبان برگزیده شد میسر نیست، پس بهتر است رهبر طالبان امیرالمؤمنین خوانده نشود.

    هرچند این سخنان طیب آغا می تواند برای عده ای نشانه هائی از تفرقۀ جدید در صف طالبان باشد اما اگر از بعد دیگر به این پیشنهادات نگریسته شود، نشان از یک تغییر عمده در صف طالبان دارد و آن اینکه طالبان اکنون با انتقاد از خود، در صدد ایجاد اصلاحات در داخل صف خویش اند. این حقیقت مسلم است که وقتی در یک گروه کسی جرئت انتقاد از وضع موجود را نداشته باشد و آنچه را که صواب می پندارد بیان نکند، آن گروه متحجر باقی می ماند و امکان اصلاح مسیر همگام با زمان را از دست می دهد.

    در گذشته طالبان چنین انتقاداتی از خویش را بر نمی تابیدند و انتقاد از خود را بدعتی ناروا به شمار می آوردند اما اکنون که یکی از شخصیت های آنان چنین پیشنهادات را نه به قصد تخریب بلکه به منظور اصلاح مطرح می سازد، نشان از تغییری مثبت در داخل این تحریک دارد که امید به تفاهم و صلح را تقویت می نماید.

    اما آیا طالبان به این پیشنهاد های طیب آغا توجه خواهند کرد؟ وقتی مسئلۀ تغییر عنوان امیرالمؤمنین برای رهبر طالبان به امیر تحریک طالبان مطرح می شود، این مسئله نیز قابل توجه است که ابوبکر بغدادی با اعلام خلافت در سوریه و عراق، خود را خلیفۀ مسلمین خوانده است و قلمروی را که طالبان در آن فعال اند، بخشی از خلافت اسلامی در اقلیم خراسان می داند.

    اگر طالبان صفت امیرالمؤمنین را از رهبر شان و عنوان امارت اسلامی را از تحریک شان بردارند، آیا به مشروعیت خلافت از جانب داعش کمک نخواهد شد؟ چنانچه زمانیکه خبر مرگ ملا محمد عمر افشا گردید، تعداد زیادی از جنگجویان خارجی بیعت از ملا محمد عمر و امارت اسلامی را از گردن خود ساقط دانسته و علم بیعت با ابوبکر بغدادی را بلند کردند. چنین مجبوریت و محدویتی شاید موجب گردد تا رهبری جدید طالبان این صدای طیب آغا را لااقل در شرایط فعلی به نفع تحریک نداند و آنرا ناشنیده بگیرد.

    http://naraynews.com/?p=1487

    منبع : آسیا نیوز | وحید مژده : روایتی از روند نافرجام صلح
    برچسب ها : طالبان ,دفتر ,افغانستان ,مذاکرات ,اسلامی ,رهبر ,رهبر طالبان ,امارت اسلامی ,دفتر سیاسی ,انحصار قدرت ,تحریک طالبان ,دفتر سیاسی طالبان ,تغییر عنوا

    همکاری های اتمی روسیه و چین توسعه می یابد

    :: همکاری های اتمی روسیه و چین توسعه می یابد

     همکاری های اتمی روسیه و چین توسعه می یابد

    مسکو - ایرنا - روسیه و چین در چارچوب توافق صورت گرفته در صدد افزایش همکاری های اتمی هستند و بیانیه آن نیز قرار است روز دوشنبه در جریان دیدار نخست وزیران دو کشور در شهر سن پترزبورگ صادر شود.

    تاریخ خبر: 15/08/1395 | ساعت: 19:21

    به گزارش ایرنا، سرگئی پریخودکو معاون نخست وزیر و رئیس دفتر نخست وزیری روسیه روز شنبه اعلام کرد که این بیانیه در حال تنظیم دربرگیرنده افق همکاری های دو کشور در عرصه استفاده از انرژی هسته ای است.
    هنوز اطلاعات بیشتری در باره ابعاد همکاری های پیش روی هسته ای چین و روسیه و همچنین پروژه های احتمالی انتشار نیافته است.
    لی کچیانگ نخست وزیر چین نیز اعلام کرده که محور دیگر مذاکرات سن پترزبورگ، تشکیل کمیسیون دولتی همکاری ها در عرصه خاور دور روسیه است.
    با توجه به استقبال مسکو از جذب سرمایه های خارجی در مناطق مختلف افزون بر خاور دور، چین صدها میلیارد دلار در بخش های مختلف مرتبط با گردشگری روسیه و عرصه های دیگر سرمایه گذاری کرده و به این همکاری ها ادامه خواهد داد.
    لیانگ شینجون مدیرعامل بزرگترین شرکت سرمایه‌گذاری چین (فوسان) چندی پیش اعلام کرد: در دو تا سه سال گذشته چند صد میلیارد دلار در زمینه های بهداشت، سرگرمی و گردشگری، تغذیه و حفاظت محیط زیست روسیه سرمایه گذاری کرده ایم.
    وی در گفت وگو با خبرگزاری اسپوتنیک افزود: تعداد زیادی اوراق بهادار شرکت های روسی دارای قدرت رقابتی را خریداری کرده ایم و بر این باوریم که در سال‌های آینده نزدیک نباید نگران سرمایه‌گذاری در این کشور باشیم.
    مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری فوسان افزود: قصد داریم در پیشرفت گردشگری شبه جزیره کریمه در کناره دریای سیاه، دریاچه بایکال و دیگر نقاط دیدنی روسیه حضور و مشارکت فعالی داشته باشیم، زیرا گردشگران چینی با اشتیاق زیادی به این مناطق خواهند رفت.
    از سوی دیگر روسیه که با مجموعه تحریم های نسبتا سختگیرانه آمریکا و اتحادیه اروپا مرتبط با پرونده اوکراین مواجه است و همچنین چین که شاهد تهدیدها و تقابل های نظامی و اقتصادی از سوی واشنگتن می باشد، در صددند با همگرایی بیشتر، مواضع منطقه ای، بین المللی و همچنین همکاری های دفاعی خود را تقویت کنند.

    http://www.irna.ir/fa/News/82295864/

    منبع : آسیا نیوز | همکاری های اتمی روسیه و چین توسعه می یابد
    برچسب ها : روسیه ,همکاری ,سرمایه ,نخست ,کرده ,گذاری ,سرمایه گذاری ,گذاری کرده ,میلیارد دلار ,نخست وزیر ,اتمی روسیه

    پایان پانزدهمین نشست نخست وزیران شانگهای در بیشکک/ 10 سند همکاری امضا شد

    :: پایان پانزدهمین نشست نخست وزیران شانگهای در بیشکک/ 10 سند همکاری امضا شد

    پایان پانزدهمین نشست نخست وزیران شانگهای

    10 سند همکاری امضا شد

    در پایان پانزدهمین نشست شورای نخست‌وزیران کشورهای عضو سازمان همکاری‌های شانگهای، 10 سند همکاری به امضا رسید.

    ۹۵/۰۸/۱۳ :: ۱۴:۲۸

    به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در بیشکک، امروز (13 آبان) در پایتخت قرقیزستان پانزدهمین نشست شورای نخست وزیران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای با حضور نمایندگان کشورهای ناظر از جمله ایران، افغانستان، بلاروس، مغالستان، پاکستان، هند و همچنین نمایندگان سازمان‌های بین‌المللی برگزار شد.

    حاضران در این نشست نتایج فعالیت سازمان مذکور از دوره نشست قبلی تاکنون و همچنین اجرای پروژه‌های مشترک در قالب این سازمان را مورد بررسی قرار دادند و علاقمندی خود را برای ادامه همکاری‌های همه‌جانبه از جمله در زمینه توسعه همکاری‌های اقتصادی- تجاری ابراز کردند.

    در این نشست، «ساآران‌بای ژن‌بیک‌اف» نخست وزیر قرقیزستان اظهار داشت: امروز سران کشورهای دوست با نظرات همدیگر درباره مسائل مهم روز در چارچوب شورای نخست‌وزیران آشنا شدند و علاقه خود را برای توسعه همکاری در قالب سازمان شانگهای اعلام کردند.

    پیوستن هند و پاکستان سازمان شانگهای را تقویت می‌کند

    وی افزود: با پیوستن هند و پاکستان به سازمان همکاری‌های شانگهای، ظرفیت اقتصادی سازمان مذکور به شدت قدرت خواهد گرفت.

    در ادامه جلسه، «قاهر رسول‌زاده» نخست وزیر تاجیکستان ضمن اعلام رضایت از فعالیت سازمان شانگهای، گفت: تاجیکستان از ایجاد بانک مشترک کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای پشتیبانی می‌کند و در برنامه‌های همکاری آینده این سازمان لازم است، بندهای مربوط به بخش بانکی نیز گنجانده شود.

    وی با اشاره به اینکه تاجیکستان توجه زیادی به بهبود مسیرها و زیرساخت‌ها برای افزایش حجم حمل‌ونقل بین‌المللی از طریق این کشور دارد، عنوان کرد: در آینده باید جاده‌هایی در مقیاس بین‌المللی در تاجیکستان و افغانستان ایجاد شود زیرا این منطقه از لحاظ جغرافیایی بسیار مهم بوده و از سوی دیگر، قبلا یکی از مسیرهای قدیمی جاده ابریشم نیز محسوب می‌شود.

    نخست وزیر تاجیکستان تصریح کرد: افغانستان باثبات نه تنها در چارچوب منابع سازمان شانگهای بلکه برای کل منطقه مفید خواهد بود.

    سازمان شانگهای به افغانستان اولویت دهد

    «عبدالله عبدلله» ناظر این نشست و نماینده افغانستان خاطرنشان کرد: در حال حاضر افغانستان برای ایجاد ثبات‌ در همه حوزه‌های کشور تلاش می‌کند و اولویت دادن سازمان شانگهای به این کشور، در مسیر حفظ امنیت و ثبات بسیار حائز اهمیت است.

    وی افزود: افغانستان کشورهای عضو این سازمان را برای پشتیبانی و ارائه راه‌حل‌های مفید در این زمینه به «کابل» دعوت می‌کند.

    در انتهای نشست مذکور همچنین 10 سند همکاری از جمله یادداشت‌ تفاهم نخست وزیران کشورهای عضو سازمان شانگهای، پیاده‌سازی برنامه همکاری تجاری- اقتصادی همه‌جانبه کشورهای عضو، بررسی بودجه این سازمان در سال 2015، مباحث مربوط به بودجه سازمان شانگهای برای سال 2017، گزارش عملکرد کمیسیون مالی سازمان شانگهای، جمع‌بندی اقدامات جهت توسعه فعالیت برای ایجاد پروژه‌های جدید در سال‌های 2017- 2021، اصول کلی همکاری علمی- تجهیزاتی میان کشورهای عضو سازمان شانگهای، برنامه همکاری علمی- تجهیزاتی برای سال‌های 2016-2020 بین کشورهای عضو و بیانیه مشترک شورای نخست وزیران کشورهای عضو سازمان شانگهای به امضا رسید.

    تصاویر نشست...

    منبع : آسیا نیوز |پایان پانزدهمین نشست نخست وزیران شانگهای در بیشکک/ 10 سند همکاری امضا شد
    برچسب ها : سازمان ,شانگهای ,کشورهای ,همکاری ,نشست ,نخست ,سازمان شانگهای ,نخست وزیران ,سازمان شانگهای، ,پانزدهمین نشست ,نخست وزیر ,نخست وزیران کشورهای ,ساز

    حسین نورانی : سیر تحول در رویکرد ژاپن به ایران

    :: حسین نورانی : سیر تحول در رویکرد ژاپن به ایران

    سیر تحول در رویکرد ژاپن به ایران

    اظهار نظر در مورد نقش ژاپن در سیاست بین الملل معمولا مشمول عنایت ویژه ای در بین تحلیل گران نبوده است. برای این مساله می توان چند علت برشمرد: عدم بهره مندی ژاپن از نیروی نظامی در مقیاس یک قدرت جهانی، محافظه کاری حاکمان ژاپن در دوره پس از جنگ جهانی دوم متاثر از تسلط پنجاه ساله حزب لیبرال دموکرات، و سایه سنگین اولویت های سیاست خارجی ایالات متحده بر رفتار ژاپن در عرصه بین المللی که در کنار پیمان های راهبردی متقابل دو کشور، دست ژاپن را در سیاست گذاری خارجی بسیار تنگ می کند.

     

     آذر ۲۰, ۱۳۹۵ – ۳:۳۰ ق.ظ

    مرکز بین المللی مطالعات صلح   IPSC

    حسین نورانی/ دکتری مطالعات جهان دانشگاه هیتوتسوباشی توکیو 

    پس از پایان جنگ جهانی دوم به مدت پنج دهه، ژاپنی ها تلاش کردند تا سیاست گذاری اقتصادی خارجی متناسب با نیازهای خود را توسعه دهند، به این معنی که روابط خارجی خود را بر پایه برنامه های اقتصادی پیش ببرند و از تنش با اولویت های سیاسی ایالات متحده پرهیز کنند. رهبران ژاپن همواره علاقمند به یافتن شرکای اقتصادی قابل پیش بینی بوده اند. زیرا به عنوان یکی از پنج اقتصاد بزرگ جهان، در چهارگوشه جهان حضور دارند اما به صورت متناقضی، توانایی ابتکار عمل دیپلماتیک برای ایجاد و تغییر نظم در نظام بین المللی را ندارند.

    پس از جنگ سرد، اوضاع جهانی متلاطم گشته و کمتر از گذشته قابل پیش بینی شد و این واقعیت شرایط سختی را برای سیاست گذاری اقتصادی ژاپن به وجود می آورد. از طرفی، ژاپن در اواخر دهه هشتاد میلادی به مرحله فن آوری برتر رسید و در مجموع در اقتصاد بین الملل با قدرت های بزرگی مثل ایالات متحده دچار چالش شد. این تلاطم ها باعث شد تا دولت ژاپن، رفته رفته ابعاد بیشتری به سیاست گذاری خارجی خود اضافه کند و برای سرمایه گذاری ها و تجارت خود حاشیه امنیت ایجاد کند. این تلاش ها در برنامه ریزی گسترده ژاپن برای جذب نیروی کار ماهر از سراسر جهان و تقویت ارتباط فرهنگی با کشورهای دیگر، بارز است.

    بنیان روابط خارجی این کشور با دولت های خاورمیانه ، از جمله ایران هم خارج از این چارچوب ها نبوده است. در این نوشتار نحوه ارتباط گیری دولت ژاپن با ایران به اجمال ذکر شده و توضیح داده شده که نگاه ژاپن به ایران بیش از آن که سیاسی و فلسفی باشد، اقتصاد محور و فرهنگ محور بوده است.

    اگر تصور رایج ایرانیان از ژاپن، سرزمینی است که مردمان لاغر اندام و چشم بادامی اش سرآمد تولید کامپیوتر و تکنولوژی هستند، تصور ژاپنی ها از ایران هم سرزمین کهن، خشک و پهناوری است که مردم خوش اقبال آن از نعمت بی بدیل «نفت» برخوردار هستند. درک سیاستمداران دو کشور از یکدیگر هم تقریبا همین است.

    از زمان پهلوی اول به ان سو، ژاپن مشتری پر و پا قرص نفت ایران بوده، و ایران هم به جذب فن آوری و سرمایه ژاپنی علاقه نشان داده است. در زمان پهلوی دوم روابط اقتصادی دو کشور، زیر سایه اعتماد آمریکا به شاه ایران ، افزایش یافت ولی پس از انقلاب اسلامی دچار تشنج و بی ثباتی شد. در این میان، تلاش های دیپلماتیک ژاپن برای جلب اعتماد امریکا به رابطه تجاری ژاپن با ایران هم تقریبا بی اثر ماند.

    ژاپن علیرغم جایگاه اش در اقتصاد جهانی و منافع بالقوه اش از روابط با ایران ، در بحران هایی چون جنگ ایران و عراق و مساله هسته ای ایران هم وارد نشد. به این ترتیب، طی دوران جمهوری اسلامی و تنش روابط ایران و قدرت های جهانی، همواره سطح روابط، کمتر از حد انتظار طرفین بوده است: ژاپن در بستن قراردادهای نفتی طولانی مدت ناکام مانده و ایران هم نتوانسته طرف مقابل را به انتقال فن آوری و سرمایه گذاری گسترده در بخش های صنعتی و عمرانی متقاعد کند.

    علیرغم مسایل مطرح شده، وقایع دیگری هم در میانه روابط دو کشور جریان پیدا کرد. چنان که آمد، از دهه هشتاد میلادی رهبران ژاپنی مجاب شدند که دیپلماسی چندجانبه و متنوع تری در پیش بگیرند تا موقعیت بین المللی کشورشان آسیب نبیند. در همین راستا، ارتباطات غیرسیاسی با اتباع عادی کشورهای دیگر را گسترش دادند. در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود، ایرانیان زیادی به عنوان نیروی کار غیرماهر به ژاپن رفتند، و برخی توانستند ماندگار شوند. این نسل از ایرانیان مهاجر، نه از سوی هم طرازان ژاپنی خود، و نه از سوی کارفرمایان، با استقبال دوستانه روبه رو نبودند و سوتفاهم بین طرفین رایج بود. به این ترتیب، رقابت بین کارگران ژاپنی و کارگران ارزان قیمت و بعضا جاه طلب ایرانی، که در عین حال مشتاق اقامت طولانی یا دایمی بودند، موجب شد تا تصویر منفی از ایران و ایرانی نزد اقشار متوسط به پایین آن کشور به وجود آید. خیلی از این ایرانیان، از وضعیت رابطه ژاپن با ایران در دهه نود میلادی، که بیشتر به شکل واردات نفت و گاز و کالاهای لوکس نظیر پسته و فرش بود استفاده کردند و مشغول فروشندگی و دلالی خرد و کلان شدند.

    با این حال، حکومت ژاپن توانست با وارد کردن نیروی کار ارزان و یافتن کانال های جدید تجاری، تا حدی افزایش قیمت کالاهای صنعتی صادراتی کارخانه های آن کشور در بازارهای جهانی را مهار کند.

    در حالی که وضعیت روابط ایران با هنجارهای اقتصاد جهانی غیرقابل پیش بینی مانده بود و در عین حال حکومت کلینتون شرکای تجاری ایران را با ابزار تحریم تحت فشار بیشتری قرار داد، ژاپن کانال جذب نیروی انسانی از ایران را حفظ کرد. به علاوه، اعتماد و علاقه رهبران ایران به ژاپن، زمینه نفوذ فرهنگی آن کشور در ایران را فراهم کرد.

    در دوره جدید، اقتصاد ژاپن متمرکز بر خدمات و فن آوری های نوین شد. در همین راستا، با قرار دادن مشوق هایی نظیر کمک هزینه تحصیلات عالی و ایجاد تشکل های فرهنگی جذاب، اقدام به جذب نیروی کار ماهر نمود. برخلاف مهاجرین قبلی که بیشتر در شهرهای صنعتی و یا حاشیه شهرهای بزرگ ساکن می گشتند، نیروی کار ماهر و تحصیل کرده به شهرهای بزرگ، فرهنگی و علمی آن کشور وارد شدند. در شرایطی که سطح دستمزدها در کشور ژاپن بالا رفته و تمایل جوانان ژاپنی به کسب درجات عالی علمی نسبتا کاهش یافته بود، جوانان تحصیل کرده ایرانی با کمک هزینه نسبتا اندکی در انجام پروژه های علمی شرکت می کردند و در عین حال به تجربه کردن فرهنگ ژاپن هم علاقه نشان دادند.

    دولت ژاپن کماکان تمایل به اقامت دایم این دسته از ایرانیان در خاک کشورش ندارد بلکه بیشتر مایل است آمد و شد نخبگان ایرانی اسباب یک پیوند سیاسی-فرهنگی در درازمدت باشد.

    خلاصه کلام، دیدگاه جریان های سیاسی ژاپن به کشورهای خارج از راس اقتصاد جهانی، مثل ایران ، چندان متمایز و فراتر از یک صادرکننده عمده نفت نبوده است. به همین دلیل، نگاه به روابط بین ایران و ژاپن در دهه اخیر از زاویه سیاست بین الملل جذابیت زیادی برای پژوهشگران نداشته است. با این حال، آنچه جالب توجه است تلاش این کشور برای یافتن نیروی کار و گسترش نفوذ فرهنگی در آسیا و از جمله ایران می باشد. به این ترتیب، ژاپنی که پس از جنگ جهانی دوم همواره بر تفکیک سیاست گذاری خارجی اقتصادی و سیاسی مُصر بود، ضلع سیاست گذاری خارجی فرهنگی را هم طی بیست سال گذشته در پی گرفته و در مورد ایران هم به اجرا گذاشته است.

    http://peace-ipsc.org/fa/

    منبع : آسیا نیوز |حسین نورانی : سیر تحول در رویکرد ژاپن به ایران
    برچسب ها : ژاپن ,کشور ,سیاست ,نیروی ,گذاری ,خارجی ,سیاست گذاری ,گذاری خارجی ,ایالات متحده ,ژاپن با ایران ,علاقه نشان ,سیاست گذاری خارجی ,سیاست گذاری اقتصاد

    بررسی فرآیند تحصیلات دینی در روسیه

    :: بررسی فرآیند تحصیلات دینی در روسیه

    بررسی فرآیند تحصیلات دینی در روسیه

    کنفرانس «تحصیلات دینی در روسیه ؛ وضعیت کنونی و چشم اندازها» در شهر ماخاچ قلعه جمهوری داغستان برگزار شد تا به موجب آن فرآیند تحصیلات دینی در روسیه بررسی شود.
     
    تاریخ انتشار : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۲۵
     
    دیدبان روسیه: کنفرانس سراسری علمی – عملی «تحصیلات دینی در روسیه؛ وضعیت کنونی و چشم اندازها» در شهر ماخاچ قلعه جمهوری داغستان برگزار شد. در این همایش علمی دانشمندان، شخصیت­ های دینی و اجتماعی، روسای دانشگاه­ های اسلامی، کارشناسان مسائل تحصیلات دینی و همچنین سردبیر پرتال اسلام.رو حضور داشتند.

    این کنفرانس با حمایت وزارت آموزش و علوم روسیه، دانشگاه دولتی پتی­گورسک، انستیتوی علوم انسانی داغستان، شورای مفتیان جمهوری داغستان، کمیته آزادی دینی در همکاری با سازمان­ های دینی جمهوری داغستان برگزار شد. در این همایش مسائل گسترش اسلام در روسیه، تاریخچه تحصیلات دینی در روسیه، وضعیت کنونی تحصیلات دینی و الهیات در روسیه، احیای مدارس فقهی اسلامی روسیه، همکاری دولت و سازمان­ های دینی در راستای توسعه تحصیلات دینی و الهیات در روسیه، معضل تربیت کادر متخصص با دانش عمیق تاریخ و فرهنگ اسلام در روسیه، ساخت سیستم چند سطحی تحصیلات اسلامی در روسیه، همگرایی تحصیلات اسلامی در فضای آموزشی روسیه و مسئله تامین کتاب­ های آموزشی و تربیت پرسنل ماهر و باتجربه جهت فعالیت در سازمان­ های دینی گفتگو کردند.

    سخنرانان توجه حاضرین را به این نکته جلب کردند که علاوه بر مطالعه متون فقهی، بایستی متون غیردینی نیز به افراد آموزش داده شود. طلبه فقه در حقیقت نماینده قشر تحصیل کرده اسلامی و یک دیپلمات است که نه تنها به مسائل فقهی، بلکه سایر موضوعات نیز احاطه دارد. به عبارتی این شخص روانشناسی است که با شیوه­ های درست برخورد و ارتباط با کودک و بزرگسال آشنا بوده و زبان عربی را نه در سطح مکالمات روزمره، بلکه عمیق­تر از آن و در سطح مطالعه متون دست اول فعالان بزرگ اسلامی و فلاسفه اسلامی می­ داند.

    سیستم آموزش اسلامی در روسیه نیازمند راهکارهای عملی است تا این سیستم نه تنها در کشور روسیه که فراتر از آن و در سطح جهانی از اعتبار بالایی برخوردار باشد.

     
    در پایان این کنفرانس نیز قطعنامه­ ای به تصویب رسید که موارد آن به شرح زیر است:
     
    • پیشرفت و توسعه جامعه روسیه تا حد زیادی به اتحاد و همبستگی اعضای آن در حل مسائل پیش روی جامعه وابسته است. از میان چالش­ های امروز که گریبان­گیر جامعه شده است، ایده انتشار افراط­ گرایی و رادیکالیسم دینی موضوعات کلیدی محسوب می ­شوند.

    • همکاری­ های حکومت و دین اسلام در حوزه آموزش و تربیت، یکی از فاکتورهای مهم بازگشت به ریشه­ های معنوی فرهنگ کشور و سلامت اخلاقی در جامعه است که دستیابی به آن در گرو افزایش تاثیر دین در شکل­ گیری ارزش­ های اخلاقی و جهان بینی مردم روسیه می ­باشد.

    • مسلمانان روسیه علیرغم ویژگی­ های خاص توسعه جامعه دینی در قفقاز شمالی، منطقه اورال – پاولژ، سیبری و آسیای میانه، در حوزه آموزش ارزش­ های واقعی اسلام بر مبنای سنت دیرین فقه اسلامی در روسیه، با یکدیگر متحد خواهند شد.

    قرار دادن دروسی همچون «فرهنگ دینی – اخلاقی» در سیستم آموزش متوسطه، قبل از هر چیز نیازمند تربیت کادر متخصص با برخورداری از تحصیلات عالیه در حوزه فقه و الهیات است.

    توسعه آموزش رشته الهیات در دانشگاه ­های روسیه، طرح و حل مساله تربیت دینی – اخلاقی در دانشگاه­ های امروز تنها با تدریس «مبانی فرهنگ دینی و اخلاق غیردینی» در مدارس متوسطه میسر می­ شود.

    گروه ­های الهیات در دانشگاه­ ها به مرکز تربیت دینی – اخلاقی تبدیل خواهند شد. نه تنها برنامه آموزش الهیات که حتی سایر دروس برای دانشجویان رشته­ های مختلف از بن مایه دینی و اخلاقی برخوردار هستند. حاضرین در کنفرانس معتقدند که توسعه گروه «الهیات» در دانشگاه در سیستم آموزش عالی فدراسیون روسیه به سلامت اخلاقی در دانشگاه­ ها و تغییر کیفی سطح مطالعات و پژوهش ­های انسانی مساعدت خواهد کرد.

    رشته الهیات، اصول و مبانی و ساختار و شیوه تدریس مشخصی برای خود دارد و همچون تاریخ، زبانشناسی و فلسفه یکی از علوم انسانی پایه به شمار می ­رود. در تائید این حرف می­ توان گفت که حضور متخصصین حوزه الهیات در حکومت غیر دینی برای انجام فعالیت­ های علمی – پژوهشی، آموزشی- تربیتی، مشاوره، اداری – مدیریتی و حتی اجتماعی – تجربی ضرورت دارد و این افراد در سیستم آموزش عالی و متوسطه حضور موثر و فعال داشته، در محافل تخصصی از جمله در ارگان­ های حکومتی، ارگان­ های دولتی مناطق، سازمان ­های غیردولتی، دینی، بین المللی و قانونگذاری، مجریه و قضایی از اهمیت و توجه برخوردارند. چنین متخصصینی برای حل برخی مشکلات در ساختار جامعه و ارگان­ های حمایت و سازگاری مهاجران با زندگی اجتماعی و همچنین در رسانه­ های گروهی همیشه لازم هستند.

    با توجه به این موارد حاضرین در کنفرانس معتقد هستند که بایستی به تقویت و توسعه تدریس الهیات در سیستم آموزش غیردینی، به ویژه در موسسات آموزش عالی به منظور توسعه کامل و همه جانبه کادر حوزه اجتماعی – انسانی در آینده کمک کرد. همچنین با برگزاری و تدریس دوره­ های آموزشی در گروه­ های علوم انسانی دانشگاه­ ها و انجام کارهای اضافه بر برنامه درسی با تکیه بر آموزش اخلاقی، از توسعه تربیت دینی – اخلاقی در موسسات آموزش عالی غیردینی حمایت به عمل آورد. از سوی دیگر بایستی از اساتید و متخصصین الهیات برای تدریس «مبانی فرهنگ اسلامی» در مدارس متوسطه کمک گرفت. و در نهایت برگزاری کنفرانس­ های بین دانشگاهی علمی – تجربی «تربیت دینی – اخلاقی در دانشگاه» نیز مفید است.

    منبع: برگرفته از سایت اسلام رو و انستیتوی علوم انسانی داغستان

    http://www.russiaviewer.com/fa/doc/article/2279

    منبع : آسیا نیوز |بررسی فرآیند تحصیلات دینی در روسیه
    برچسب ها : دینی ,آموزش ,روسیه ,تحصیلات ,روسیه، ,الهیات ,تحصیلات دینی ,سیستم آموزش ,علوم انسانی ,آموزش عالی ,تربیت دینی ,تدریس «مبانی فرهنگ ,جمهوری داغستان

    بهروز قزل : نظام اجتماعی قبیله ای و ثبات سیاسی در تركمنستان

    :: بهروز قزل : نظام اجتماعی قبیله ای و ثبات سیاسی در تركمنستان

    نظام اجتماعی قبیله ای و ثبات سیاسی در تركمنستان

    بهروز قزل: در ترکمنستان، شاید تاکنون تمام پیش بینی های معطوف به ظهور خشونت و بی ثباتی سیاسی بسیار نامطمئن بوده است، لیکن این به معنای فقدان زمینه های آن نیست. علت های لازمه خشونت در جامعه ترکمن ها وجود دارد و گروه های اجتماعی نیز، دلایل کافی برای اعمال رفتارهای خشونت آمیز بر علیه نظام سیاسی حاکم و گروه های قبیله ای پشتیبان آن را دارا می باشند. حضور هر نوع محرکِ کامل کننده و مؤثر به عنوان علت تامه بروز این رفتار، می تواند این کشور را به کانون جدید خشونت و نزاع های گروهی در منطقه تبدیل کند.
     
    تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۱۵
     
    نویسنده: بهروز قزل / دانشجوی دکترای مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز، دانشگاه تهران

    ایراسساختار اجتماعی قبیله ای در جامعه ترکمن ها از ویژگی های منحصر به فرد و جالب توجهی برخوردار است. در طول تاریخ، قبایل و حتی طوایف ترکمن، همواره با هویت های متمایز از یکدیگر بازشناخته می شده اند؛ در عین حال، در مقاطعی نیز در برابر دشمن خارجی با هم متحد شده و هویت واحدی فراتر از چارچوب قبیله ای به نمایش گذاشته اند.
     
    هویت های قبیله ای، گذشته و حال
    تعداد قبایل ترکمن و جمعیت هر یک از آن ها در منابع تاریخی مختلف، متفاوت ذکر شده است (سومر، 1380). با این حال بیشتر صاحب نظران این حوزه، گزارش آرمینیوس وامبری که منطبق با روایت باستانی توغوز- اوغوز (نُه قبیله اغوز) نیز می باشد، به واقعیت نزدیک تر دانسته اند (گلی، 1366: 31). بر اساس متن سفرنامه این سیّاح (و زبان شناس) مجار، قبایل تاریخی شناخته شده ترکمن در قرن نوزدهم عبارت بوده اند از: تکه، یموت، ارساری، گوکلان، عالی ایلی، سالور، ساریق، چاودور و قره (وامبری، 1374: 393-384).

    امروزه، تکه و یموت دو قبیله مطرح و پرجمعیت ترکمنستان است. البته سایر قبایل، مخصوصا ارساری ها و سالورها در قسمت های مختلف این جمهوری حضور کم و بیش منسجم خود را حفظ کرده اند، لیکن، ظرفیت های سیاسی آنان در مقایسه با آن دو قبیله بزرگ، چندان قابل توجه به نظر نمی رسد (روشندل و قلی پور، 1378: 141).

    همان طور که ذکر آن گذشت، در سرزمین ترکمن ها، هر قبیله با تعلّق محلی و مکانی خاصی قابل شناسایی است. این پراکندگی ویژه جمعیت قبایل، تا به امروز نیز تداوم یافته است. استان آخال، محل سکونت تاریخی و مسکن فعلی طوایف تکه و استان بالکان،  محل تمرکز و اسکان طوایف یموت است.

    پس از استقلال و در چارچوب برنامه های تبلیغاتی رسمی، قبیله گرایی طرد و بر هویت ملی قوم ترکمن تأکید بسیاری شد (Alpaslan, 2010: 53). تا جایی که نیازاف، در تریبون های رسمی و غیر رسمی، مکررا خود را فرزندی یتیم می خواند که در یتیم خانه و بدون تعلّقات قبیله- ای بزرگ شده است. در تبلیغات رسمی نظام سیاسی ترکمنستان، هر فرد ترکمن به خودی خود و بدون ملاحظات قبیله ای، ارزشمند و در موقعیتی برابر با افراد سایر قبایل معرفی می شد. در حالی که پیش از استقلال، به دلیل تعلق خاطر سرزمینی هر قبیله، رهبران حزبی محلی الزاما از افراد محلی همان قبیله انتخاب می شد، در ابتدای کار پس از استقلال و احتمالا متأثر از این فضای تبلیغاتی بوده است که تمامی قبایل به رهبری یک فرد از قبیله ای خاص (تکه) تمکین کرده و بحران نزاع های قبیله ای پیش بینی شده رخ نداد (روشندل و قلی پور، 1378: 141-140).

    با وجود این، قضاوت براساس فضای رسمی این جمهوری، راه خطا را برای ناظران و پژوهشگران باز خواهد کرد. چرا که علی رغم این تبلیغات رسمی انبوه، شناسایی و تمایز شهروندان بر اساس هویت قبیله ای، چه از سوی مردم و چه از سوی دولت، کماکان ادامه دارد. مردم ترکمنستان، در برابر پرسش هایی در این باره، علاقه کمی برای صحبت و پاسخ گویی نشان می دهند ولی، تمرکز سکونت افراد یک قبیله یا طایفه ای خاص در بخش ویژه ای از شهرها، در کنار قرائن محسوسی از تفاوت در کیفیت تعاملات به نسبت تمایزات قبیله ای، نشان دهنده تداوم اهمیت و برجستگی این ویژگی اجتماعی است (Alpaslan, 2010: 52-57). در شهرها، تفکیک محله های مسکونی، بیشتر بر اساس قبیله و طایفه ساکنان بوده و روستاها نیز، هریک محل سکونت یک قبیله یا  طایفه خاصی از یک قبیله به شمار می رود.
     
    تفاهم و تنازع نیروهای اجتماعی در جامعه ترکمن ها
    پایتخت ترکمنستان در استان آخال، محل اسکان تاریخی قبیله تکه، واقع شده است. آخال، پرجمعیت ترین استان و نیز محل تمرکز امکانات رفاهی، اقتصادی و صنعتی مختلف است (دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1386: 8 و 10). نیازاف، علی رغم ادعای عدم وابستگی قبیله ای، یک تکه بود. بردی محمداف نیز از همین قبیله است. بیشتر معاونان رئیس جمهور و اکثریت اعضای کابینه نیز از افراد قبیله تکه هستند. رئیس مجلس، رؤسای نهادهای امنیتی و قضائی، به جز دفعات و مقاطعی محدود، همگی تکه بوده اند. تکه، پرجمعیت ترین قبیله ساکن در این کشور بوده و انحصار گردش نخبگان سیاسی ترکمنستان به اعضای این قبیله، به سهولت قابل تشخیص است (Horák, 2010: 36).

    در غرب ترکمنستان و در مجاورت دریای خزر، استان بالکان قرار دارد. این استان را متعلق به قبیله یموت می دانند، زیرا تمرکز جمعیت یموت ها را در خود جای داده است. اهمیت و حساسیت این ویژگی استان بالکان زمانی وضحوح بیشتری می یابد که همجواری آن را با مناطق ترکمن نشین ایران، که آن ها نیز بیشتر یموت هستند، در نظر آوریم (Yilmaz, 2007: 202). این ویژگی ژئوپلیتیکی، مضاف بر شکاف هایی است که میان این منطقه و قبیله ساکن در آن، با سایر مناطق و قبایل ترکمنستان وجود دارد.
     
    شکاف های اجتماعی پس از استقلال
    امکان اختلاف در سطح رفاه و امکانات اجتماعی در مناطق مختلف هر کشوری، پدیده ای نو و در از ذهن نیست. لذا، در صورت انطباق این اختلاف با وجوه دیگر افتراق، می تواند زمینه بروز مسائل پیش بینی ناپذیری را فراهم آورد. به عبارت دیگر، نه صرفا وجود یک شکاف خاص، بلکه تراکم جوانب گوناگون شکاف ها است که بسترساز بحران تلقی خواهد شد. استان بالکان، از نظر اقتصادی با استان آخال متفاوت است و امکانات اقتصادی و توزیع منابع در آن ها با هم قابل مقایسه نیست. این موضوع، به رغم ظرفیت های بالقوه استان بالکان، اعم از واقع شدن تنها بندر تجاری (ترکمن باشی) در آن، منابع زیرزمینی منحصر به فرد، ذخیره های نفت خام و نیروی انسانی است (کازرونی، 1376: 202-196).

    از نظر اجتماعی و فرهنگی، یموت های بالکان به شاعران و نخبگان خود مباهات می کنند و همواره خود را از نظر فرهنگ و ادب، برتر از تکه ها دانسته اند.

    مرکز ثقل جنبش باسماچیان ترکمنستان، سرزمین هایی است که امروزه استان بالکان را شکل داده است. قربان محمد، معروف به جنید خان، یکی از سران مشایخ نقشبندی و از قبیله یموت بوده است (اعظمی راد، 1379: 25). یموت ها، به جنگاوری شهره بوده و بنا به گزارش سیاحان و تاریخ نویسان، به آزادگی خود افتخار می کرده اند و هیچ گاه مایل به پذیرش سیادت کس یا قبیله دیگری نبوده اند (وامبری، 1374: 397). بدین ترتیب در دوران پس از استقلال، افراد این قبیله، هر چند بر اثر تبلیغات نظام کمونیستی بسیاری از ویژگی های قبیله ای خود را از دست داده بودند، با نظام سیاسی مواجه شدند که از یک سو ادعای ملی گرایی ترکمنی می کرد و از سوی دیگر، سیادت سیاسی قبیله تکه را پیش می برد.

    نظام سیاسی تحت رهبری نیازاف، توانست برخی از نخبگان برجسته یموت را در ساختار خود جذب کند. اما این روند نیز دیری نپایید و هیچ یک از این نخبگان، عمر سیاسی طولانی نداشتند. میل مشارکت خواهی و سهم خواهی سیاسی قبیله یموت، پاسخ رضایت بخشی از سوی ساختار قدرت ترکمنستان دریافت نکرده است.

    شکی نیست که سیادت سیاسی قبیله تکه، با پشتیبانی افراد این قبیله پرجمعیت حمایت می شود. به همان نسبت، شکاف های میان ساختار قدرت و نیروی سیاسی سایر قبایل، عمیق تر عریض تر شده است. یکی از مظاهر این شکاف ها، ترکیب طیف مخالفان و اپوزیسیون سیاسی ترکمنستان است (Peyrouse, 2012: 78-84).
             
    زمینه های اجتماعی خشونت و بی ثباتی سیاسی در ترکمنستان
    ترکمنستان را دولتی با ساختار اقتصادی رانتیر (تحصیل دار) می دانند. درآمدهای ناشی از فروش منابع زیرزمینی به دولت ترکمنستان این اجازه را داد تا در برابر نا به سامانی های اقتصادی پس از استقلال، مقاومت بهتری نشان داده و نیز از عهده برآوردن حداقل مطالبات شهروندان خود برآید. درآمدهای رانتی، نیازاف را قادر کرد تا با صرف هزینه های گزاف، عشق آباد، پایتخت این کشور را به صورت شهری با چهره مدرن و معماری چشم نواز بازسازی کند (کسروی، 1391: 54-50). شهری که با سپری شدن زمانی اندک، تمام معابر و اماکن آن، محل استقرار تمثیل ها و مجسمه های «ترکمن باشی» شده بود. اما به رغم این نمایش باشکوه، عده ای بودند که همچنان در زیر معماری سفید رنگِ عشق آباد و در پس تمثیل های با شکوه رئیس جمهور در شهرهای مختلف ترکمنستان، حضور برجسته فقر، تبعیض و سرکوب را نظاره می کردند.

    چنان که پیشتر ذکر آن گذشت، علی رغم قابلیت های مناسب، تفاوت های محسوسی میان استان تِکه نشین آخال و سایر استان ها، به ویژه استان غربی بالکان، از نظر رفاه و توزیع امکانات وجود دارد. این تفاوت، از نگاه یموت های ساکن در این استان، پیامد نگاه قبیله ای حکومت و سیادت سیاسی انحصاری تکه ها بر ترکمنستان است. بررسی جامعه شناختی مخالفان دولت نیز، معناداری رابطه بین خاستگاه قبیله ای و تعامل موافق یا مخالف نخبگان سیاسی با نظام حاکم در این کشور را نشان می دهد. بدین ترتیب به نظر می رسد، فقدان مکانیزم های مناسب برای پاسخ گویی به میل مشارکت خواهی قبایل و تصلّب سیاسی موجود در ترکمنستان (Kuru, 2002: 55)، زمینه شکنندگی ثبات و امنیت را در این جمهوری فراهم خواهد کرد.

    مخالفان سیاسی ترکمنستان، با ویژگی تمایزات قبیله ای، تاکنون هم دست به تظاهرات خیابانی زده اند و هم به منظور حذف فیزیکی رئیس جمهور، برنامه ریزی و اقدام کرده اند. ناکامی این مخالفان در نیل به اهداف خود، نه بر اثر برطرف شدن زمینه های نارضایتی و نه نخبه گرایانه بودن این اعتراضات، بلکه به موجب توانمندی های دستگاه امنیتی این کشور رقم خورده است. توانمندی امنیتی که آن را، از یک سو میراث نظام کمونیستی و از سوی دیگر، متکی بر بُنیه مالی نظام حاکم دانسته اند (Bohr, 2008: 715).

    در رابطه با وجه ارتباط این زمینه اجتماعی و بسترهای ظهور خشونت و بی ثباتی سیاسی، لازم است به دو جنبه مکمل برای بروز این نوع رفتار توجه شود. یک جنبه که بر علل لازمه وقوع خشونت در جوامع انسانی تأکید دارد و جنبه دیگر که، تام بودن این علت ها را محل توجه قرار می دهد. به عبارت دیگر، وقوع خشونت و بی ثباتی، الزاما مبتنی بر تراکم علت هایی است که وضعیتی سینرژیک (هم افزاینده) را منجر می شود و در این صورت، هیچ نیروی نمی تواند مانع ظهور منازعه و رفتارهای خشونت آمیز از سوی افراد یا گروه های انسانی شود. براین اساس است که مهار خشونت و منازعه، به نسبت سایر کنش های انسانی دشوارتر است و هم پیش بینی زمان و مکان وقوع آن، همواره با اطمینان کمتری همراه بوده است (Gokbunar, 2014, 230- 240). درک چیستی خشونت های گروهی و رفتارهای نزاع آمیز، از یک جهت مبتنی بر فهم ماهیت آن به مثابه کنشی اجتماعی است و از جهتی دیگر، بر فهم این رفتار به عنوان یک واکنش به محیط اجتماعی، استقرار خواهد داشت.

    در ترکمنستان، شاید تاکنون تمام پیش بینی های معطوف به ظهور خشونت و بی ثباتی سیاسی بسیار نامطمئن بوده است، لیکن این به معنای فقدان زمینه های آن نیست. علت های لازمه خشونت در جامعه ترکمن ها وجود دارد و گروه های اجتماعی نیز، دلایل کافی برای اعمال رفتارهای خشونت آمیز بر علیه نظام سیاسی حاکم و گروه های قبیله ای پشتیبان آن را دارا می باشند. حضور هر نوع محرکِ کامل کننده و مؤثر به عنوان علت تامه بروز این رفتار، می تواند این کشور را به کانون جدید خشونت و نزاع های گروهی در منطقه تبدیل کند. محرک هایی که هم می تواند از درون این جامعه سرچشمه بگیرد و هم منشأیی خارج از ترکمنستان داشته باشد. علت های مکملی که هم می تواند در کسوت قومی و قبیله ای ظاهر شود و هم جامه فرقه و مذهب را به خود بپوشد.

    http://www.iras.ir/fa/doc/note/2443

    منبع : آسیا نیوز |بهروز قزل : نظام اجتماعی قبیله ای و ثبات سیاسی در تركمنستان
    برچسب ها : قبیله ,سیاسی ,خشونت ,استان ,اجتماعی ,ترکمنستان ,نظام سیاسی ,جامعه ترکمن ,وجود دارد ,خشونت آمیز ,استان بالکان ,اعمال رفتارهای خشونت ,سیادت سیاسی

    جابین تی. جاکوب : چین و هند، از همکاری های اقتصادی تا رقابت منطقه ای

    :: جابین تی. جاکوب : چین و هند، از همکاری های اقتصادی تا رقابت منطقه ای

     کریدورهایی که قدرت های آسیا را به هم می رساند ؛ 

    چین و هند، از همکاری های اقتصادی تا رقابت منطقه ای

    در صورتی که چین به درخواست هند از اقدامات پاکستان در خصوص حمایت از تروریسم انتقاد کند، این امر می تواند اتحاد میان چین و پاکستان را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
     
    جمعه 14 آبان 1395      10:10

    نویسنده: جابین تی. جاکوب / همکار و عضو ارشد اندیشکده مطالعات چین، دهلی.

    در حاشیه هشتمین نشست سران "بریکس" در شهر گوا – هند، "نارندرا مودی"، نخست وزیر هند و "ژی جینپینگ"، رئیس جمهور چین با یکدیگر دیدار و در مورد همکاری های دوجانبه گفتگو کردند. دیدار و گفتگوی سران چین و هند پیرامون دو موضوع اصلی صورت گرفت: نخست، مقاومت چین در برابر عضویت هند در گروه "تامین کنندگان هسته ای" (NSG) و دوم، امتناع چین از همراهی با اقدامات سازمان ملل متحد علیه تروریست های تحت الحمایه دولت پاکستان – متحد و هم پیمان چین -  که در حمله تروریستی سال 2001 میلادی به پارلمان هند در دهلی نو و حملات تروریستی 26 نوامبر سال 2008 میلادی در بمبئی شرکت داشتند.

    بعید است که دهلی نو بتواند بر سر حل و فصل این مسائل با چین راه به جایی ببرد، دلیل این امر نیز ساده است؛ نخست آن که، عضویت هند در گروه تأمین کنندگان هسته ای به منزله استثناگرایی هندی در روابط بین المللی خواهد بود اما از آن جا که چین خود را به عنوان قدرتی بزرگ در سطح آسیا و جهان تلقی می کند، لذا در مقابل عضویت هند مقاومت می کند.

    دوم آن که، در صورتی که چین به درخواست هند از اقدامات پاکستان در خصوص حمایت از تروریسم انتقاد کند، این امر می تواند اتحاد میان چین و پاکستان را به شدت تحت تأثیر خود قرار داده و یا حتی موجب بر هم خوردن اتحاد میان آنان شود؛ اما هند تاکنون نتوانسته چین را متقاعد به پذیرش چنین ریسکی کند. با این حال، واکنش دهلی نو به طرح "یک کمربند، یک جاده" (OBOR) چین می تواند پاسخ و راه حل اصلی تمامی مسائل و مشکلات موجود میان هند و چین باشد. اگرچه توجیه چین از طرح "یک کمربند، یک جاده" ایجاد یک پروژه زیرساختی و توسعه اقتصادی بوده است اما هند آن را طرحی کاملاً استراتژیک می داند. با این وجود، هند همواره در این مدت یا مخالفت خود با این طرح را به وضوح بیان کرده یا نسبت به آن واکنش سردی از خود نشان داده است.

    کریدور اقتصادی مشترک چین و پاکستان

    نمونه بارز در این زمینه، مخالفت کاملاً قانونمند و البته موجه هند با پروژه "کریدور اقتصادی مشترک چین و پاکستان" (CPEC) است. این کریدور را باید مهمترین بخش از طرح "یک کمربند، یک جاده" چین دانست که قرار است از منطقه "گیلگیت-بالتیستان" هند که در حال حاضر تحت کنترل پاکستان قرار دارد، عبور کند. گفتنی است که این منطقه کوهستانی در شمال شرقی ترین نقطه از پاکستان قرار دارد و میان هند و پاکستان نیز بر سر مالکیت و حاکمیت این منطقه مناقشه و درگیری بسیاری وجود دارد.

    با این حال، از زمانی که شاهراه "قره قروم" - مرتفع ترین جاده آسفالته در جهان که چین را به هند متصل می کند – در دهه 1970 میلادی در این منطقه احداث شد، دولت دهلی نو تلاش چندانی را در جهت تأثیر بر این منطقه یا بازگرداندن آن به مناطق تحت کنترل خود انجام نداده است.

    در همین حال، چینی ها - درست همانند هر قدرت بزرگ و بازیگر جاه طلب دیگری - ریسک بسیار بزرگی را پذیرفتند؛ آنها روابط بسیار ساده خود با پاکستان را به یک باره پیچیده ساخته و آن را از تعامل صرف با نخبگان سیاسی و ارتش پاکستان به تعاملات گسترده تر با مردم عادی این کشور تبدیل کردند. این اقدام می تواند به تصویر مثبت ایجاد شده از چین در میان مردم پاکستان آسیب وارد کند، اگرچه سرمقاله های منتشر شده در روزنامه های پاکستانی، اظهارات روشنفکران و نیز سوالات بوجود آمده در میان مردم این کشور در مورد مسائلی چون مشاغل وعده داده شده، شرایط قرادادها و قیمت واقعی انرژی نشان از صحت این موضوع دارد.

    سفارت چین در اسلام آباد نیز تلاش های مذبوحانه ای را در راستای برون رفت از این مشکل ترتیب داده است. این سفارت در طی این مدت با تمامی مقامات نظامی و گروه های سیاسی مختلف پاکستان دیدار داشته و از طرفی به ارتش پاکستان نیز به طور غیرمستقیم پیشنهاد داده تا مسئولیت اجرای پروژه "کریدور اقتصادی مشترک چین و پاکستان" را از غیرنظامیان گرفته و خود مدیریت آن را به عهده گیرد. در واقع تمامی اقدامات اخیر سفارت چین در پاکستان به نوعی در تناقض با شعارهای چین در زمینه عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها قرار دارد.

    تعامل هند مساوی است با فرصت های بیشتر برای این کشور

    اما چرا هند به این موضوع علاقمند است؟ اگرچه هند به خوبی می داند که هدف اصلی چین از طرح "یک کمربند، یک جاده" دستیابی به سلطه منطقه ای و جهانی است، اما باید از تجربه چین در زمینه پروژه "کریدور اقتصادی مشترک چین و پاکستان" درس گرفته و بداند که در طرح "یک کمربند، یک جاده" دقت و برنامه ریزی چندانی صورت نگرفته و این طرح مستعد تغییرات بسیاری است. اما با همه این تفاسیر، چین از اراده و توانایی مالی لازم برای اجرای این طرح برخوردار است و نیز امکان ایجاد تنظیمات و تغییرات ضروری در این طرح را داراست. بنابراین، از دیدگاه و نظر هند، طرح های "یک کمربند، یک جاده" و "کریدور اقتصادی مشترک چین و پاکستان" دارای چهار پیامد عمده و اصلی برای هند خواهد بود.

    نخست آن که، طرح "یک کمربند، یک جاده" این قابلیت را دارد تا بتوان تغییراتی در زمینه مسیر، محتوا و در نتیجه تعامل هند را در آن ایجاد کرد. همچنین هند این شانس را دارد که بتواند طرح مذکور را براساس نیازها و منافع خود شکل دهد.

    دوم آن که، با توجه به این که طرح "کریدور اقتصادی مشترک چین و پاکستان" دارای مشکلات عدیده ای است، تمایل هند برای شرکت در آن و ایجاد پویایی اقتصادی بیشتر می تواند موجب ایجاد تمایل و همراهی بیشتر بخش های مهم دولت چین با هند شود. این تمایل و همکاری می تواند بر مسائل و مناسبات سیاسی میان دو کشور از جمله عضویت هند در گروه "تامین کنندگان هسته ای" (NSG) و نیز افزایش فشار چین بر دولت پاکستان در خصوص موضوع تروریسم نیز تأثیر بسزایی داشته باشد.

    سوم آن که، مشارکت خاص هند در "کریدور اقتصادی مشترک چین و پاکستان" و طرح "یک کمربند، یک جاده" در منطقه آسیای مرکزی و جنوب شرق آسیا، هند را قادر خواهد ساخت تا نقش کلیدی و تأثیرگذار را در این مناطق ایفا کند.

    چهارم آن که، ایفای نقش و مشارکت هند در اقتصاد پاکستان از طریق طرح "کریدور اقتصادی مشترک چین و پاکستان"، فرصت مغتنمی را برای هند فراهم خواهد آورد تا این کشور بتواند بر سیاست و همچنین بازیگران دولتی پاکستان نفوذ پیدا کند.

    اما آیا پاکستان یا چین با این امر موافقت خواهند کرد؟  برخی گروه ها در دو کشور چین و پاکستان بر این باورند که مشارکت هند در این طرح موجب رونق اقتصادی بیشتر خواهد شد، بنابراین گروه هایی از این دست می توانند با اعمال فشار بر دولت هایشان آنها را وادار سازند که با حضور و مشارکت هند در این طرح موافقت کنند. هند نیز مجبور خواهد شد تا با این طرح موافقت کرده و آن را بپذیرد. برای این منظور دولت هند باید در سیاست خارجی خود با همسایگانش تجدیدنظر کرده و تغییراتی را در آن اعمال کند. همچنین هند باید دیپلماسی نظامی و نیز ظرفیت های عقلانی خود را نسبت به همسایگانش گسترش داده و آنها را بهبود بخشد.

    منبع: اندیشکده مطالعات چین / مترجم: زهره شهریاری

    http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1964373/ 

    منبع : آسیا نیوز |جابین تی. جاکوب : چین و هند، از همکاری های اقتصادی تا رقابت منطقه ای
    برچسب ها : پاتان ,اقتصادی ,جاده ,کریدور ,منطقه ,میان ,کریدور اقتصادی ,اقتصادی مشترک ,پروژه کریدور ,اتحاد میان ,کنندگان هسته ,کریدور اقتصادی مشترک ,پروژه ک

    «نظربایف» فردا به ژاپن می‌رود

    :: «نظربایف» فردا به ژاپن می‌رود

    «نظربایف» فردا به ژاپن می‌رود

    رئیس جمهور قزاقستان فردا سفر خود را به ژاپن آغاز می‌کند.

    شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۵ - ۱۷:۲۰

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از این فُرم، «نور سلطان نظربایف» رئیس جمهور قزاقستان فردا عازم ژاپن می شود. وزارت خارجه ژاپن در این خصوص اعلام کرد: «نور سلطان نظربایف» رئیس جمهور قزاقستان قرار است از ششم (فردا) تا نهم نوامبر سال جاری میلادی برای سفری رسمی به ژاپن سفر کند.

    در ادامه این بیانیه آمده است: دیدار با «آکی هیتو»امپراتور، «شینزو آبه» نخست وزیر و تنی چند از سایر مقامات ژاپن در برنامه کاری «نظربایف» قرار دارد.بیانیه مذکور می افزاید: مقامات ژاپن امیدوارند این دیدارها موجب تقویت روابط دوستانه میان دو کشور شود.

    http://www.mehrnews.com/news/3816047

    منبع : آسیا نیوز |«نظربایف» فردا به ژاپن می‌رود
    برچسب ها : ژاپن ,قزاقستان ,جمهور ,رئیس ,«نظربایف» ,جمهور قزاقستان ,رئیس جمهور ,نظربایف» رئیس ,مقامات ژاپن ,سلطان نظربایف» ,رئیس جمهور قزاقستان ,«نور سلطا

    خدیجه حجتی : امکان سنجی میانجی‌گری ایران در بحران کشمیر

    :: خدیجه حجتی : امکان سنجی میانجی‌گری ایران در بحران کشمیر

     امکان سنجی میانجی‌گری ایران در بحران کشمیر 

    شنبه 20 آذر 1395

    به تازگی محمدجواد ظریف، وزیر امورخارجه ایران اعلام کرده که ایران آماده است تا در بحران کشمیر به میانجی‌گری بپردازد. این پیشنهاد ایران با استقبال مقامات پاکستانی روبرو شد و «سرتاج عزیز» مشاور بین الملل نخست وزیر پاکستان تصریح کرد که از این اقدام ایران استقبال می‌کنیم. در همین ارتباط گفتگویی را با خانم خدیجه حجتی کارشناس مسائل بین‌الملل داشته‌ایم و از وی درباره نقش ایران در میانجی‌گری بحران کشمیر سوال کردیم. آنچه در ادامه می خوانید مشروح این گفتگوی کارشناسی است.

     الوقت/خدیجه حجتی / کارشناس مسائل بین‌الملل

    پیشنهاد میانجی‌گری ایران در بحران کشمیر با توجه به چه زمینه‌هایی صورت گرفته است؟ در واقع چه زمینه‌هایی برای میانجی‌گری ایران در بحران کشمیر وجود دارد؟

    موضوع کشمیر مثل خیلی از موضوع ها و سیاست هایی که ما اتخاذ میکنیم که بعضی از آنها قابل پیش بینی و بعضی غیرقابل پیش بینی هستند به شرایط پیچیده ای که منطقه دارد برمی گردد. قطعا مواضعی که جناب دکتر ظریف در خصوص میانجی گری در این مناقشه اعلام کردند نتیجه چند علت است که مستقیما به روابط ما با پاکستان یا هند مربوط نمی شود.

     یعنی میانجی‌گری ایران در مناقشه کشمیر در کلیتی فراتر از ارتباط ما با پاکستان قرار می گیرد. این موضوع به نظر من تحت تاثیر چند عامل قرار دارد: اولی کلیت وضعیت منطقه وپیچیدگی آن وبحران ها وشرایط گذاری است که در زمان حال وجود دارد. مورد دیگر وضعیت فعلی جهان اسلام است و مورد دیگر به انتخابات آمریکا وشرایطی که کشور های منطقه مثل ما و خیلی از کشورهای دنیا نمی دانند که رییس جمهور جدید آمریکا با ساختار های پیشین ایالات متحده پیش می رود یا تصمیمات جدیدی می گیرد برمی گردد.

    در عین حال وقتی یک کشور تصمیم میگیرد که یک اقدام را در عرصه بین المللی انجام بدهد به تبعات آن فکر می کند قطعا میانجی گری ما در مناقشه کشمیر بی ارتباط با جمعیت مسلمانان در کشمیر, پاکستان وهند نیست.

    موضوع دیگر بر می گردد به نزدیکی روابط ما با پاکستان, به هرحال وقتی که ما به دنبال حل بحران کشمیر می رویم که کشمیر یکی از اصلی ترین بحران های پاکستان بوده و لذا به دنبال آن روابط نزدیک‌تر با پاکستان هستیم. یعنی به دنبال یک تعامل دو سویه با پاکستان هستیم. باتوجه به شرایطی که ما الان در سازمان کنفرانس اسلامی داریم و کشورهای عربی در سازمان کنفرانس اسلامی غلبه دارند این موضوع وارد یک بخش کلی تر روابط ایران با پاکستان می شود که گفتن همه این موارد در اینجا نه لزومی دارد و نه امکانپذیر است, ولی در کل ما برای نزدیکی به پاکستان می توانیم یک قدم برای حل بحران در این کشور برداریم و حل این بحران در چارچوب جمعیت اسلامی یعنی جمعیت مسلمانان کشمیر صورت خواهد گرفت و ایران را در سطح اقدامات فعالانه و کنش گری در سطح جهان اسلام نگه خواهد داشت. از طرف دیگر در این زمینه نزدیکی با کشوری مثل پاکستان, ترکیه ومصر میتواند موازنه ما با عربستان وهم پیمانش در منطقه را به نفع ما تغییر بدهد یا حداقل یک موازنه برابر را برای ما ایجاد بکند, به همین دلیل ما باید از میانبرها برای موقعیت خودمان استفاده بکنیم که خود پاکستان و دولت پاکستان یک میانبر روابط دو سویه میان دو دولت می باشد و این میانجی گری در چارچوب جهان اسلام  مسلما به تقویت نقش منطقه‌ای ایران در مقابل سایر بازیگران از جمله عربستان منجر خواهد شد.

    از طرف دیگر روی کار آمدن رییس جمهور جدید  آمریکا همه ی سیستمهای پیشینی و ارتباطات بین المللی آمریکا را با چالش مواجه کرده است. حداقل این موضوع در گفتار صحت دارد. از این رو هم کشورهای منطقه و کشور های دیگر و هم اتحادیه ها وسازمانهای بین المللی در یک شرایط سهل و ممتنع  از نظر رفتاری قرار گرفته اند, نمی دانند چه تغییراتی قرار است اتفاق بیفتد و هر احتمالی را در مواجه ی آینده آمریکا با منطقه می دهند اما این احتمال میرود موازنه ای که امریکا با محوریت عربستان در منطقه خاورمیانه در آن دخیل بوده با چالش مواجه بشود. بر این اساس تاثیرات چالشی که در آینده نزدیک در تقابل آمریکا با کشورهای منطقه بوجود خواهد آورد، فرصت مناسبی را در اختیار ایران قرار خواهد داد تا پیوندها و نقش فعالانه خود را در منطقه با فراغ بال بیشتری دنبال کند و یکی از این مسائل به طور حتم ایفای نقش ایران در بحران کشمیر خواهد بود. لذا نقش ایران در مسائل منطقه از جمله پاکستان؛ امکان بازیگری فعال ایران را فراهم می‌کند و این بازیگری فعال هم میانبری است برای ارتباطات بین المللی ایران.

    در ارتباط با هند وضعیت میانجی‌گری ایران چگونه خواهد بود. آیا میانجی گری ایران تاثیری بر روابطش با هند خواهد داشت؟

    ما نقش هند را نمی توانیم نادیده بگیریم , هند کشوری بوده که هیچ وقت پر تنش نبوده است، ولی هند هم ویژگی های خاص خود رادارد  و دارای جمعیت زیادی از مسلمانان است از سوی دیگر  ما در منطقه نیاز به ارتباط با کشور هایی داریم که کشوری مستقل باشند و هند این ویژگی را دارد. هند امکان باز کردن مسیرهای مورد نیاز ما را چه از منظر تجاری، اقتصادی وچه از منظر سیاسی در شرایطی که با چالش مواجه باشیم را دارد. هند در جهان،  بازیگری خیلی به قول خودمان توی چشمی نیست و با همه بازیگران بین‌المللی کار می‌کند و این امتیازی برای ما به شمار می‌رود.

    ضمن اینکه موضوع افغانستان رو هم نباید نادیده بگیریم.  اگر زمانی ما بخواهیم به صورت جدی در ارتباط با افغانستان مانور بدهیم افغانستان برای آنها مهم است یعنی هر کشوری بخواهد در افغانستان بازیگر فعالی باشد باید پاکستان رو متقاعد کند و از آن طرف نیز خود هند با توجه به مباحث اقتصادی که در افغانستان وجود دارد.

    از نظر امنیتی افغانستان و پاکستان برای ایران بسیار مهم است. نه تنها امنیت برای ایران در ارتباط با پاکستان است،  بلکه بحث امنیت ما در ارتباط با خیلی از نیرو های فرادولتی که در منطقه وجود دارند نیز قابل توجه است، ولی به طور کلی اهمیت ماجرای کشمیر برای ایران، صرفا ماجرای کشمیر نیست، بلکه بیش از خود کشمیر، اهمیت نقش ایران در منطقه، نقش ایران به عنوان یک کشور مسلمان در جهان اسلام و نقش ایران به عنوان بازیگری بین‌الملل قابل توجه خواهد بود.

    با این شرایط آیا ایران در شرایط فعلی منطقه توانایی میانجی‌گری در بحران کشمیر را دارا می‌باشد؟

    بله, با توجه به شرایطی که الان وجود دارد این امکان را دارد, امکانش هم به چند دلیل است : نخست اینکه ایران بدلیل دارا بودن موقعیت استراتژیکی و ژئوپولیتیکی این توانایی را برای ایفای نقش خواهد داشت. مورد دیگری که وجود دارد این است که کشورهای منطقه در نابسامان ترین وضعیت ممکن خود قرار دارد چون درگیر خیلی از مباحث دیگر است, از جمله موضوع داعش و خیلی مباحث مختلف دیگری که در منطقه وجود دارد. مسائل داعش و تروریسم برای دو بازیگر عمده منطقه یعنی ترکیه و عربستان درگیری بسیاری بوجود آورده، از طرف دیگر ترکیه با مسائل کردها و تحولات داخلی پس از کودتا در ارتباط با روابطش با غرب و اروپا روبروست و عربستان در بحران یمن بسیار درگیر است؛ اما در حال حاضر ایران فراغ بال بیشتری دارد. همچنین ایران سایر شاخصه‌های لازم از  نظر جمعیتی و تاثیر گذاری را دارا می‌باشد که مجموع این شرایط دست ایران را برای میانجی‌گری در بحران کشمیر باز گذاشته است. از طرف دیگر طبیعت روابط بی طرفانه ایران با هند و همزمان با پاکستان، توجیه نقش ایران را برای میانجی‌گری در بحران کشمیر فراهم ساخته است. در حالی که عربستان به طور کامل حمایت مالی خود را بیش از هند متوجه پاکستان می‌کند و همچنین ترکیه بیش از هند گرایش به پاکستان دارد.

    چشم‌انداز میانجی‌گری ایران در این بحران به چه صورت خواهد بود؟

    این احتمال زیاد وجود دارد که همان گونه که پاکستان از میانجی‌گری ایران استقبال کرده است، طرف هندی نیز از این پیشنهاد ایران استقبال کند. اما این که انتظار داشت که با میانجی‌گری ایران بحران کشمیر بطور کامل پایان یابد، با توجه به سیر تاریخی و ریشه‌های ملی هویتی این بحران، بسیار ایده‌آل و دور از واقعیت خواهد بود که حل این بحران را در کوتاه مدت با میانجی‌گری ایران ممکن  بدانیم. با این حال ابتکار عمل ایران می‌تواند زمینه مذاکرات و گفتگوهای دو طرف را حداقل برای جلوگیری از تشدید بحران و جلوگیری از وضعیت جنگی منطقه کشمیر فراهم کند.

    http://alwaght.com/fa/News/77920/

    منبع : آسیا نیوز |خدیجه حجتی : امکان سنجی میانجی‌گری ایران در بحران کشمیر
    برچسب ها : کشمیر ,بحران ,پاتان ,منطقه ,میانجی‌گری ,ارتباط ,بحران کشمیر ,میانجی‌گری ایران ,وجود دارد ,جهان اسلام ,چالش مواجه ,سازمان کنفرانس اسلامی ,کارشن

    تسنیم/ عربستان و یافتن لانه‌ای تازه برای فرقه «رجوی» ؛ آیا رسانه‌های پاکستانی آگاهند؟

    :: تسنیم/ عربستان و یافتن لانه‌ای تازه برای فرقه «رجوی» ؛ آیا رسانه‌های پاکستانی آگاهند؟

      یادداشت/

    عربستان و یافتن لانه‌ای تازه برای فرقه «رجوی»؛

    آیا رسانه‌های پاکستانی آگاهند؟

    نمی‌توان باور کرد رسانه‌های باسابقه پاکستانی مانند «اکسپرس نیوز» از سر ناآگاهی هتاکی فرقه ضاله «رجوی» را منتشر می‌کنند که در شهادت بیش از ۱۷ هزار ایرانی نقش دارد، فرقه‌ای که به تازگی به عقد عربستان درآمده و هم‌پیاله داعش شده است.

    ۱۳ آبان ۱۳۹۵ - ۱۳:۰۵

    به گزارش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم، مدتی است برخی از رسانه‌های پاکستانی در رویکردی عجیب و تاسف‌بار و بی‌سابقه همه خطوط قرمز پیوندهای برادرانه و حرمتهای همسایگی و اصول اولیه سیاست خارجی را پشت سرگذاشته و از سکوت و تحمل رسانه‌ها و مقامات ایرانی سوءاستفاده می‌کنند و در اقدامی خلاف اخلاق اسلامی و رسانه‌ای خبرهای تشکیلات هولناک  تروریستی، منفور و خائن نزد مردم ایران را به نام اخبار اپوزیسیون ایران و با رویکردی جانب‌دارانه منتشر می‌کنند.

    ادامه سکوت و بی‌تفاوتی رسانه‌ها و دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران سرانجام کار را بدان جا رساند که در روزهای اخیر یکی از رسانه‌های مشهور پاکستان به حوزه مقدسات مردم ایران وارد شد و با استناد به سخنان رئیس فرقه رجوی درصدد تخطئه نظام و مقدسات اسلامی مردم ایران برآمده است.

    کیست که نداند فرقه ضاله و جنایت پیشه رجوی پس از جنایات و خیانت‌های بی شمار از ادعای مبارزه برای خلق ایران به کشتار بیش از 17000 هزار ایرانی بی‌گناه و مزدوری برای صدام و خیانت به کشورش رسید و در مسیر انحطاط خود در این سالها تشکیلاتش را به عقد نامیمون وهابیت و استکبار درآورده و هم پیاله داعش شده است.

    در این باره توضیح چند نکته ضروری به نظر می‌رسد:

    1. نمی‌توان باور کرد که رسانه باسابقه و مشهور «اکسپرس نیوز» ناآگاهانه و از سر عدم شناخت دست به این هتاکی زده باشد. از این‌رو ضرورتی برای توضیح سابقه جنایت بار این تشکیلات جنایت پیشه و منفور برای رسانه یاد شده و امثال او وجود ندارد بلکه باید به آنها یادآوری کرد که پولهای کثیف و نامشروع سعودی و بردگی وهابیت به بی‌آبرویی این رسانه‌ها خواهد انجامید و سابقه دیرینه رسانه‌ای شان را تباه خواهد کرد.

    یادآوری می‌شود در سفر غیرمعمول معاون وزارت امور مذهبی عربستان به پاکستان در سال گذشته مالک اکسپرس یکی از کسانی بود که با وی دیدار کرد و نتایج تفاهم‌های آن دیدار و سفرهای بعدی دو طرف در عملکرد اخیر اکسپرس خود را نمایان کرده است.

    2.مقامات رسمی و رسانه‌ای پاکستان که هنوز دم از دوستی و برادری با ایران می‌زنند و برای کوچک ترین تخطی رسانه‌ها و عبور آنها از خطوط قرمز سخت‌ترین برخوردها را اعمال می‌کنند، امروز روز آزمون راستی آزمایی آنهاست و انتظار می‌رود با درک حساسیت های مردم ایران ضمن جلوگیری از تکرار این گناه نابخشودنی با عاملان این اقدام برخوردی شایسته نمایند و احساسات مجروح ایرانیان و همه عاشقان مقدسات اسلامی در سراسر جهان از جمله شیعیان و اهل سنت پاکستان را التیام بخشند و از فوران خشم آنها خودداری کنند.

    چگونه است که با نمایندگی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در اسلام آباد صرفا به خاطر انعکاس اخبار یک کنفرانس ضد تکفیر و وهابیت برخوردی خارج از عرف دیپلماتیک انجام شد و با تعیین مهلتی کوتاه از او خواسته شد تا پاکستان را ترک کند اما با رسانه‌های هتاک علیه ایران مماشات می‌شود؟

    3. ما همچنان معتقدیم که پاکستان ملک خداداد و پیشگام بیداری اسلامی و سرزمین اقبال و صدها هزار شهید امت اسلامی و مردمی مومن و معتقد به اسلام عزیز است و به همین دلیل مورد بغض و کینه استکبار و ایادی آن قرار دارد و در این سالها از تزویر آل سعود رنجها کشیده است اما باور داریم که مردم آبدیده و مقاوم پاکستان به زودی پرده‌های تزویر را دریده و اجازه نخواهند داد برخی رسانه‌ها و تشکل‌های جیره خوار سعودی که امروز بیش از این با آبروی پاکستان عزیز بازی کرده و فاصله ای میان مردم ایران و پاکستان ایجاد کنند.

    4. ما به مبارزه بی امان ارتش پاکستان با تروریستم احترام گذاشته و با خانواده‌های همه شهیدان این نبرد مقدس و قربانیان ترور در پاکستان ابراز همدلی و همراهی می‌کنیم و دعا می‌کنیم هر چه زودتر ریشه تروریسم در کشور همسایه و برادر خشکانده و همه پشتیبانان آنها مفتضح شوند و هرگز اجازه نخواهیم داد تروریستهای مورد حمایت سعودی و غرب از قبیل لشکر جهنگوی و سپاه صحابه جای پایی در رسانه های ایران بیابند.

    اما چگونه است که ارتش پرافتخار پاکستان اجازه می‌دهد بدنام ترین و منفورترین تشکیلات تروریستی نزد مردم ایران به راحتی در پاکستان جولان دهد.

    برای یادآوری به مقامات امنیتی پاکستان باید گفت لشکر جهنگوی و سازمان رجوی هر دو سر در یک آخور دارند و مأموریتشان هم یکی است و هشدار می‌دهیم که تطهیر تشکیلات تروریستی رجوی در پاکستان کار مبارزه با تروریسم را برای آن کشور دشوار می‌کند زیرا زمینه را برای فعالیت آنها در پاکستان ایجاد کرده و باید به زودی شاهد اقدامات تروریستی آنها در پاکستان بود.

    5. سخن پایانی نیز با دستگاه دیپلماسی و همه نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی ایران است که دربرابر این روند خطرناک یعنی مشروعیت بخشیدن و تطهیر فرقه رجوی در پاکستان بی عملی و سکوت را باید شکسته و با استفاده از ظرفیت‌های رسمی دیپلماتیک مانع از تکرار حوادثی از این دست شوند.

    http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/08/13/1230062

    منبع : آسیا نیوز | تسنیم/ عربستان و یافتن لانه‌ای تازه برای فرقه «رجوی» ؛ آیا رسانه‌های پاکستانی آگاهند؟
    برچسب ها : پاتان ,اسلامی ,مردم ,رسانه‌های ,فرقه ,رجوی ,مردم ایران ,رسانه‌های پاتانی ,اسلامی ایران ,جمهوری اسلامی ,دستگاه دیپلماسی ,جمهوری اسلامی ایران ,ر

    عاشق حسین طوری : پیروزی نوازشریف یا عمران خان؟

    :: عاشق حسین طوری : پیروزی نوازشریف یا عمران خان؟

    تصمیم دیوان عالی پاکستان برای تفحص در اموال نواز شریف ؛ 

    پیروزی نوازشریف یا عمران خان؟

    عاشق حسین طوری، مدیر رادیو پشتو: اکثر سیاسیون پولدار و فاسد پاکستان از راه های نامشروع پول درمی آورند یا از خزانه دولت به جیب می زنند یا به بانک های خارجی به ویژه سوئیس انتقال داده اند یا هم در کشوری مانند پاناما شرکت تاسیس کرده اند.
     
    تاریخ انتشار:جمعه 14 آبان 1395      16:0

    عاشق حسین طوری /تحلیلگر مسایل افغانستان و پاکستان

    دیپلماسی ایرانی: درجه حرارت سیاسی پاکستان که امروز ممکن بود با درگیری ها و برخوردهای فیزیکی بین فعالان و هواداران حزب نهضت انصاف و نیروهای پلیس داغ تر و حتی احتمال می رفت اسلام آباد به میدان جنگ تبدیل شود؛ اما با تصمیم دیوان عالی مبنی بر تفتیش از نخست وزیر نوازشریف در تاریخ 3 نوامبر فروکش کرد. عمران خان، رهبر نهضت انصاف طی سخنانی که برای هواداران در اسلام آباد ایراد کرد، ضمن ابراز خوشحالی از تصمیم دیوان عالی این امر را پیروزی اخلاقی خود اعلام و به هواداران و فعالان حزب خود گفت تحصن شما، اسلام آباد را به روز تشکر تبدیل می کند؛ از این رو در میدان رژه اسلام آباد از سوی نهضت انصاف به عنوان روز تشکر برگزار شد .او همچنین گفت برای اولین بار در تاریخ 3 نوامبر یک قدرتمند در دیوان عالی مورد تفتیش قرار می گیرد.

    این در حالی است که چودری نثار علی خان، وزیر کشور پاکستان نیز در کنفرانس مطبوعاتی خود در اسلام آباد گفت که این چیزی که دیوان عالی اعلام کرد، نخست وزیر نوازشریف آن را 4 ماه قبل اعلام کرده و آماده احتساب بود و حکومت نوازشریف تصمیم دیوان عالی را پیروزی خود قلمداد می کند. ولی حقیقت امر این است که نوازشریف هم زیر بار آغاز احتساب از خود نمی رفت و هم راه کار پروسه تحقیقات که از سوی دیگر احزاب ارائه شده بود را قبول نداشت و فقط خواستار اعمال راهکار حکومتی در این زمینه بود. ولی اکنون دیوان عالی از هر دو طرف اعم از حکومت و هم مخالفان  از جمله عمران خان خواسته است نکته نظرات برای راه کار رسیدگی به پرونده اوراق پاناما را ارائه دهند تا براساس آن  کمیسیون تشکیل شده و هر چه زودتر تحقیقات آغاز شود.

    بسم الله خان کاکر، دبیرکل حزب مردم در ایالت بلوچستان پاکستان درباره این که تبدیل تحصن امروز نهضت انصاف به روز تشکر، پیروزی نهضت انصاف به هبری عمران خان است یا پیروزی حزب حاکم مسلم لیگ می گوید:" پیروزی هیچ کدام محسوب نمی شود." به گفته او دیوان عالی با میانجیگری خود سعی کرد هر دو طرف قضیه به طور کامل ضایع نشوند و برای هر دو طرف مسیر آبرومندانه برای برون رفت از این بحران فراهم کرد. کاکر بیان کرد حقیقت امر این است ارتش که عملا نه قانونا در راس کل امور کشور است به هر دو طرف هشدار داد که دست از این لج بازی ها بردارند و بر سر یک مکانیسم به تفاهم برسند؛ درغیر این صورت با وخیمتر شدن اوضاع، ارتش وارد میدان خواهد شد .

    ناگفته نماند عمران خان چند روز قبل به دولت پیشنهاد داده بود اگر با تحقیقات توسط کمیسیون قضایی موافقت کند در نوامبر تحصن در اسلام آباد نخواهد کرد . کاکر ضمن اشاره به فساد مالی در پاکستان گفته هیچ سازمان حکومتی ، امنیتی، قضائی ،ارتش و سیاسیون در این کشور نیست که آلوده به فساد مالی نباشند . به گفته او اگر چه عمران خان " نسبتاً " در این قضیه پاک است، ولی افراد دور و بر او در نهضت انصاف، آلوده به فساد مالی اند . او  ادامه می دهد: "با توجه به همین حقیقت باور ندارد که پرونده مالی در رابطه با شرکت های پاناما به این آسانی و راحتی مورد تفتیش و تحقیق قرار بگیرد و افراد دخیل در آن مجازات شوند . به هر حال باید دید که رئیس دیوان عالی کشور که در  همین ماه _ نوامبر _ بازنشست می شود، آیا می خواهد از خود نام نیک در تاریخ پاکستان به جا بگذارد؟"

    اکثر سیاسیون پولدار و فاسد پاکستان از راه های نامشروع پول درمی آورند یا از خزانه دولت پول به جیب می زنند یا پول های خود را به بانک های خارجی به ویژه سوئیس انتقال داده اند یا هم در کشوری مانند پاناما شرکت تاسیس کرده اند تا هم مالیات ندهند و پولشویی نیز صورت بگیرد. ناگفته نماند عمران خان در سال 1983 در پاناما شرکت تاسیس کرده بود و سه فرزند نوازشریف به نام های حسن نواز، حسین نواز و مریم نواز و همچنین دامادش در پاناما شرکت دارند و خانه هایی مانند کاخ در لندن نیز خریداری کرده اند. آقای بسم الله خان کاکر می گوید:" پاکستان نیاز به تحول و دگرگونی اساسی دارد و تا زمانی که این کار صورت نگرفته است وضعیت پاکستان از نظر اقتصادی،سیاسی و امنیتی وخیم تر خواهد شد."

    http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1964343/

    منبع : آسیا نیوز |عاشق حسین طوری : پیروزی نوازشریف یا عمران خان؟
    برچسب ها : پاتان ,عالی ,دیوان ,عمران ,نوازشریف ,پیروزی ,دیوان عالی ,اسلام آباد ,نهضت انصاف ,تصمیم دیوان ,پاناما شرکت ,ناگفته نماند عمران ,کشوری مانند پانام

    افخمی رشیدی سرکنسول ایران در هرات: هرات بازاری مناسب برای کالاهای ایرانی

    :: افخمی رشیدی سرکنسول ایران در هرات: هرات بازاری مناسب برای کالاهای ایرانی

    سرکنسول ایران در هرات:

    افغانستان زمانی استقلال خواهد داشت که از نظر اقتصادی خودکفا باشد

    هرات بازاری مناسب برای کالاهای ایرانی

    افخمی رشیدی خطاب به مردم افغانستان گفت: زمانی استقلال خواهید یافت که از نظر اقتصادی خودکفا باشید اما تا زمانی‌که نیازمند کمک‌های جامعه‌ جهانی باشید کشورتان رشد نخواهد کرد.

    تاریخ : ۱۴:۰۷ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۳

    به گزارش خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس، در دیدار مسئولان سرکنسولگری جمهوری اسلامی ایران در هرات با بازرگانان و تاجران ولایت هرات بر توسعه‌ اقتصاد مقاومتی تاکید شد.

    «محمود افخمی رشیدی» سرکنسول جمهوری اسلامی ایران در هرات، در جمع ده‌ها تن از بازرگانان، سرمایه گذاران، تجار و صاحبان مشاغل 2 کشور ایران و  افغانستان ضمن تاکید برتوسعه و گسترش روابط تجاری-اقتصادی بین بخش‌های خصوصی گفت: هر کشوری برای رسیدن به خودکفایی، استقلال و توسعه در همه‌ بخش‌ها نیاز دارد تا بخش اقتصاد، صنعت و تجارت آن پویا و مبتکر باشد.

    افخمی رشیدی با اشاره به فرموده‌ رهبر انقلاب اسلامی ایران به موضوع «اقتصاد مقاومتی» که درسال 1389 با توجه به تحریم‌های ظالمانه‌ای که علیه جمهوری اسلامی ایران به بهانه‌های واهی اعمال شد، گفت: اقتصاد مقاومتی متشکل از 2 عنصر است که اول باید درون‌زا باشد و دوم برون‌گرا.

    وی توضیح داد: مردم مسلمان ایران باید در کشورشان که ظرفیت‌های فراوان و خوبی وجود دارد باید به سمتی بروند که بتوانند نیازهای داخلی کشور را در مرحله اول تامین کنند و در گام دوم به عنوان عنصر برون‌گرا به سمتی حرکت کنند که با تلاش آنان نیازمندی‌های کشورهای جهان تامین شود.

    سرکنسول ایران در هرات با بیان اینکه اقتصاد مقاومتی مستحکم و مقاوم است، افزود: این اقتصاد با هجمه‌های خورد و کلان از بین نمی‌رود و این اقتصاد چون مردم بنیاد و بومی‌است هرگز از بین نمی‌رود.

    افخمی رشیدی اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران فرصت‌های بسیار مغتنمی را در اختیار دارد و بر اساس آمار اولیه در ایران در حدود 10 ملیون جوان پرکار، با استعداد و ضریب هوشی بالا حضور دارند که بیشتر از 4 میلیون از این جوانان هم اکنون در دانشگاه‌ها مشغول تحصیل هستند.

    وی با اشاره بر اینکه حضور این همه استعداد فرصتی طلایی‌ است که باید از آن‌ها به نحو شایسته استفاده شود، گفت: شما بازرگانان جوان با تاسی به این موضوع به بحث اقتصاد و موضوعاتی که مربوط می‌شود به اقتصاد مقاومتی ورود پیدا کردید که قطعا دولت وظیفه خواهد داشت تا از تک تک شما حمایت کند.

    این دیپلمات جمهوری اسلامی ایران با اشاره به اینکه بر اساس چشم‌انداز 20 ساله باید به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فن‌آوری در منطقه برسیم، گفت: برنامه‌‌ ریزی‌هایی که در دراز مدت درکشور صورت گرفته‌ بر همین اساس می‌باشد.

    افخمی رشیدی ضمن هشدار بر اینکه اگر دشمنان ملت ایران بهانه جویی می‌کنند و مشکلاتی را بر سر راه توسعه کشور ایجاد می‌کنند تمام هدفشان این‎‎‌است که وابسته باشیم، افزود: اقتصاد مقاومتی باعث خواهد شد تا دولت و ملت مسلمان ایران هم‌چنان در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی مستقل باشند و این هنر مسئولان نظام اسلامی و تجار و بازرگانان است که بتوانیم با استفاده از فرصت‌ها گام‌های بلند و ارزشمندی را به دلیل توسعه‌ اقتصادی و رسیدن به جایگاهی که مستحق آن هستید برداریم.

    وی خطاب به بازرگانان ایرانی گفت: افغانستان کشوری‌ است با جمعیت 30 میلیونی که با توجه اینکه زیرساخت‌های این کشور به دلیل جنگ‌های 3 دهه‌ اخیر از بین رفته افغانستان مجبور است از طریق بازار آزاد نیازمندی‌هایش را تامین کند.

    این دیپلمات ایرانی در هرات تصریح کرد: از این جمعیت 30 میلیونی دستکم 8 میلیون نفر در ولایت‌های غرب افغانستان شامل «هرات»، «فراه»، «غور» و «بادغیس» زندگی می‌کنند و در این میان ولایت هرات با جمعیتی 4 میلیون نفری بازار مناسبی برای محصولات ایرانی است.

    وی فرصت‌های خوب اقتصادی در غرب افغانستان را حایز اهمیت خواند و گفت: این‌ها فرصت‌های خوبی را برای بخش خصوصی فراهم می‌کند که بر اساس یک بازی برد- برد برنامه ریزی کنند تا از این فرصت‌ها بشود کمال استفاده را ببرند.

    افخمی رشیدی با اشاره براینکه افغانستان سالانه بیشتر از 10 میلیارد دلار در بخش‌های مختلف از کشورهای جهان واردات دارد، افزود: سهم جمهوری اسلامی ایران باید از این 10 میلیارد مشخص شود و رو به رشد باشد.

    سرکنسول ایران در هرات اظهار داشت: به همین خاطر بازرگانان ایرانی باید تلاش کنند بر اساس یک تعامل سازنده طراز اقتصادی خود را با افغانستان حفظ کنند.

    وی با تاکید براینکه اجناس ایرانی باید جزء بهترین اجناس باشد و با صداقت و برادری با جمهوری اسلامی افغانستان ارتباط داشته باشیم، گفت: جفا‌ است که اگر کالا و محصولاتی را که از کیفیت خوبی برخوردار نیست به افغانستان صادر کنیم، چنانچه برخی از تاجرنماها در این قضیه ورود کردند و با صادر کردن اجناسی که کیفیت خوبی نداشته‎‎‌است بازار را خراب کردند.

    سرکنسول ایران در هرات خطاب به تجار و بازرگانان هرات نیز گفت: در جمهوری اسلامی ایران آمادگی‌هایی وجود دارد تا در حوزه‌های مختلف از خدمات و کالاهای تولیدی افغانستان استفاده شود که در همین 6 ماهه‌ اول سال جمهوری اسلامی ایران نزدیک به 24 میلیارد دلار واردات داشته که نزدیک به 2 میلیارد دلار مواد غذایی بوده‌است.

    افخمی رشیدی از مردم افغانستان به عنوان برادران زحمت‌کشی یاد کرد که زمینه‌های همچون اقلیم مناسب را در اختیار دارند و می‌توانند در بحث کشاورزی خودکفا شده و حتی نیازمندی‌های همسایگانش را نیز مرفوع سازند، افزود: ایران آمادگی دارد در این زمینه‌ها سرمایه‌گذاری کرده و با انجام کار مشترک راه رسیدن به پویایی اقتصادی افغانستان را کوتاه‌تر کند.

    وی از مردم افغانستان نیز خواست تا همانگونه که در سنگر‌های جهاد و مقاومت مردانه از کشور دفاع کردند، امروز نیز با همان همت جهاد اقتصادی را آغاز کنند و کشور را از این وضعیت نجات دهند.

    افخمی رشیدی خطاب به مردم افغانستان گفت: زمانی استقلال خواهید یافت که از نظر اقتصادی خودکفا باشید اما تا زمانی‌که نیازمند کمک‌های جامعه‌ جهانی باشید کشورتان رشد نخواهد کرد.

    http://af.farsnews.com/economy/news/13950813000421

    منبع : آسیا نیوز |افخمی رشیدی سرکنسول ایران در هرات: هرات بازاری مناسب برای کالاهای ایرانی
    برچسب ها : افغانستان ,هرات ,اسلامی ,اقتصادی ,افخمی ,جمهوری ,جمهوری اسلامی ,اسلامی ایران ,افخمی رشیدی ,اقتصاد مقاومتی ,سرکنسول ایران ,جمهوری اسلامی ایران ,

    اندیشکده استراتفور:دوستان قدیم دوباره به آغوش مسکو برمیگردند/روسیه در راه احیای امپراتوری

    :: اندیشکده استراتفور:دوستان قدیم دوباره به آغوش مسکو برمیگردند/روسیه در راه احیای امپراتوری

     دوستان قدیم دوباره به آغوش مسکو بر می گردند ؛

    روسیه در راه احیای امپراتوری

    در طول یک سال گذشته، بلاروس یکی از متحدان نظامی دیرینه روسیه به آرامی به سوی غرب گرایش یافت و روابط میان این کشور و غرب رو به گرمی نهاد اما تغییرات سیاسی جاری در آمریکا و اروپا می تواند موجب شود تا بلاروس و دیگر کشورهای شوروی سابق در رویکرد خود تجدیدنظر کنند.
     
    منبع: اندیشکده استراتفور / مترجم: زهره شهریاری

    دیپلماسی ایرانی: پس از سه سال بحران اقتصادی مداوم و نزاع با غرب، به نظر می رسد که شرایط روسیه رو به بهبود است. اتفاق برگزیت در ماه ژوئن موجب بروز اختلافاتی در اتحادیه اروپا شد و برای مسکو کورسوی امیدی را به وجود آورد که شاید اعضای مخالف اتحادیه اروپا بتوانند در انتخابات آینده این اتحادیه، اجماع بلوک غرب بر سر تحریم روسیه را در هم بشکنند. هرچند اعضای اتحادیه اروپا در ماه ژوئیه به اتفاق آراء تصمیم گرفتند تا تحریم های اقتصادی اعمال شده علیه روسیه را تا یک سال دیگر تمدید کنند اما انتخابات پیش روی این اتحادیه می تواند به تضعیف اتحاد میان کشورهای عضو منجر شود. پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا نیز زمینه و فرصت مناسبی را برای بهبود روابط میان آمریکا و روسیه و حتی لغو تحریم های واشنگتن علیه مسکو فراهم آورده است. جزر و مدهای سیاسی به وجودآمده در بروکسل و واشنگتن روسیه را قادر خواهد ساخت تا نفوذ خود را در کشورهای شوروی سابق افزایش داده و از سوی دیگر موجب شود تا کشورهای همسایه روسیه نسبت به رویکرد و مواضع فعلی خود در زمینه سیاست خارجی تجدیدنظر کنند.

    بسیاری از مسائل و مشکلات اخیر روسیه ریشه در حوادث سال 2014 دارد. در فوریه همان سال موجی از اعتراضات و ناآرامی های مردمی در کشور اوکراین به وجود آمد که در نهایت به شورش و برکناری «ویکتور یانکوویچ» از ریاست جمهوری این کشور منجر شد. یک ماه پس از این حوادث، شبه جزیره کریمه استقلال خود را از اوکراین اعلام کرد. در پی اعلام استقلال کریمه، روسیه نیز این منطقه را به خاک خود الحاق و حمایت های خود را از شورشیان جدایی طلب در شرق اوکراین افزیش داد. اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا نیز در واکنش به این امر، تحریم هایی را علیه روسیه اعمال کردند. چند ماه بعد، بهای جهانی نفت به شدت کاهش یافت به طوری که در پایان همان سال قیمت نفت به نصف رسید. بهای پایین نفت از یک سو و تحریم های اقتصادی اعمال شده از سوی دیگر موجب بروز رکود شدید اقتصادی در روسیه شد و این کشور را در مسیر رویارویی و برخورد با بلوک غرب قرار داد.

    در همین زمان، کشورهایی همچون اوکراین، مولداوی و گرجستان تلاش خود را برای تقویت روابط با اتحادیه اروپا و ناتو آغاز کردند. وقایعی همچون درگیری های اوکراین و کاهش شدید بهای نفت دست به دست هم دادند و دستاوردهایی که مسکو بیش از یک دهه برای دستیابی به آنها تلاش کرده بود را یک شبه به باد دادند. یکی از مهم ترین این دستاوردها تأثیرگذاری مجدد بر کشورهای عضو اتحاد جماهیر شوروی بود که روسیه برای آن زحمت بسیار زیادی کشیده بود.

    اما به نظر می رسد که سرنوشت و فرجام روسیه در حال تغییر است. کشورهای همسایه روسیه که زمانی بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بودند، اکنون به تحولات جاری در اتحادیه اروپا و آمریکا توجه نشان داده و به احتمال زیاد در مواضع خود نسبت به غرب تجدیدنظر خواهند کرد. پیروزی رهبر حزب سوسیالیست مولداوی در انتخابات ریاست جمهوری 13 نوامبر به خوبی حاکی از کاهش تمایل و علاقه این کشور برای برقراری روابط نزدیک تر با غرب است. «ایگور دودون»، رهبر حزب سوسیالست مولداوی و رئیس جمهور منتخب این کشور خود یکی از حامیان روسیه است اما با توجه به این که پارلمان و نخست وزیر این کشور همچنان خواهان تعامل با غرب هستند، بعید به نظر می رسد که رئیس جمهوری جدید این کشور چرخش یک باره و کاملی را به سوی مسکو صورت دهد. اما علی رغم تمامی این شرایط، رئیس جمهوری جدید مولداوی بدون شک تلاش هایی را در راستای تعمیق روابط اقتصادی و سیاسی با روسیه صورت خواهد داد.

    گرجستان نیز جنبه های خاصی از مواضع خود در خصوص مناطق «آبخازیا» و «اوستیای جنوبی» را تعدیل کرده است؛ مناطقی که عامل اصلی جنگ کوتاه مدت این کشور با روسیه در سال 2008 به شمار می آمدند. علاوه بر این، در پی انتخابات پارلمانی اخیر گرجستان در ماه اُکتبر، مقامات گرجی به احتمال زیاد در سال آینده روابط اقتصادی خود با روسیه را افزایش خواهند داد.

    در مورد اوکراین نیز باید گفت که این کشور در حال حاضر به حمایت های اقتصادی و سیاسی غرب تکیه کرده و قدرت های غربی به این کشور اطمینان خاطر داده اند که از طریق تحریم ها همچنان به اعمال فشارهای خود بر روسیه ادامه خواهند داد. اما با این وجود، دولت کیف نمی تواند اطمینان صد در صدی داشته باشد که در طول مناقشه خود با روسیه، همواره از حمایت های بی وقفه غرب برخوردار خواهد بود. با توجه به درگیری های پایدار میان روسیه و اوکراین، بعید است که مردم این کشور همانند مولداوی رهبری را برگزینند که خواهان رابطه با روسیه باشد. اما تغییر شرایط سیاسی در اروپا و ایالات متحده آمریکا می تواند دولت اوکراین را وادار کند تا مواضع خود در پروتکل مینسک را تعدیل کرده و رویکرد واقع بینانه تری را در مذاکرات خود با روسیه بر سر شرق اوکراین اتخاذ کند. در همین حال، ممکن است کیف همکاری های نظامی خود با هلند، کشورهای حوزه بالتیک و کشورهای عضو ناتو به ویژه ایالات متحده آمریکا را دوچندان کرده و از میزان حضور خود در منطقه اروپای شرقی و مرکزی بکاهد.

    کشورهای شوروی سابق که زمانی اتحادی پایدار و قدرتمند را با روسیه ایجاد کرده بودند نیز در پی تغییرات سیاسی جاری اروپا و آمریکا، به احتمال زیاد روابط خود با روسیه و غرب را مورد ارزیابی مجدد قرار خواهند داد. بلاروس نیز علی رغم اتحاد نظامی دیرینه خود با روسیه، در طول سال گذشته روابط تازه ای را با غرب آغاز و برای گرم شدن هر چه بیشتر این روابط تلاش کرده بود، اما این روند اکنون می تواند متوقف شده یا حتی معکوس شود. در مورد ارمنستان شاید شرایط به گونه دیگری باشد. زمانی که آتش جنگ میان ارمنستان و آذربایجان بر سر منطقه «ناگورنو-قره باغ» در ماه آوریل شعله ور شد، ارمنستان نسبت به وفاداری دیرینه خود به روسیه تردید پیدا کرد. اما شاید یکی از دلایلی که درگیری میان ارمنستان و آذربایجان را تشدید کرد این بود که روسیه در آن دوران به شدت درگیر مداخله در بحران های سوریه و اوکراین بود. اگر به واسطه روی کار آمدن دولت جدید در آمریکا چالش های پیش روی مسکو تاحدی کاهش یابد، این کشور در موقعیت بهتری قرار خواهد گرفت و می تواند در حل و فصل بحران هایی نظیر بحران به وجود آمده میان آذربایجان و ارمنستان نقش فعالانه تری را ایفا کند.

    حتی کشورهایی که در مناقشه میان روسیه و غرب موضع بی طرفانه ای را در پیش گرفته بودند نیز به احتمال زیاد تغییراتی را در مواضع خود اعمال خواهند کرد. روسیه اخیراً مذاکراتی را با هدف تقویت همکاری های نظامی با ازبکستان و جمهوری آذربایجان برگزار کرده است و این کشورها نیز به دنبال آن هستند تا روابط خود با مسکو را به خصوص در حوزه هایی همچون خرید تسلیحات و آموزش های نظامی گسترش دهند. همچنین از آن جا که اختلافات سیاسی رو به رشد اروپا می تواند تمرکز اتحادیه اروپا بر "برنامه همکاری های شرقی" این اتحادیه را مختل کند، ممکن است مسکو فرصت مغتنمی یابد تا به سازمان هایی همچون "اتحادیه اقتصادی اوراسیا" یا  "سازمان پیمان امنیت جمعی" جان تازه ای ببخشد.

    در طول سال آینده، با روی کار آمدن دولت جدید آمریکا و نیز گسترش شکاف و دودستگی در اتحادیه اروپا، روسیه می تواند از فرصت های به وجود آمده استفاده کرده و نفوذ پیشین خود در بسیاری از کشورهای همسایه و هم مرز را دوباره بازیابد. اما رجعت و بازگشت دوباره روسیه به کشورهای شوروی سابق ممکن است با تجربه این کشور در اواخر دهه نخست قرن جدید تفاوت بسیاری داشته باشد؛ چرا که اقتصاد روسیه در آن زمان رونق بسیاری داشت و از طرفی سیستم سیاسی مسکو با آشفتگی هایی که اکنون با آن دست به گریبان است، رو به رو نبود. حتی اگر غرب در سال 2017 تحریم های اعمال شده علیه روسیه را تا حدی کاهش دهد، بعید به نظر می رسد که آمریکا و ناتو از متحدان خود که در همسایگی با روسیه قرار دارند، دست بکشند. با این حال، تحولات سیاسی جاری در اروپا و آمریکا به مسکو اختیار و آزادی عملی بیشتری خواهد داد تا بتواند جایگاه خود در سراسر منطقه اوراسیا را بازیابد.

    http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1965286 

    منبع : آسیا نیوز |اندیشکده استراتفور:دوستان قدیم دوباره به آغوش مسکو برمیگردند/روسیه در راه احیای امپراتوری
    برچسب ها : روسیه ,کشور ,اروپا ,اتحادیه ,کشورهای ,آمریکا ,اتحادیه اروپا ,شوروی سابق ,متحده آمریکا ,احتمال زیاد ,کشورهای شوروی ,ایالات متحده آمریکا ,اتحاد ج

    سید محمد علوی زاده : همزمانی گفتمان «تغییر و ثبات» در ازبکستانِ میرضیایف

    :: سید محمد علوی زاده : همزمانی گفتمان «تغییر و ثبات» در ازبکستانِ میرضیایف

    همزمانی گفتمان «تغییر و ثبات» در ازبکستانِ میرضیایف

    محمد علوی زاده: کسب 88 درصد آرا رای دهندگان توسط «شوکت میرضیایف» رئیس جمهور جدید ازبکستان در حالی صورت گرفت که در ادوار گذشته انتخابات ریاست جمهوری این کشور، اسلام کریم‌اف نیز با میانگین 90 درصد آرا برنده انتخابات بود. در ابتدا بعید به نظر می‌رسید که میرضیایف تصمیم گرفته باشد رکورد رئیس جمهوری پیشین را تکرار کند اما وی با قدرت و بدون چالش جدی موفق شد، خود را هم سطح محبوبیت کریم‌اف نشان داده و دوران گذار قدرت را با کمترین دغدغه مشروعیت طی نماید ... میرضیایف در ماه های اخیر، تلفیقی از سیاست حفظ میراث کریم‌اف در مناسبات با قدرت‌ها و تغییر در مناسبات منطقه‌ای با کشورهای آسیای مرکزی را به نمایش گذاشت. در کنار این، تغییرات در بخش حساس داخلی که همانا مسئله اقتصاد و معیشت جمعیت 32 میلیونی ازبکستان بود، بسیاری را در داخل نسبت به آینده امیدوار ساخته است. وی در حوزه سیاست داخلی، خلف شایسته ای برای کریم‌اف تلقی می‌شود.
     
    تاریخ انتشار : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۲۰
     
    نویسنده:محمد علوی زاده/کارشناس مسائل سیاسی آسیای مرکزی در موسسه مطالعات «ایران شرقی»

    ایراس: کسب 88 درصد آرا رای دهندگان توسط «شوکت میرضیایف» رئیس جمهور جدید ازبکستان در حالی صورت گرفت که در ادوار گذشته انتخابات ریاست جمهوری این کشور، اسلام کریم‌اف نیز با میانگین 90 درصد آرا برنده انتخابات بود. در ابتدا بعید به نظر می‌رسید که میرضیایف تصمیم گرفته باشد رکورد رئیس جمهوری پیشین را تکرار کند اما وی با قدرت و بدون چالش جدی موفق شد، خود را هم سطح محبوبیت کریم‌اف نشان داده و دوران گذار قدرت را با کمترین دغدغه مشروعیت طی نماید. این در حالیست که برای کشورهای دارای سیستم اقتدارگرایی و رهبران اقتدارگرا، مسئله جانشینی، همواره با چالش‌های جدی مواجه بوده و هست اما سیاست ازبکستان حداقل طی 3 ماهه گذشته نشان داد، این فرضیه آنچنان که تصور می‌شد، از قوت آزمون برخوردار نیست و می‌توان با درایتی از جنس میرضیایف، این مرحله حساس تاریخی در کشورهای با سیستم اقتدارگرایی را به سلامت پشت سر گذاشت. در عین حال، میرضیایف در طول مدت 3 ماهه ریاست جمهوری موقت، تلفیقی از سیاست حفظ میراث کریم‌اف در مناسبات با قدرت‌ها و تغییر در مناسبات منطقه‌ای با کشورهای آسیای مرکزی را به نمایش گذاشت. در کنار این، تغییرات در بخش حساس داخلی که همانا مسئله اقتصاد و معیشت جمعیت 32 میلیونی ازبکستان بود، بسیاری را در داخل نسبت به آینده امیدوار ساخته است البته که در حوزه سیاست داخلی، وی، خلف خوبی برای کریم‌اف تلقی می‌گردد و امید چندانی به تغییر مشاهد نمی‌شود. بنابراین، در بعد کارشناسی می‌توان دوران میرضیایف را تلفیقی از سیاست حفظ وضع گذشته و تغییر در برخی زیرساخت‌ها و مسائل کلیدی تعبیر کرد.
     
    در این نوشتار و بنابر مقدمه مطرح شده، به شاخص‌های گفتمان جدید تیم فعلی قدرت و پیشبینی روندهای آتی تاثیرگذار در آینده سیاسی ازبکستان با دسته بندی مسائل داخلی و سیاست خارجی در بعد منطقه‌ای و جهانی خواهیم پرداخت.
     
    حوزه داخلی؛ تغییر در اقتصاد، ثبات در سیاست
    13 سال گذشته زندگی سیاسی میرضیایف گرچه با پست حساس و کلیدی نخست وزیری همراه بوده است، اما بنابر سنت سیستم‌های تمامیت خواه در کشورهای آسیای مرکزی، چندان امکانی برای بروز و اعمال تصمیمات از سوی وی وجود نداشته است. این مهم مارا بر آن می‌دارد که مبنای تحلیل را 3 ماهه گذشته و برنامه‌های اعلامی از سوی میرضیایف قرار داده و به پیشبینی روندهای آتی بپردازیم.
     
    بنابر اظهارات انتخاباتی میرضیایف، در سال‌های اخیر، نخست وزیر، اطلاعات جامع و هدفمندی را در خصوص مشکلات عدیده اقتصادی و راهکارهای خروج  از بن بست موجود دریافته بود ولی حالا او دارای آزادی عمل ومنابع خاصی است و باید طی یک سری اصلاحات اقتصادی و تحریک و ایجاد زمینه برای فعالیت تجاری و کسب و کار، تغییراتی را در حوزه اقتصادی اعمال نماید. وی همچنین گفت که در سایه رشد و توسعه کسب و کار کوچک و متوسط می‌توان در مقیاس بزرگتر به فعالیت‌های اقتصادی خارجی رسید.
     
    در این رابطه، می‌توان به فعالیت‌های 3 ماهه وی به عنوان رهبر موقت اشاره کرد. وی در این مدت زمان، برخی مقامات سطوح مختلف را به خاطر قصور و سستی در انجام وظایف و بی‌توجهی به مردم عادی از وظایف خویش برکنار کرد. میرضیایف همچنین برای نمایش بازبودن درهای ارتباطی با خود به روی مردم، «اتاق مجازی انتظار» را راه‌اندازی کرد که گفته می‌شود هر یک از شهروندان می‌توانند مشکلات خود را از طریق تماس با خط تلفن یا از طریق ارسال پیامک به این سامانه اینترنتی، به رئیس‌جمهور انتقال دهند.
     
    بایستی خاطرنشان کرد، دیدگاه شوکت میرضیایف در مورد اقتصاد نسبت به دیدگاه‌های سیاسی- اقتصادی اسلام کریم‌اف فرق دارد. رئیس جمهور 59 ساله ازبکستان حامی اقتصاد بازار بوده و نقش روابط بازاری و محدودیت روش‌های مدیریت بازار و در کل، کسب و کار را درک می‌کند. این امر هم به تجارت خرد و متوسط و هم به تجارت کلان با هدف فعالیت اقتصادی خارجی مربوط می‌شود.
     
    در کشور ازبکستان، هر سال بیش از نیم میلیون نفر از جوانان فارغ‌التحصیل می‌شوند که نیاز به شغل دارند. جای تعجب نیست، اولین قانونی که میرضیایف امضا کرد، «سیاست دولت در مورد جوانان» بود که تمرکز آن بر اشتغال می‌باشد. همچنان که وی در این مدت «قانون ضد فساد» را نیز از تصویب پارلمان گذراند. در کنار آن، بایستی به قانون تسهیل شرایط تجاری، و آزادسازی اقتصاد البته با محوریت نقش دولت نیز اشاره کرد.
     
    بهر ترتیب، نظری بر رفتارهای انجام شده نشان می‌دهد، رئیس جمهوری منتخب ازبکستان طی این مدت، بیشترین توجهات را در حوزه مسائل داخلی به موضوع بهبود اوضاع اقتصادی قرار داده است. در مقابل، تنها یکبار در نطقی سیاسی، وی اشاره‌‌ای گذرا به موضوعات سیاست داخلی حاضر نیز داشت و با قوت تاکید کرد، از رویکرد انتخابی کریم‌اف در حوزه مسائل سیاست داخلی پیروی خواهد کرد.
     
    البته این موضوع را می‌توان به الزامات ساختاری در جامعه فعلی ازبکستان نیز نسبت داد. در نگاهی کلان نگر، انتخاب بدون چالش و بی دردسر میرضیایف بعنوان جانشین کریم‌اف و برگزاری آرام و مسالمت آمیز انتخابات، بسیار پیشتر در زمان حیات کریم اف میان نخبگان حاضر در بازی قدرت حل و فصل شده بود. به عبارتی، یکی از گزینه‌های چرایی عدم تغییر در حوزه سیاست داخلی، اجماع نخبگان مدعی قدرت به حفظ شرایط موجود سیاسی بمنظور نگاهداشت حداقل‌های خود از سهم حکومت داری است. در شرایطی که جنگی بر سر توزیع قدرت در می‌گرفت، شاید بسیاری از کسانی که اکنون نیز در قدرت حضور دارند، امکانی برای ادامه حیات سیاسی نمی‌یافتند پس بهترین گزینه، حفظ وضع موجود سیاسی بود که اکنون به مورد اجرا نیز گذاشته شده است.
     
    حوزه خارجی؛ تغییر در روابط با همسایگان، ثبات در روابط با قدرت‌ها
     الگویی که شرح آن در حوزه مسائل داخلی رفت، یعنی تغییرات کلان ساختاری در اقتصاد و حفظ وضع موجود در سیاست داخلی، دقیقا مشابهاتی در سیاست خارجی نیز دارد. در این حوزه نیز، بنابر رصد رفتاری دولت موقت، اینگونه برداشت می‌شود که تغییر در میزان، سطح و نحوه تعامل با همسایگان محرز و قطعی و ادامه سیاست گذشته در عدم همراهی با بلوک قدرت و بی علاقگی به همکاری همه جانبه و نزدیک با قدرت‌های جهانی، امری واضح و مشخص است.
     
    سیاست خارجی کریموف در حوزه روابط با قدرت‌ها که میرضیایف صراحتا گفته است آن را ادامه خواهد داد، به دنبال تعادل در روابط با روسیه، آمریکا، چین و به میزان کمتر، اتحادیه اروپا است. ازبکستان در سال 2006 وارد سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) به رهبری مسکو شد اما در سال 2012 از آن خارج گردید. از آن زمان، سیاست خارجی ازبکستان بر 3 اصل استوار گردیده است: عدم عضویت در یک بلوک نظامی؛ عدم مشارکت در عملیات‌های حفظ صلح بین‌المللی؛ و عدم میانجیگری خارجی در درگیری‌های کشورهای آسیای مرکزی.
     
    ازبکستان به سازمان همکاری شانگهای (SCO) پیوست اما عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EEU) به رهبری روسیه نشد. با این وجود، مسکو یک شریک کلیدی استراتژیک برای ازبکستان است. روابط این دو کشور پیچیده است. با توجه به اعلام سرویس مهاجرت فدرال روسیه، 1.75 میلیون مهاجر ازبک در روسیه زندگی می‌کنند، اما برخی تحلیلگران می‌گویند که تعداد واقعی آنان حداقل دو برابر است. پول‌های ارسالی کارگران مهاجر روسیه 10 درصد از تولید ناخالص داخلی ازبکستان را تشکیل می‌دهد و از این نگاه، مسکو نقش مهم و کلیدی را در روابط با تاشکند بازی خواهد کرد.
     
    از سوی دیگر، روابط ازبکستان با چین بر پروژه‌های زیربنایی، از جمله ساخت و ساز اخیر طولانی‌ترین تونل راه آهن در آسیای مرکزی، ایجاد ارتباط بین دره فرغانه با بقیه مناطق ازبکستان، ایجاد مسیرهای متعدد انتقال انرژی و.. متمرکز شده است و به عبارتی، چین بهترین شریک اقتصادی ازبکستان به شمار می‌رود.
     
    همچنین، در شرایطی که افغانستان بی ثبات باقی مانده است، ایالات متحده در مورد مختل کردن روابط با سرویس امنیتی ازبکستان مردد است اما حمایت از سرویس امنیتی ازبکستان با اهداف دیگر آمریکا، از جمله حمایت از حقوق بشر و ثبات پایدار در تعارض می‌باشد. برخورد با این دوگانگی آسان نیست، اما اگر این ارتباط، امنیت داخلی و منطقه‌ای را در بلند مدت تحت تاثیر قرار دهد، واشنگتن-تاشکند باید آن را مجددا ارزیابی نماید. ضمن اینکه آمریکای دوره ترامپ همچنان برای همگان غیرقابل پیشبینی بوده و ممکن است با درک اهمیت منطقه حساس آسیای مرکزی، بازی به نفع یا ضرر هر کدام از کشورهای منطقه ورق بخورد.
     
    بهرحال، و بنابر آنچه در این بخش گفته شد، حفظ فاصله با همگی مراکز قدرت جهانی همچنان استراتژی کلان تاشکند در حوزه سیاست خارجی خواهد بود. بعنوان مثال، افزایش روابط نزدیک اقتصادی با چین از طریق همکاری نظامی –امنیتی با روسیه متوازن خواهد شد و در واقع همان راه کریم اف در سیاست پاندولی میان قدرت‌ها، گزینه اول راهبرد تاشکند را تشکیل خواهد داد.
     
    از سوی دیگر، آنچه فرضیه تغییر را در حوزه سیاست خارجی، به فرصت آزمون قرار می‌دهد، اولیت دهی به توسعه روابط با کشورهای همسایه و حل سیاسی اختلافات چند ده ساله میان کشورهای منطقه است. موضوعی که در دوره کریم اف، نه تنها در اولویت رفتاری سیاست خارجی نبود، بلکه در گاهی اوقات، بر طبل جنگ به علت عمق اختلافات نیز می‌نواخت.
     
    البته تاحدودی این راهبرد، حداقل برای کشورهای متخاصم دارای توجیه نیز بود زیرا اختلافات مرزی حل نشده یک منبع همیشگی تنش ازبکستان با قرقیزستان است. بخش‌هایی طولانی از مرزها مشخص نیست و تشدید دوره‌ای درگیری‌ها را در پی دارد.
     
    ازبکستان دارای چهار ناحیه جداشده در استان باتکن قرقیزستان است، از جمله منطقه «سوخ» که تاجیک‌های قومی در آن سکنی دارند. نواحی جداشده قرقیزستان در ازبکستان شامل روستای باراک می‌باشد که در آنجا نیز این دو کشور با هم تنش دارند. محدودیت‌هایی در مورد حرکت و دسترسی به منابع اولیه، از جمله غذا و دارو، ساکنان مرزی را که بعضا توسط ماموران در مناطق مورد مناقشه به ضرب گلوله کشته شده‌اند، تحت تاثیر قرار داده است. در مناطق مشخص، سیم‌های خاردار افرادی را که برای نسل‌ها در کنار هم زندگی و ازدواج می‌کردند، جدا ساخته است.
     
    از سوی دیگر، رقابت‌های منطقه‌ای بر سر آب و منابع دیگر، یک منبع تنش هم به صورت محلی و هم بین پایتخت‌ها است. کشاورزی ازبکستان که بخش اعظم آن را کشت پنبه تشکیل می‌دهد تا حد زیادی به آبی که از کوه‌های قرقیزستان و تاجیکستان سرازیر می‌شود، وابسته است. قرقیزستان و تاجیکستان هم که فاقد منابع هیدروکربن هستند تمایل دارند از منابع آبی خود با تولید برق کسب درآمد نمایند. ازبکستان، پروژه‌های برق آبی، به ویژه سد راغون تاجیکستان را به عنوان تهدید در نظر می‌گیرد، چرا که می‌تواند جریان آب را به خطر انداخته و یا بدتر از آن مورد استفاده بیشکک و دوشنبه قرار گیرد. اما کشاورزی تک محصولی، پیری زیرساخت‌ها و شیوه‌های آبیاری از رده خارج شده، ازبکستان را وابسته به همسایگان خود نگه داشته است که مسائل قابل گذرایی نیست.
     
    اما با وجود واقعی و عمیق بودن همگی این اختلافات که اشاره‌ای گذرا نیز به آن شد، یکی از جدیترین برنامه‌هایی که در طول 3 ماهه گذشته، توجه اکثر کارشناسان را بخود جلب کرده، اعمال سیاست همگرایانه میرضیایف در تعامل و تنش زدایی با همسایگان خود است. حل و فصل نسبی مشکلات مرزی با استفاده از اهرم اعتماد آفرینی، در کنار اولویت دهی به گفتگو و مذاکره در موضوعات منابع آبی، و رفت و آمدهای چندباره مقامات ارشد سیاسی به پایتخت‌های متخاصم گذشته، بعنوان شاخص‌هایی تلقی می‌شود که میتوان از آن می‌توان با قاطعیت به گفتمان تغییر در سیاست منطقه‌ای یاد کرد.
     
    البته در این میان، فرضیه‌ای از سوی محافل سیاسی-لابی رسانه‌ای روسی مطرح است که این رفتار تاشکند، سیاستی مقطعی و بمنظور عبور مسالمت آمیز به دوران میرضیایف تلقی می‌شد. بنابراین فرضیه، میرضیایف که در دوره ریاست جمهوری موقت، بیش از هر زمانی دیگری به آرامش و رفع تنش‌های منطقه‌ای نیاز داشت، سیاست مدارا و سکوت مصلحتی در برابر اقدام تاجیکستان و قرقیزستان در تکمیل ساخت نیروگاه‌های راغون و قمبراته را در پیش گرفت و به احتمال زیاد پس از عبور از این مرحله حساس تاریخی، ادعاهای گذشته خود را دوباره مطرح و بر طبل اختلاف افکنی همچنان خواهد کوبید.
     
    البته این فرضیه لابی رسانه‌ای روس، با پاسخ‌هایی نیز از سوی ازبک‌ها همراه شد. کارشناسان ازبک در برابر این پیشبینی، چنین استدلال می‌کنند که روسها، برای حفظ سلطه سنتی خود، همواره از هرگونه اختلاف در منطقه در پشت پرده حمایت کرده و به انحای مختلف سعی در ادامه مناقشات مرزی-آبی، انرژی و قومیتی در آسیای مرکزی را دارند. از اینرو، اینک که مقامات تازه تاشکند، دست به اصلاحات رفتاری در حوزه ارتباط با همسایگان زده و بدنبال رفع تنش‌های موجود هستند، آنان سعی می‌کنند با مقطعی جلوه دادن این راهبرد، هرچه بیشتر بدبینی طرف مقابل را ایجاد نمایند.
     
    از جمله جدی ترین این اختلاف افکنی، پس از تغییر مسیر رودخانه وخش برای تکمیل پروژه سد راغون از سوی تاجیکستان صورت گرفت که در آن ماجرا، روس‌ها مدعی شدند میرضیایف در خصوص این اقدام دوشنبه، واکنشی به مراتب سخت تر از کریم اف خواهد داشت اما در عمل اینگونه نشد.
     
    به ر روی، بنابر رفتارهای صورت گرفته، اینچنین بنظر می‌رسد سیاست خارجی ازبکستان رویکردی «چند برداری» را تشکیل خواهد داد. از یکسو فاصله مساوی از مراکز اصلی ژئوپلتیکی (آمریکا، روسیه، چین) را حفظ خواهد کرد و از سوی دیگر، علاوه بر تقویت همکاری با شرکای مهم در طرح اقتصادی که هیچ نفوذ اساسی ژئوپولیتیکی در منطقه  ندارند (همانند کشورهای جنوب شرق آسیا، ژاپن و غیره)؛ اولویت اول خود را به توسعه روابط دو جانبه با کشورهای همسایه آسیای مرکزی قرار خواهد داد.
     
    ضرورت بازتعریف روابط ایران-ازبکستان در شرایط حاضر
    نکته‌ای رو در این نوشتار بر آن تمرکز یافت، جدی بودن سیاست تغییر در حوزه روابط منطقه‌ای تاشکند علیرغم وجود اختلافات اساسی پس از روی کار آمدن میرضیایف است. موضوعی که شاید بتواند در آینده روابط-تاشکند-تهران نیز اثرگذار باشد.
     
    البته تاکنون نام ایران در ردیف کشورهای که ازبکستان با آنها روابط خود را بهبود خواهد داد، نیامده است. که بنظر می‌رسد موضوع به پیش ذهنیت‌های کلیشه‌ای از ایران که رسانه‌های روسی و غربی بدان دامن زده‌اند، بازمی‌گردد. در شرایط حاضر چنین استدلال می‌شود که روابط ایران با ازبکستان می‌تواند بهبود یابد و این مهم در صورتی میسر خواهد شد که ایران اقدامات فعالانه انجام داده و اجازه ندهد که رقبای منطقه‌ای و بین‌المللی در این عرصه از وی پیشی گیرند.
     
    در واقع، اینگونه نیز می‌توان تحلیل کرد که ازبکستان مشکل حاد و روشنی با ایران ندارد. گرچه کریم اف، از نام اسلام برای خود بهره می‌برد اما هیچ علاقه‌ای به روابط با کشورهای اسلامی و سیاستمداران روحانی نداشت و از اینرو، کمتر علاقه و فرصتی برای توسعه روابط با تهران قائل بود. اما میرضیایف، بنابر رفتارهای 3 ماهه گذشته، نماینده‌ای از نسل سیاسی و احتمالا تاحدودی عقلایی ازبکستان بوده و می‌تواند امکانی برای توسعه روابط با ایران نیز قائل باشد، مشروط بر اینکه، تهران از فرصت بوجود آمده استفاده و به تعریف مجددی از نیازمندی‌های خود در آسیای مرکزی بپردازد.

    http://www.iras.ir/fa/doc/note/2469

    منبع : آسیا نیوز |سید محمد علوی زاده : همزمانی گفتمان «تغییر و ثبات» در ازبکستانِ میرضیایف
    برچسب ها : ازبتان ,سیاست ,روابط ,میرضیایف ,حوزه ,کشورهای ,آسیای مرکزی ,سیاست خارجی ,حوزه سیاست ,کشورهای آسیای ,ریاست جمهوری ,کشورهای آسیای مرکزی ,حوزه سیا

    وزیر خارجه قرقیزستان: از عضویت کامل ایران در سازمان شانگهای حمایت می‌کنیم

    :: وزیر خارجه قرقیزستان: از عضویت کامل ایران در سازمان شانگهای حمایت می‌کنیم

    وزیر خارجه قرقیزستان:

    از عضویت کامل ایران در سازمان شانگهای حمایت می‌کنیم

    وزیر خارجه قرقیزستان در دیدار با معاون وزیر خارجه کشورمان ضمن اعلام حمایت این کشور از عضویت کامل ایران در سازمان همکاری‌های شانگهای، همکاری تهران-بیشکک در مبارزه با افراط‌گرایی و تروریسم را حائز اهمیت خاصی خواند.

    ۹۵/۰۸/۱۳ :: ۰۸:۳۶

    به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در بیشکک، «ابراهیم رحیم‌پور» معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت خارجه ایران که به منظور شرکت در پانزدهمین نشست نخست وزیران کشورهای عضو سازمان همکاری‌های شانگهای، در رأس هیأتی در بیشکک پایتخت قرقیزستان به سر می‌برد، با «ارلان عبدالدایف» وزیر خارجه این کشور دیدار کرد.

    در این ملاقات، رحیم پور ضمن ارزیابی مثبت از روند رو به گسترش مناسبات دوستانه میان جمهوری اسلامی ایران و قرقیزستان، اظهار داشت: در حال حاضر فرصت مناسبی برای گسترش روابط 2 کشور بویژه در زمینه اقتصادی فراهم شده که باید از آن استفاده کرد.

    وی همچنین با تأکید بر نقش مهم جمهوری اسلامی ایران در امر ترانزیت در منطقه بویژه میان آسیای مرکزی و آب‌های آزاد دریای عمان و خلیج فارس، به همکاری‌های ایجاد شده ترانزیتی میان ایران، هند، افغانستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و روسیه اشاره کرد.

    معاون وزیر خارجه کشورمان گسترش مناسبات میان ایران و قرقیزستان را در راستای منافع 2 کشور و کمک به تقویت صلح، ثبات و امنیت منطقه برشمرد.

    وزیر خارجه قرقیزستان نیز در این ملاقات با ابراز خرسندی از گسترش روابط 2 کشور به ویژه در مدت 3 سال اخیر، اظهار داشت: سفر آتی حسن روحانی به قرقیزستان از اهمیت بالایی برخوردار بوده و می‌تواند تحرک خوبی را در روابط 2 کشور ایجاد نماید. وی گفت: از این رو، قرقیزستان مشتاقانه منتظر سفر رئیس جمهور ایران به بیشکک است.

    وی گسترش همه‌جانبه روابط 2 کشور در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، منطقه‌ای و بین‌المللی را محور اصلی سیاست کشورش در قبال جمهوری اسلامی ایران بر شمرد و تأکید کرد؛ همکاری‌های 2 کشور در عرصه مبارزه با تروریسم و افراط‌گرایی از اهمیت خاصی برخوردار است.

    عبدالدایف همچنین اظهار داشت: موضع دولت قرقیزستان همواره حمایت از عضویت کامل ایران در سازمان همکاری‌های شانگهای بوده و این موضع ثابت باقی خواهد ماند.وی عضویت کامل ایران در سازمان مذکور را موجب افزایش کارایی سازمان همکاری‌های شانگهای برشمرد.

    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950812001577

    منبع : آسیا نیوز |وزیر خارجه قرقیزستان: از عضویت کامل ایران در سازمان شانگهای حمایت می‌کنیم
    برچسب ها : قرقیزستان ,کشور ,خارجه ,وزیر ,سازمان ,همکاری‌های ,وزیر خارجه ,عضویت کامل ,کامل ایران ,خارجه قرقیزستان ,سازمان همکاری‌های ,وزیر خارجه قرقیزستا

    استراتفور گزارش داد : انتقال قدرت در آسیای مرکزی و منافع بازیگران داخلی و خارجی

    :: استراتفور گزارش داد : انتقال قدرت در آسیای مرکزی و منافع بازیگران داخلی و خارجی

    استراتفور گزارش داد :

    انتقال قدرت در آسیای مرکزی و منافع بازیگران داخلی و خارجی

    آژانس اطلاعاتی استراتفور پیش‌بینی کرد به دنبال انتقال قدرت در کشورهای آسیای مرکزی، در آینده نزدیک توازن موجود بین نیروهای تصمیم‌ساز این کشورها تغییرات عمده‌ای خواهد داشت.

    ۹۵/۰۸/۱۳ :: ۱۰:۲۵

    به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، «آژانس اطلاعاتی استراتفور» در تازه‌ترین شماره خود پیش‌بینی کرد: بدنبال موضوع انتقال قدرت در میان کشورهای آسیای مرکزی، در آینده نزدیک توازن موجود میان نیروهای تصمیم‌ساز این کشورها تغییرات عمده‌ای خواهد داشت.

    در این گزارش آمده است: آسیای مرکزی به تغییرات عمده سیاسی شناخته شده نیست. کل کشورهای منطقه از زمان رسیدن به استقلال، سیستم‌های سیاسی متمرکز خود را با موفقیت حفظ کرده‌اند و از سال 1991 در بین کشورهای این منطقه، تنها در قرقیزستان بیش از 2 رئیس جمهور عوض شده است.

    با این حال، مرگ «اسلام کریم‌اف» رئیس‌جمهور ازبکستان در سال 2016، زمینه‌ تأمل در مورد موضوع جانشینی را فراهم آورد. این در حالیست که به نظر می‌رسد تغییرات ساختاری قابل توجه سیستم‌های سیاسی در آسیای مرکزی قبل از مرگ رهبر ازبک‌ها شروع شده بودند.

    در اوایل سال 2016، ترکمنستان طرح‌های تکمیل قانون اساسی (و مخصوصا افزایش مدت ریاست جمهوری از 5 تا 7 سال و لغو محدودیت مدت اقامت رؤسای جمهور) را تصویب کرد و این طرح‌ها با امضای اسناد مربوطه در تاریخ 14 سپتامبر به مرحله اجرا درآمدند.  

    در تاجیکستان نیز طی رفراندوم ملی ماه می، تغییراتی در قانون اساسی بوجود آمد. حتی در این مدت، قرقیزستان که از 2 انقلاب جان سالم به در برده و به سیستم پارلمانی مدیریت دولتی در سال 2010 منتقل شده است، در حال حاضر در حال تغییر قانون اساسی به نفع حزب حاکم است.

    رهبران کشورهای منطقه هم علی‌رغم انجام اقدامات در چارچوب بازسازی خود، همچنان برای حفظ قدرت در برابر بی‌ثباتی‌های روز افزون تلاش می‌کنند.

    تلاطم و آشفتگی روز افزون

    کاهش قیمت نفت به اقتصاد قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان، آسیب جدی وارد کرده است. همچنین رکود اقتصادی طولانی مدت در روسیه، تجارت و جریان‌های مالی به آسیای مرکزی را محدود کرده، وضعیت اقتصادی وخیم‌تر شده و وضعیت اجتماعی نیز ماهیتی بی‌ثبات یافته است.

    در کنار این مسائل، فرصت‌های شغلی کاهش یافته و دستمزد‌ها رکودی بی‌سابقه پیدا کرده به طوریکه هزاران مهاجر برای کسب درآمد به روسیه سفر کرده‌اند. تمامی این شواهد حاکی از این هستند که اعمال فشار بر رهبران آسیای مرکزی در حال افزایش است.

    تهدیدهای رو به گسترش روحیات مبارزه‌ای و جنگ‌طلبی در منطقه (از جانب گروه‌های مذهبی و یا شهروندان ناراضی و خشمگین)، بی‌ثباتی و آشفتگی (حملات تروریستی قزاقستان، انفجار سفارت چین در «بیشکک» توسط یک بمب گذار انتحاری –شبه‌نظامی «اویغور»– در ماه اوت و حملات مکرر طالبان یا داعش به کشورهای هم مرز با افغانستان)، از جمله دلایل نگرانی روزافزون حکام منطقه نیز هستند.

    این درحالیست که در جهت تأمین امنیت، رؤسای جمهور تاجیکستان و ترکمنستان مسئله تمدید اختیارات و قدرت خود برای مدتی نامحدود ‌را مطرح کردند. در قانون اساسی قرقیزستان تغییراتی بوجود آمد که به واسطه آن‌، رئیس‌جمهور (ریاست جمهوری این کشور به یک دوره محدود است) می‌تواند پس از خروج از این پست در سال 2017، نفوذ خود را همچنان حفظ کند.

    در قزاقستان نیز، تغییراتی در کابینه وزرا به وجود آمد و رهبر جدید ازبکستان هم در آستانه انتخابات در دسامبر 2016، سلسله تغییراتی در کابینه وزرا و ترکیب رهبران منطقه‌ای ایجاد کرد.

    منافع بازیگران خارجی

    با این حال، این اقدامات برای اصلاح وضعیت بسیار پیچیده تأمین امنیت منطقه کافی نیست. تا زمانی که قیمت‌ پایین نفت و بحران مالی در روسیه همچنان  بر اقتصاد منطقه تأثیر منفی داشته باشد، تغییرات سیاسی آسان‌ نخواهند بود.

    بی‌ثباتی منطقه نه تنها رهبران کشورهای آسیای مرکزی، بلکه کشورهای دیگر که در این کشورها منافعی دارند را نگران می‌کند.

    از سوی دیگر، موقعیت استراتژیک و منابع طبیعی منطقه همواره مورد توجه بسیاری از بازیگران خارجی بوده است. به عنوان مثال، ایالات متحده به همراه سرویس‌های مخفی منطقه با تروریسم و ​​قاچاق مواد مخدر مبارزه می‌کند. ترکیه هم با منطقه نقاط اشتراک زیادی در فرهنگ و اقتصاد دارد.

    با این حال، تاکنون، نفوذ روسیه و چین در این منطقه بیشتر از سایر کشورها بوده است. زیرا این کشورها در شکل‌گیری پویایی سیاسی منطقه نقشی فعال داشته و طوری رفتار می‌کنند که نیازهای منطقه با خواسته آنها تطابق داشته باشد.

    اقدامات روسیه و چین

    روسیه پایگاه‌های نظامی خود را در قرقیزستان و تاجیکستان دوباره سازمان‌دهی کرده و همکاری با ازبکستان و ترکمنستان را در حوزه امنیت افزایش داده است.

    بلافاصله پس از مرگ کریم‌اف، نمایندگان روسیه انتظار پیروزی «شوکت میرضیایف» در انتخابات آینده را داشته و در این راستا مشاوره‌هایی نیز با وی انجام دادند. «ولادیمیر پوتین» به محض رسیدن هر یک از رهبران منطقه به قدرت، همین کار را انجام می‌دهد.

    بدین ترتیب، می‌توان حدس زد که «کرملین» در فرآیند تحولات مداوم در آسیای مرکزی شرکت می‌کند و یا حتی آنها را هماهنگ می‌سازد، با این هدف که وضعیت موجود را همچنان حفظ نماید.

    اولویت اولیه برای چین در منطقه نیز حفظ ثبات است. این کشور در دهه گذشته به بازیگر کلیدی اقتصادی در آسیای مرکزی تبدیل شده است. با این حال، پکن بیشتر نگران خلاء قدرت و رهبران ضعیف در این منطقه است.

    هر یک از این عوامل (شکنندگی اوضاع امنیتی و وجود رهبران ضعیف) می‌توانند وضعیت اجتماعی و اقتصادی منطقه را بدتر کرده و در نتیجه، مشکلاتی را برای چین – به عنوان مثال، تضعیف منافع اقتصادی این کشور در منطقه و یا ترویج افراط‌گرایی اویغورها – ایجاد کنند.

    چین پس از انفجار سفارتش در قرقیزستان، به گسترش طیف وسیعی از تعهداتش در منطقه از نظر امنیتی پرداخت و به مأموران اجرای قانون قرقیزستان در بررسی این حمله تروریستی کمک کرد و همچنین در 27 سپتامبر اعلام کرد که 11 پایگاه در مرز تاجیکستان و افغانستان خواهد ساخت.

    روسیه و چین به احتمال زیاد تلاش می‌کنند تا قیم منطقه شوند. این 2 کشور تابع ایده مبارزه با سازمان‌های زیرزمینی شبه نظامیان افراط‌گرا هستند و به همین‌دلیل، بی‌ثباتی روزافزون آسیای مرکزی افزایش همکاری آنها را در پی دارد.

    تا زمانی که چین همچنان به گسترش افق‌های فعالیت خود در منطقه در زمینه‌هایی به جز تجارت و سرمایه‌گذاری بپردازد، روسیه به طور فعال‌تری برای حفظ سلطه خود تلاش خواهد کرد و در نهایت، رقابت روزافزون این 2 قدرت، می‌تواند فشار داخلی در کشورهای آسیای مرکزی را افزایش دهد.

    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13950813000206

    منبع : آسیا نیوز |استراتفور گزارش داد : انتقال قدرت در آسیای مرکزی و منافع بازیگران داخلی و خارجی
    برچسب ها : منطقه ,آسیای ,مرکزی ,کشورهای ,روسیه ,رهبران ,آسیای مرکزی ,کشورهای آسیای ,قانون اساسی ,انتقال قدرت ,منافع بازیگران ,کشورهای آسیای مرکزی، ,تغییرا

    محمدحسین دهقانیان : افغانستان در چنبره طالبان

    :: محمدحسین دهقانیان : افغانستان در چنبره طالبان

    افغانستان در چنبره طالبان

    سه‌شنبه 16 آذر 1395

    محمدحسین دهقانیانمؤسسه مطالعات و تحقیقات بین‌المللی (ابرار معاصر تهران) tisri

    طالبان در اواخر فصل عملیاتی جاری خود در افغانستان به‌سر می‌برد که معمولاً به ماه‌های گرم سال محدود می‌شود. بررسی رویدادهای مربوط به داعش و طالبان حاکی از مخاطره‌آمیز بودن و سیال بودن اوضاع دارد و بنابراین نیازمند توجه جدی و راهبردی به این مسئله است.

    با اوج گرفتن حملات طالبان در سراسر افغانستان که اکنون طبق برخی گزارش‌ها بیش از یک‌سوم خاک این کشور را در تصرف خود دارند مناطق غربی و شمال غربی این کشور در کنار مرزهای ایران و ترکمنستان هم در امان نمانده است و در هفته‌های اخیر به‌ویژه ولایات فراه، بادغیس و فاریاب صحنه قدرت‌نمایی طالبان بوده است.

    ولایت فراه به‌تدریج درحال دچار شدن به همان وضعیتی است که در ولایات قندوز و هلمند وجود دارد و طالبان با محاصره مرکز ولایت می‌کوشد حلقه را تنگ‌تر کند و دیر یا زود به تصرف آن نائل شود. با توجه به همجواری فراه با ولایت هلمند تسری ناامنی از هلمند به این ولایت خیلی هم عجیب به‌نظر نمی‌رسد.

    در بادغیس هم که با ترکمنستان مرز مشترک دارد تحرکات طالبان شدت گرفته است و این امر موجبات نگرانی بیش‌ازپیش عشق‌آباد را فراهم می‌کند. حملات مرزی در یک سال اخیر در این منطقه شدت گرفته است و تاکنون چندین مرزبان ترکمن جان خود را ازدست داده‌اند؛ امری که موجب شد ترکمنستان به‌شدت تدابیر امنیتی را تشدید کند و حتی با کنار گذاشتن اصل بی‌طرفی، فعالانه برای تقویت نیروهای ضدطالبان در خاک افغانستان وارد عمل شود.

    درمجموع، به‌نظر می‌رسد طالبان قصد دارد با ناامن کردن شمال و غرب افغانستان نیروهای افغان را دچار پراکندگی بیشتر کند.

    گزارش اخیر مربوط به محاصره مرکز ولایت فراه توسط طالبان بسیار مهم است و به‌این‌ترتیب می‌توان فراه را بعد از قندوز، هلمند و ارزگان چهارمین ولایت در افغانستان دانست که در محاصره طالبان قرار گرفته‌اند و به‌این‌وسیله طالبان نشان داده است در اجرای راهبرد نظامی نسبتاً تازه خود در بستن راه‌ها و تنگ کردن حلقه محاصره نسبتاً موفق بوده است.

    ناتو برای پیشگیری از سقوط فراه ناچار شده است گروهی از مربیان و مشاوران نظامی را روانه این شهر کند. نیروهای طالبان در تازه‌ترین پیشروی‌های خود موفق شدند یک بار دیگر طی یک سال گذشته وارد شهر قندوز شوند و این مرکز ولایتی مهم را به‌طور موقت به اشغال خود درآورند. محاصره سایر مراکز هم می‌تواند همین وضعیت را برای آنها رقم بزند. در هلمند هم تقریباً می‌توان از تصرف کامل آن توسط طالبان سخن به میان آورد و به‌نظر می‌رسد حوزه نفوذ دولت افغانستان در این ولایت به مرکز آن محدود شده است.

    در شمال افغانستان همچنان قندوز در کانون حملات طالبان قرار دارد و پس از آنکه برای دومین بار طی یک سال اخیر طالبان موفق به تصرف شهر قندوز شد عملیات بیرون راندن طالبان از شهر و پاکسازی آن به‌سختی صورت گرفت و بعید به‌نظر می‌رسد که نیروهای افغان بتوانند از بروز چندباره این قبیل حملات جلوگیری کنند.

    طالبان با راهبرد نظامی خود ابتکارعمل را به‌دست گرفته است و دائماً درحال گسترش قلمرو تحت کنترل خود است و به‌عبارتی از همان راهبردی بهره می‌گیرد که زمانی قرار بود دیوید پترائوس، فرمانده پیشین آمریکا و ناتو در افغانستان، به اجرا بگذارد و نام آن را راهبرد لکه جوهر گذاشته بود. به‌عبارت‌بهتر، قرار بود مناطق امنی ایجاد شود و سپس همچون یک لکه جوهر به مناطق مجاور بسط یابد. اکنون طالبان همان را به اجرا گذاشته است با این تفاوت که مناطق ناامن را به‌هم می‌چسباند.ناامن شدن بغلان در جوار قندوز هم می‌تواند برهمین‌اساس تبیین شود.

    اگر به جغرافیای حملات طالبان در افغانستان توجه شود به‌خوبی می‌توان فهمید که طالبان ازیک‌سو در مناطقی چون قندوز، هلمند و فراه تمرکز کرده است و ازسوی‌دیگر درحال تسری آن به ولایات همجوار است چنانکه درمورد هلمند به ارزگان و فراه تسری داده است در قندوز به بغلان و بلخ و تاحدی جوزجان و در فراه به غور و فاریاب گسترش داده است.

    اگر این روند ادامه یابد نیروهای افغان قادر نخواهند بود اوضاع را همچنان در کنترل خود نگه دارند و عقب‌نشینی‌های «تاکتیکی» که اکنون درمورد برخی ولسوالی‌ها رخ می‌دهد شامل حال کل ولایات نیز خواهد شد و به‌این‌ترتیب بر قدرت چانه‌زنی طالبان افزوده خواهد شد.

    درمجموع طالبان شش مرکز ولایت در افغانستان را درمعرض سقوط قرار داده است شامل مراکز ولایت‌های قندوز (شهر قندوز) و بغلان (پل خمری) در شمال، مراکز ولایت‌های ارزگان (ترین‌کوت) و هلمند (لشکرگاه) در جنوب و مراکز ولایت‌های فراه (شهر فراه) و فاریاب (میمنه) در غرب. این امر تاکنون به آواره شدن ده‌ها هزار نفر از ساکنان این شهرها منجر شده است.

    روسیه و کشورهای آسیای مرکزی همچنان به‌شدت نسبت به رخنه داعش به آسیای مرکزی ازطریق افغانستان نگران هستند و به‌ویژه مقام‌های روسیه معتقدند که آمریکا هم درمورد میزان حضور داعش در افغانستان پنهانکاری می‌کند و هم اینکه از گسترش ناامنی به آسیای مرکزی به‌طور ضمنی حمایت می‌کند.

    به عقیده روس‌ها، مرز بین طالبان و داعش در شمال افغانستان مبهم است و باوجودی‌که منابع غربی تعداد نیروهای داعش در افغانستان را اندک جلوه می‌دهند (کمتر از 1500 نفر) منابع روسیه عموماً تعداد آنها را چندبرابر برآورد می‌کنند و ترکیب نیروهای داعش را هم عمدتاً متشکل از اتباع کشورهای آسیای مرکزی تلقی می‌کنند. ازسوی‌دیگر، در میان کشورهای آسیای مرکزی، تاجیکستان بیش از سایر کشورهای منطقه نگران تسری ناامنی‌ها از افغانستان است و به‌همین‌دلیل ضمن پناه بردن به حمایت نظامی مستقیم مسکو (به‌دلیل استقرار پایگاه نظامی روسیه) به تقویت پاسگاه‌های مرزی خود همت گماشته است. تاجیکستان به‌دلیل پیشینه ناامنی ناشی از افغانستان به‌شدت نگران حضور هزاران جنگجویی است که در شمال افغانستان مشغول فعالیت هستند.

    http://www.tisri.org/default-2279.aspx

    منبع : آسیا نیوز |محمدحسین دهقانیان : افغانستان در چنبره طالبان
    برچسب ها : طالبان ,افغانستان ,فراه ,قندوز ,هلمند ,ولایت ,آسیای مرکزی ,نیروهای افغان ,مراکز ولایت‌های ,شمال افغانستان ,به‌نظر می‌رسد ,کشورهای آسیای مرکز

    نیروگاه ۱۴۰۰ مگاواتی بخار برق با همکاری روسیه در سیریک ساخته می‌شود

    :: نیروگاه ۱۴۰۰ مگاواتی بخار برق با همکاری روسیه در سیریک ساخته می‌شود

    نیروگاه ۱۴۰۰ مگاواتی بخار برق با همکاری روسیه در سیریک ساخته می‌شود

    فرماندار شهرستان سیریک گفت: در روز های آینده کلنگ احداث نیروگاه بخار 1400 مگاواتی با همکاری شرکت تکنوپروم اکسپورت روسیه و شرکت ایران عمران آذرستان در منطقه ساحلی شهر بندر کوهستک و روستای کرپان شهرستان سیریک به زمین زده خواهد شد.

    جمعه / ۱۹ آذر ۱۳۹۵ / ۱۱:۲۹

    به گزارش ایسنا، میرمرسل ایزدی‌پور، فرماندار شهرستان سیریک در دیدار با نمایندگان کشور روسیه اظهار کرد: این نیروگاه بخاری برق، در زمینی به مساحت 100 هکتار  در 4 واحد 350 مگاواتی، طی 55 ماه با مشارکت دو شرکت ایرانی و روسی ساخته خواهد شد. این پروژه یکی از طرح‌های توسعه سواحل مکران است که مورد توجه دفتر مقام معظم رهبری و دولت تدبیر و امید است. با راه‌اندازی این پروژه ملی زمینه اشتغال بیش از 3500 نفر در منطقه را فراهم می‌کند.

    نماینده عالی دولت در شهرستان سیریک تصریح کرد: احداث این پروژه ملی توجه به بزرگ‌ترین زیرساخت منطقه است که باعث توسعه، اشتغال‌زایی و شکوفایی استان و کشور می‌شود.

    ایزدی‌پور اضافه کرد: با توجه به همکاری و ارتباط‌های بسیار خوب و سازنده دو کشور روسیه و ایران در زمینه‌های مختلف داخلی و بین‌المللی، کارنامه بسیار خوب و درخشانی از کشور روسیه در ایران است که این نشان دهنده  پیوند دوستی عمیق دولت دو کشور و دو ملت ایران و روسیه است.

    فرماندار سیریک اذعان کرد: در این جلسه ایوانف و پچلیسوف و تاجیک به عنوان نمایندگان شرکت های ایرانی و روسی در خصوص روند و نحو اجرای پروژه و استفاده از ظرفیت‌های منطقه و نیروهای بومی، سخنانی بیان کردند.

    وی خاطرنشان کرد: آئین کلنگ زنی این پروژه ملی در روز های آینده با حضور دکتر جادری استاندار هرمزگان، و مقامات عالی رتبه کشور و روسیه اجرا خواهد شد.

    http://www.isna.ir/news/95091911068/

    منبع : آسیا نیوز |نیروگاه ۱۴۰۰ مگاواتی بخار برق با همکاری روسیه در سیریک ساخته می‌شود
    برچسب ها : روسیه ,سیریک ,کشور ,پروژه ,شهرستان ,شرکت ,شهرستان سیریک ,کشور روسیه ,فرماندار شهرستان ,ساخته می‌شود ,سیریک ساخته ,فرماندار شهرستان سیریک ,سیری

    فروشگاه

    لینک عضویت در کانال تلگرام

    عضویت در گروه تلگرام جوک کلیپ عکس


    کانال تلگرام

    جدیدترین مطالب

    تبلیغات

  • دانلود آهنگ